ترجمة القاضي نورالله

ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٤٧

- لح - در مقام سلطنت خواهد بود بعد از امير المؤمنين على (ع) انتهى وبالجملة هرچند صدق شرطيه مستلزم صدق مقدم نيست اما احتمال دادن وجود وغيبت آنحضرت و تقديم اين احتمال بر احتمال عدم ناظر در ترجيح اوست وكسى كه يكمرتبه آنچنان حكم جزم بوفات مهدى (ع) نموده باشد باين اسلوب سوق كلام نمينمايد كما لا يخفى على العارف باساليب الكلام وبر تقدير تسليم ميگوئيم انكار وجود محمد بن الحسن العسكري عليه السلام منافى تشيع شيخ نيست چه بعضى از طوايف شيعه حتى جمعى از امامية قائل بدوازده امام كه يكى از ايشان محمد بن الحسن العسكريست نيستند چه مناط تشيع بر اعتقاد آنست كه بعد از پيغمبر (ص) خليفهء بحق بلا فصل امير المؤمنين على بن ابي طالب (ع) است چنانچه در صدر كتاب مذكور شده وآنچه در اين مقام از روايت صاحب احباب وعبارت رسالهء شيخ تحرير يافت نص صريحست در اين باب وما در مواضع اين كتاب ذكر مطلق امامية را منظور داشته ايم ومقصود بذكر اماميهء اثنى عشريه نگذاشته ايم " ويكشف عن هذا الاجمال ما ذكره المحدث النوري (ره) في الباب الرابع من كتابه المسمى بالنجم الثاقب بهذه العبارة " وطايفة ديگر از اهل سنتند كه قائلند بتولد آنجناب بلكه رسيدنش بمقامات عاليه ولكن گويند وفات كرده مانند احمد بن محمد سمناني معروف بعلاء الدولهء سمناني چنانچه در تاريخ خميس وغيره از أو نقل كردند كه أو گفت در مقام ذكر ابدال واقطاب كه رسيد بمرتبهء قطبيت محمد بن الحسن العسكري واو چون پنهان شد داخل شد در دائرهء ابدال، وترقى كرد بتدريج از طبقهء بطبقهء تا اينكه گرديد سيد افذاذ، وقطب در آنوقت على بن حسين بغدادي بود پس چون وفات كرد ومدفون شد در شونيزيه نماز گذارد بر أو محمد بن الحسن العسكري ودر جاى أو نشست وباقى ماند در رتبهء قطبيت نوزده سال آنگاه خداى تعالى أو را از اين جهان با روح وريحان برد وقائم مقام أو شد عثمان بن يعقوب جوينى خراساني ونماز كرد بر أو وجميع اصحابش ودفن كردند