ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - غيبت امام عصر (ع)
را نمىشناسند.[١]
امام صادق ع نيز درباره غيبت آن حضرت چنين مىفرمايد: چگونه اين مردم، اين موضوع را كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مىكند كه با يوسف رفتار كرد، انكار مىكنند؟ همچنين چگونه انكار مىكنند كه صاحب مظلوم شما- همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است- در ميان ايشان رفت و آمد مىكند، در بازارهايشان راه مىرود و بر فرش آنها قدم مىنهد، ولى او را نمىشناسند، تا زمانى كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفى كند، همچنانكه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: آيا تو يوسف هستى؟ پاسخ دهد كه بلى، من يوسف هستم.[٢] و[٣]
بنا بر اين فرض، براى حفظ امام مهدى ع از شر دشمنان لازم نيست كه آن حضرت از نظر جسمى از جامعه دور و ازديدگان پوشيده باشد، بلكه همين قدر كه ايشان در ميان مردم شناخته نشود و هويت حضرتش بر آنها پوشيده بماند، كفايت مىكند. شايد از همين روست كه ائمه اطهار ع از مردم مىخواستند نام و عنوان مهدى ع را پوشيده دارند و در پى شناسايى حضرتش نباشند. در توقيعى كه از ناحيه مقدسه امام زمان ع براى محمد بن عثمان، نايب خاص آن حضرت، صادر شده، در پاسخ كسانى كه در پى دانستن اسم و عنوان حضرتش بودند، آمده است:
مردم يا بايد سكوت كنند و در نتيجه، بهشت را برگزينند يا در پى سخن گفتن [از مهدى] و در نتيجه، داخل شدن در دوزخ باشند؛ زيرا مردم اگر بر نام آن حضرت واقف شوند، آن را منتشر مىسازند [و در نتيجه، دشمنان نيز باخبر مىشوند] و اگر از جايگاه او آگاه شوند، آن را به ديگران نيز نشان مىدهند.[٤]
از اين توقيع به دست مىآيد كه حضرتش با پنهان داشتن نام و عنوان و مكان خويش به راحتى مىتواند از شر دشمنان در امان باشد. در اين صورت، ديگر نيازى نيست كه حتما آن امام از نظر جسمى هم از نظرها به دور باشند. آنچه معناى دوم را تأييد مىكند، سخنان كسانى است كه در زمان غيبت كبرا آن حضرت را ديده و حالات مختلفى را براى حضرتش برشمردهاند. چنانكه از سخنان آنها برمىآيد حضرت مهدى ع گاه در موسم حج و با لباس احرام همچون ديگر حجاج با آنها روبهرو مىشود؛ گاه در لباس تجار و شمايلى كه مخصوص تجارتپيشگان است، گاه در صورت يك عرب معمولى كه در بيابانها راه را بر گمشدگان مىنماياند و نظير آن. اين موضوع حكايت از اين دارد كه حضرت مهدى ع از نظر ظاهرى، با انتخاب پوششهاى مختلف، هويت واقعى خود را از ديداركنندگان پنهان داشته است و بيشتر آنان در نگاه اول موفق به شناخت آن حضرت نشدهاند. تنها پس از جدا شدن آن جناب از ايشان، به هويت واقعى شخصى كه با او ديدار كردهاند، پىبردهاند.[٥]
پى نوشتها:
[١]. سيد محمد صدر، تاريخ الغيبة الكبرى، صص ٣٦- ٣١.
[٢]. كتاب الغيبة نعمانى، ص ١٧٥؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، باب ٣٣، ص ٣٤٦، ح ٣٣.
[٣]. كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، باب ٥٦، ص ٦٤٨، ح ٢.
[٤]. كتاب الغيبة نعمانى، ص ١٤.
[٥]. كتاب الغيبة طوسى، ص ٢٢١.
[٦]. سوره يوسف ١٢ آيه ٩٠ و ٩١.
[٧]. كتاب الغيبة نعمانى، ص ١٦٤؛ الكافى، ج ١، صص ٣٣٧- ٣٣٦، ح ٤.
[٨]. كتاب الغيبة طوسى، ص ٢٢٢.
[٩]. ر. ك: همان، صص ١٨١- ١٦٤- ١٥٦ و ٢٥٨؛ ر. ك: ميرزا حسين نورى، نجمالثاقب، صص ٥٠٧- ١٣٩.
\*\*\*
غيبت امام عصر (ع)
نويسنده: آيت الله محمد خادمى شيرازى
ناشر: مؤسّسه انتشارات رسالت
كتاب حاضر اثر مرحوم آيت الله خادمى شيرازى است. در ميان مسائل مهدويت، مسئله غيبت از اهميت خاصى برخوردار است و از همين رو كتاب ارزشمند «كمال الدين» به فرمان امام عصر (ع) به اين وضوع اختصاص يافته. همچنين در ديگر كتابهايى كه راجع به شناخت آن حضرت نوشته شده، بخش مهمى را به اين موضوع پرداخته اند.
مطالب اين اثر به دو بخش تقسيم مىشود كه عبارتند از:
مطالب اين اثر به دو بخش تقسيم مىشود كه عبارتند از: غيبت و جانشينى، مسئله غيبت از ديدگاه آيات و روايات، در بخش نخست مطالبى پيرامون چگونگى غيبت، و نواب حضرت در دوران غيبت صغرا و در بخش دوم غيبت در قرآن كريم و روايات چهارده معصوم بررسى شده است.