ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - رجعت در دعاها و زيارت ها
پىنوشتها:
[١]. علماى شيعى از قرن ششم به بعد برخىشرط حجيّت را عدالت راوىها و برخى وثاقت آنان دانستهاند كه بر اساس همين عقيده روايات را به چهار قسم تقسيم مىكنند: صحيح، حسن، موثق و ضعيف. «روايت صحيح» در نظر اماميّه آن است كه از نظر سند به وسيله راويان عادل و امامى مذهب به معصوم اتصال پيدا كند. «روايت حسن» آن است كه به وسيله راوى امامى و خوش نام به امام برسد، بىآنكه تصريح به عدالت، و وثاقت آنها شده باشد. «روايت موثّق» آن است كه توسط راوى غيرامامى ولى ثقه و قابل اعتماد، به امام برسد. «روايت ضعيف» آن است كه شروط سهگانه فوق را نداشته باشد. (ناصر مكارم شيرازى با همكارى جمعى از اساتيد و محققان حوزه علميه قم، دايرة المعارف فقه مقارن، چاپ اول، قم، مؤسسةالامام على بن ابى طالب (ع)، ١٣٨٥، ج ١، ص ١٧٥).
[٢]. بر اثر فاصله زمانى ميان اكثر امّت اسلامى با حضرات معصمين (ع)، روايات، توسط واسطههاى متعددى به آنان مىرسد و هر چه فاصله ميان مردم و معصوم بيشتر شود، واسطهها بيشتر خواهند بود. اصطلاحاً به هر واسطهاى طبقه مىگويند. «خبر متواتر» آن است كه در هر يك از طبقات، گروهى وجود داشته باشند كه تبانى آنان بر كذب و جعل خبر عادتاً امكانپذير نباشد و لذا تواتر يقين آور است.
تواتر بر سه قسم است: اوّل: «تواتر لفظى» و آن عبارت است از خبرى كه تمام راويان آن با الفاظ يكسان، از آن خبر دهند. دوم: «تواتر معنوى» كه همه از مدلول تضمّنى يا التزامى واحدى خبر مىدهند. سوم: «تواتر اجمالى» كه عبارت است از اطمينان به صدور يكى از خبرها به نحو اجمال، بدون اين كه آن خبر مشخص باشد هر چند آن اخبار اشتراكى در محتوا نداشته باشند. (همان، ص ١٧٣)
[٣]. بحارالانوار، ج ٥٣، صص ١٢٢ و ١٢٣.
[٤]. الإيقاظ من الهجعةبالبرهان على الرجعة، صص ٣٩١ و ٣٩٢.
[٥]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٦٣، ح ٥٣.
[٦]. همان، ص ٩٢، ح ١٠١.
[٧]. همان، ص ١٢١، ح ١٦١.
[٨]. همان.
[٩]. ر. ك: الإعتقادات، مندرج در مجموعه مصنفات الشيخ المفيد، ج ٥، ص ٦٢.
[١٠]. كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٥٧٦؛ بحارالأنوار، ج ٢٨، ص ١٠، ح ١٥.
[١١]. بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٥٩، ح ٤٥.
[١٢]. ر. ك: سوره بقره (٢)، آيه ٦٥ و سوره اعراف (٧)، آيه ١٦٦.
[١٣]. ر. ك: سوره انفال (٨) و آيه ٣٣.
[١٤]. رجعت از ديدگاه عقل، قرآن، حديث، صص ٤٧ و ٤٨.
[١٥]. بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٩٥، ح ١١١؛ ج ١٠٢، ص ١١١.
[١٦]. همان.
[١٧]. من لايحضره الفقيه، ج ٢، ص ٣٧٣؛ مفاتيحالجنان.
[١٨]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٩٢، ح ٩٩.
[١٩]. بحارالأنوار، ج ٩٩، ص ٨٢؛ مفاتيح الجنان.
[٢٠]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٩٢، ح ١٠٠.
[٢١]. همان، ص ٩٤، ح ١٠٤.
[٢٢]. همان، ح ١٠٥.
[٢٣]. همان، ح ١٠٦.
[٢٤]. همان، ح ١٠٧.
[٢٥]. همان، ص ٩٥، ح ١٠٨.
[٢٦]. همان، ص ٩٩، ح ١١٨. براى مطالعه بيشتر در اين باره ر. ك: الإيقاظ من الهجعةبالبرهان على الرجعة، صص ٣١٩- ٣٠١.