ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - بزرگداشت مولا
از آوازهاى برخوردار بود- دروس مقدماتى را نزد استادانى چون آيت الله حاج شيخ جعفر بروجردى آموخت. علامه نهاوندى در كتاب شرح دعاى سمات خود از اين استاد چنين ياد كرده است: مستغرق بحار رحمت ودودى، مرحوم آقا شيخ جعفر بروجردى كه حقير صرف و نحو، معانى و بيان، منطق و بعضى از سطوح را خدمت ايشان خوانده ام از جمله صلحا و اتقيا بود.[١]
مرحوم نهاوندى آنگاه براى تكميل آموختههاى خود به بروجرد رفته، پس از چندى به حوزه علميه مشهد راه مييابد و مدتى را نيز در حوزههاى اصفهان و تهران ميگذراند. ايشان در تهران در درس عالمان و حكيمانى مانند حاج ميرزا حسن آشتيانى، حكيم جلوه و حكيم آقا محمد رضا قمشهاى و همشهرى خود آيت الله ميرزا عبدالرحيم نهاوندى حاضر شده، پس از تقويت بنيه علمى خود، رخت سفر به آستان آسمانى اميرمؤمنان، على ع ميكشاند. ده سال د شمس در نجف اشرف همراه با بزرگانى چون علامه سى الدين مرعشى نجفى- پدر آيت الله شهاب الدين مرعشى- در درس عالمان و استادان بلند آوازه آن روز نجف، چون ميرزاى شيرازى، آخوند خراسانى، ميرزا حبيب الله رشتى، د مرتضى كشميرى شركت محدث نورى و زاهد پارسا سى ميكند و به مقام منيع اجتهاد نايل ميآيد.
مرحوم آيت الله مرعشى نجفى درباره ايشان چنين آورده: ايشان مهارت ويژه اى در علم حديث و مقدمات آن، مانند مى مفسر بود. رجال و درايه داشت. وى فقيهى اصولى و متكلمى ايشان همدرس مرحوم پدرم بود.[٢]
علامه نهاوندى پس از يك دهه دانشاندوزى در حوزه حيات بخش نجف با كولهبارى سرشار از فضايل اخالقى و طهارت جان و تهذيب نَفس به ايران برگشته، پس از شش رحل اقامت در آستان رئوف و مهربان خورشيد خراسان، سال سكونت در تهران، مصصم ميشود كه براى هميشه حضرت رضا ع بيفكند.
نگاهى به زندگى پربار فقيه نهاوندى، نشان از سختكوشى و مرارتكشى او در راه تحصيل و دانشاندوزى دارد. او سختيهاى زيادى را بر خود هموار كرده و تلخيهاى زيادى را به جان خريده است؛ از جمله مسافرتهاى فراوان از مشهد، اصفهان، بروجرد و تهران، تا مشهد اميرمؤمنان ع.
داستانهاى شيرينى از عطش دانايى و شوق آموختن و آگاهى از ايشان نقل شده كه سخت آموزنده، شور آفرين و همت برانگيز است. در اينجا به يكى از آنها كه خود در كتاب جنةالعاليه آورده، اشاره ميشود. ايشان با بيان داستانى جن از سختكوشى و پشتكار خواجه عبدالله انصارى چنين مينويسد:
جامى در نفخات االنس به نقل از خواجه عبدالله انصارى چنين آورده: من سيصدهزار حديث ياد دارم با هزار هزار اسناد. هم وى گفته: كه به شب در چراغ، حديث مى نوشتمى، فراغت نان خوردن نبودى. مادر من، نان پاره، لقمه كردى و در دهان من نهادى در ميان نوشتن. همچنين خواجه عبدالله گفته: آنچه من كشيده ام در طلب حديث مصطفى ص هرگز كس نكشيده، يك منزل از نيشابور تا دزآباد كه باران ميآمد، من در ركوع به حالت خميده ميرفتم و جزوههاى حديث به شكم باز نهاده بودم تا تَر نشود.
علامه نهاوندى پس از نقل اين حكايت درباره سختيها و مرارتهاى خواجه عبدالله انصارى، به ذكر اين خاطره مشابه از زندگى خود ميپردازد:
نظير حالت خواجه عبدالله انصارى از براى خود حقير نيز اتفاق افتاد. در سال ١٣١٨ ق. كه از نجف اشرف بيرون آمده، به جانب بلاد عجم= ايران مى آمدم، آب چنان طغيان نمود و سد كاظمين و بغداد را خراب كرد كه از حدود بغداد تا سراى خاكسترى را آب گرفته بود. [مردم] قفه= زورق و قايق را در ميان آب انداخته و زوار و عابرين را عبور ميدادند. حقير [در آن حالت] در ميان قايق به پا ايستاده و مؤلفات فقه و اصول خود را در ساروقى= دستمال و پارچهاى بسته و باالى سر خود نگاه داشته بودم كه اگر فرضا غرق شدم، اول خود غرق شوم، بعد از آن نوبت به مؤلفات برسد و تا به حال كه اين حالت و مقام را تحرير ميكنم و المعظم مقارن ظهر روز يكشنبه بيست و يكم شعبان ١٣٤١ ق. است، اگر مدعى شوم كه در منزل خود از بدو تحصيل تا حال كاغذى را با فراغت بال، به جهت اشتغال به مطالعه كتب و نوشتهجات، صرف ام، همانا ادعايى قريب به صدق نموده ام.[٣]
همانطور كه گفته شد، مرحوم علامه نهاوندى همسايگى و مجاورت حضرت رضا ع را برگزيد و چهل سال در جوار ر به انجام امور مذهبى، اقامه آن مرقد مطهر و مضجع منو جماعت، تدريس و تأليف روزگار گذراند تا اينكه پس از عمرى طوالنى و با بركت، در سن ٩١ سالگى در سال ١٣٦٩ ق. دعوت حق را پاسخ اجابت داد و براى هميشه سر بر آستان آن امام كريم نهاد و پس از وداعى حقشناسانه در صحن دارالعباد به خاك سپرده شد. او ساليانى در مسجد گوهرشاد، پس از اقامه جماعت به منبر مى رفت و براى جمعيت فراوانى كه نماز خود را به او اقتدا ميكردند، سخن ميگفت. سخنان از دل برآمده او تأثيرى شگرف بر زائران و نمازگزاران داشت و مردم مشهد اعتقادى عجيب به او داشتند. كراماتى از اين مرد خدا و عارف پارسا در بعضى از كتابها نقل شده كه ت اوست. در اين جا به نقل حاكى از صفاى باطن و خلوص نى يك خاطره از زبان مرحوم آيت الله محسنى ماليرى كه بيواسطه از زبان آيت الله نهاوندى شنيده بود، ميپردازيم.
بزرگداشت مولا
مرحوم محسنى ملايرى ميگويد: در سفر دومى كه مرحوم آيت الله العظمى بروجردى ره به مشهد مقدس داشتند، مرحوم علامه نهاوندى- كه امامت مسجد گوهر شاد را به عهده