ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - پيام ها و برداشت ها
عسكرى ع خود رسم تقيه پيش گرفت و مرا نيز امر به تقيه فرمود. و اكنون من در تقيه به سر مىبرم تا روزى كه خداوند به من اجازه دهد و قيام كنم.
عرض كردم: آقا چه وقت قيام مىفرماييد؟ فرمودند: موقعى كه راه حج را بر روى شما بستند و خورشيد و ماه در يك جا جمع شدند و نجوم و ستارگان در اطراف آن به گردش درآمدند.
عرض كردم: يابن رسولالله اين كجا خواهد بود؟
مودند: در فلان سال، دابةالارض، در بين صفا و مروه قيام كند در حالىكه عصاى موسى و انگشتر سليمان با او باشد و مردم را به سوى شر سوق دهد ... به سوى كوفه مىآيم و مسجد آن را ويران مىكنم و طبق ساختمان اول، آن را بنا مىكنم و ساختمانهايى را كه ستمگران ساختهاند خراب مىنمايم. و به همراه مردم حج اسلامى را انجام مىدهم و به مدينه مىروم، حجره اطاق خاص حضرت رسول ص را خراب كرده، آن دو تن را كه در آنجا مدفون هستند، بيرون مىآورم و دستور مىدهم آنها را با بدنهاى تازه به كنار بقيع بياورند. به دو شاخه خشكيده امر مىكنم آنها را به دار بياويزند و مردم به وسيله آن دو آزمايش مىشوند، اما سختتر از آزمايش اول. منادى از آسمان صدا مىزند! اى آسمان! نابود كن. و اى زمين! بگير. در آن روز بر روى زمين كسى باقى نمىماند جز مؤمنى كه قلبش خالص به ايمان باشد.
عرض كردم: مولاى من! بعد از آن چه مىشود؟ فرمود: بازگشت، بازگشت، بعد اين آيه را تلاوت فرمود:
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً[١]
پس از چندى دوباره شما را بر آنان چيره نموديم و شما را با اموال و پسران يارى داديم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر كرديم.
على بن مهزيار گويد: چند روزى ميهمان آن حضرت در آن خيمه بودم، و استفاده از انوار و علومش مىكردم! تا آنكه خواستم به وطن برگردم. مبلغ پنجاه هزار درهم داشتم، خواستم به عنوان وجوهات تقديم حضورش كنم.
امام ع فرمودند: از قبول نكردنش ناراحت نشوى، اين به علت آن است كه تو راه دورى در پيش دارى و اين پول مورد احتياج تو خواهد بود. پس خداحافظى كردم و به طرف اهواز به راه افتادم، و هميشه به ياد آن حضرت و محبتهاى ايشان هستم و آرزو دارم باز هم آن حضرت را ببينم.
پيامها و برداشتها
١. يكى از بركات زياد به جا آوردن حج براى كسانى كه توانايى دارند، آن است كه امكان تشرف خدمت مولاى انس و جان، حضرت صاحبالزمان ع در آن مكان شريف و زمان مقدس بهتر فراهم است.
اسحاق بن عمار به امام صادق ع عرض كرد: من هر سال خودم را مهيا براى به جا آوردن حج مىكنم، تا اين حد كه خودم يا مردى از اهل خانه خود را با مال خودم بفرستم تا حج به جا آورد. امام ع فرمودند: بر نيتت پايدار هستى؟ عرض كردم: بلى. فرمودند: پس اگر انجام دادى يقين به كثرت مال داشته باش؛ يا فرمودند: بشارت باد بر تو به كثرت مال و فرزندان.[٢]
٢. لازم است انسان هميشه با اميدوارى به استجابت دعا، اطمينان به گرفتن جواب، با نشاط دعا و درخواست خود را تكرار نمايد و از به تأخير افتادن جواب- بنا به مصلحتهايى- خسته و نگران نشود، زيرا پروردگار الحاحملحين را در دعا نمودن دوست مىدارد.
حضرت امام صادق ع فرمودند:
همانا خداى عزوجل خوش ندارد كه مردم در انجام حاجت به همديگر اصرار كنند، ولى آن را براى خودش دوست دارد. خداى عز و جل دوست دارد كه از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست طلب كرده شود.[٣]
٣. ازحالات خوبى كه انسان مىتواند اميدوار به استجابت دعا باشد، حالت سجده است كه شخص به خداوند متعالى خيلى نزديك است. امام رضا ع حديثى فرمودند:
نزديكترين حالت انسان به خداوند عزوجل، حالتى است كه به سجده رفته باشد، و اين معنى گفتار خداى تبارك و تعالى است كه فرموده سجده كن و تقرب جوى.[٤]
٤. از اعمال عبادى مؤثر در انقطاع انسان از دنيا، كه زمينهساز اتصال به آخرت و خداوند متعال است، اعتكاف مىباشد. شخص معتكف در عمل اعتكاف همچون روزه، حج و جهاد، تمرين انقطاع اختيارى و تقرب به كمال خويش را مىچشد. رسول اكرم ص، دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف مىشدند، و مىفرمودند: اعتكاف يك دهه در ماه مبارك رمضان معادل دو حج و دو عمره است.[٥]
٥. مجالست و همنشينى با انسانهاى پاك، خالص، متقى و مؤمن، تأثير بسزايى در تقويت اراده انسان و بيدارى فكر جهت تحصيل آن خصوصيات دارد. حضرت رسول اكرم ص مىفرمايند:
از علما سؤال كنيد، با حكما همسخن شويد و با فقرا مجالست كنيد.
٦. بيدارى شب و داشتن ناله و اشك جارى در مناجات با خداوند متعال، از بهترين حالات براى تقرب به پروردگار و اتصال به اوست. امام صادق ع فرمودند:
هرگاه بدنت لرزيد و چشمت گريان شد، پس مواظب خودت باش، مواظب خودت باش غنيمت بشمار و آنچه را مىخواهى، از خداى سبحان بگير كه مقصود تو مورد قصد و اراده حقتعالى قرار گرفته است.[٦]
و امام باقر ع مىفرمايد:
هيچ قطرهاى نزد خدا محبوبتر از آن قطره اشكى نيست كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى به آن منظور نباشد.[٧]
٧. يكى از ويژگىهاى ارتباط يافتگان با حضرت ولىعصر ع،