ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - رجعت در روايات
رجعت در روايات
رجعت از جمله امور اعتقادى است كه با روايات صحيح[١] و متواتر[٢] به اثبات رسيده و با صراحت مىتوان گفت در مورد هيچ يك از معارف دينى به اندازه رجعت، روايات صريح و روشن وارد نشده است.
علامه مجلسى پس از نقل نزديك به دويست روايت درباره رجعت مىنويسد:
چگونه ممكن است كسى كه به حقانيت ائمه اطهار (ع) ايمان دارد، در چيزى ترديد كند كه به صورت متواتر در نزديك به دويست روايت صريح از آنها نقل شده است. رواياتى كه چهل و اندى از بزرگان مورد اعتماد و علماى اعلام در افزون بر پنجاه مورد از تأليفهاى خود، آنها را آوردهاند، بزرگانى چون ثقة الاسلام كلينى، محمد بن بابويه (شيخ صدوق)، ابو جعفر طوسى (شيخ طوسى)، سيد مرتضى، نجاشى، كشّى، على بن ابراهيم، سليم هلالى، شيخ مفيد و ....[٣]
شيخ حر عاملى نيز در كتاب خود پس از آنكه بيش از ١٧٠ روايت در اين باره نقل مىكند، مىنويسد:
اينها بخشى از حديثهايى است كه من در اين زمان- با وجود كمى فرصت براى جستوجوى كامل و كمبود كتابهاى مورد نياز در اين زمينه- بدانها دست يافتم. بىترديد اين احاديث از حد تواتر معنوى فراتر است. احاديثى كه در ديگر ابواب اين كتاب آمده و خواهد آمد نيز بر اين موضوع دلالت دارد. عقل محال مىداند كه بگوييم تمام راويان اين احاديث به اتفاق اقدام به دروغگويى و نسبت ناروا كردهاند يا اينكه همه اين احاديث جعل شدهاند، يا اين كه رواياتى كه در اين زمينه به ما نرسيده بيش از رواياتى است كه به ما رسيده است. كاش مىدانستم كدام عاقل است كه همه راويان اين موضوع را دروغگو مىپندارند؛ گواهى همه بزرگانى كه در كتابهاى معتبر خود بر درستى اين روايات گواهى دادهاند، رد مىكنند و روايتهايى صريحى را كه در اين زمينه وارد شدهاند تأويل مىكنند. در حالى كه اين روايات از رواياتى كه در زمينه تعيين هر يك از امامان وارد شده است، بيشتر و از نظر دلالت صريحتر و واضحتر است. در هيچ يك از مسائل راجع به اصول و فروع [دين] به اندازه اين موضوع، دلايل، آيات و روايات يافت نمىشود.[٤]
رواياتى را كه در اثبات رجعت به آنها استدلال شده است، به دو دسته مىتوان تقسيم كرد: نخست، رواياتى كه به صراحت از رجعت سخن گفتهاند و دوم، رواياتى كه به همانندى