فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٩ - مبحث دوازدهم ديدگاههاى فقهى در احكام عقلى
مبحث دوازدهم: ديدگاههاى فقهى در احكام عقلى
هرچند در آثار قدماى شيعه از دليل عقل بصراحت بحثى به ميان نيامده و از عقل بمثابه كاشف از حكم شرعى در رديف كتاب و سنت نامى برده نشده و پيشينيان بيشتر در جهت نفى عقل در قالب مردود شدن عمل به قياس گام بر مىداشتهاند.
در آثار شيخ مفيد (ره) به گونهاى كه كراجكى در كنزالفوايد گزارش نموده عقل را در رديف كتاب و سنت آورده لكن از عقل به عنوان راه شناخت حجيت كتاب و سنت ياد كرده است [١] .
عدةالاصول شيخ طوسى (ره) نيز چيزى بر اين مطلب نمىافزايد. شايد ابن ادريس، نخستين فقيه اصولى شيعه است كه به صراحت عقل را در رديف كتاب و سنت و اجماع به عنوان يكى از چهار دليل اثبات حكم شرعى آورده است.
وى در مقدمه كتاب السرائر مىنويسد: «حق از چهار طريق بيرون نيست يا كتاب خداست يا سنت رسول خدا، و يا اجماع و يا دليل عقل. هنگامى كه سه دليل اول در دسترس نباشد محققان در مسائل شرعى به دليل عقل اعتماد مىكنند. زيرا عقل شريعت با عقل استمرار مىيابد و امورش به عقل موكول مىباشد. از راه عقل مىتوان به شناخت همه احكام شرع در تمام مسائل فقه رسيد پس بايد به عقل اعتماد نمود و بدان تمسك جست؛ هركس از آن روى برتابد از حق دور مىماند و به راه ناشناخته كشانده مىشود و گفتارش از مذهب جدا مىشود [٢] .
بسيارى از متأخران نيز اين راه را پيموده و از عقل به عنوان دليلى در رديف سه دليل ديگر ياد نمودهاند لكن در مجموعه مباحثى كه در زمينه عقل بمثابه كاشف از حكم شرعى به دست ما رسيده است ناهمگونيهاى فراوانى به چشم مىخورد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود.
١. اجماع به عنوان كاشف از قول يا تقرير معصوم در حقيقت وسيلهاى براى كشف دليل شرعى يعنى قول يا تقرير معصوم است نه آنكه خود كاشف از حكم
[١] . رك: كراجكى، كنزالفوائد، ج ٢، ص ١٥.
[٢] . رك: ابن ادريس، السرائر، ج ١، ص ٤٦، چ قم، مؤسسة النشر الاسلامى، ١٤١٠ (ه. ق).