ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - امكان پيوستن به ابدال
پيامبر فرمود: به وسيله جود و بخشش و خيرخواهى مسلمانان[١]
مليت و محل اقامت ابدال
با توجه به روايات گذشته مىتوان گفت، ابدال نه از طايفه و مليت خاصى هستند و نه از شهر و ديار به خصوصى؛ بلكه ممكن است يك يا چند نفر از ابدال از يك شهر و يك طايفه خاص باشند و نيز ممكن است هر يك از يك منطقه و شهرى باشند.
به ويژه اگر ابدال را بر ياران امام زمان ع منطبق كنيم كه بدون شك، در شهرهاى مختلف زندگى مىكنند، مگر بر نقل فخرالدين طريحى در مجمع البحرين كه چهل نفر از ابدال را از اهل شام و بقيه را از ديگر شهرها مىداند. وى آورده است: ابدال قومى هستند كه خداوند به بركت آنها زمين را به پا مىدارد و عددشان به هفتاد نفر است، چهل نفر در شام و سى نفر در ساير شهرها هستند ...[٢]
به هر حال، به طور قطع نمىتوان گفت كه جايگاه اين افراد و نحوه تماس آنان با مردم، كجا و چگونه خواهد بود.
امكان پيوستن به ابدال
با توجه به برخى از احاديث، كه ابدال در همه دورانها و زمانها و مكانها وجود دارند، بىترديد مىتوان گفت هر كس با داشتن خصوصيات و ويژگىهاى ياد شده مىتواند از ابدال باشد؛ زيرا روى هيچ مليت خاصى تكيه نشده است. همانگونه كه پيامبر ص مردم را به اين نكته توجه داد كه هرگز اينان به وسيله نماز، روزه و زكات به اين مقام نرسيدهاند بلكه به وسيله جود، سخا و خيرخواهى مسلمانان بوده است. و همچنين در پاسخ برخى كه عرض كردند: يا رسولالله! ما را بر اعمال و كردار اينان راهنمايى كن. فرمود: با گذشت كردن از كسانى كه در حقشان ظلم كردهاند و نيز احسان در برابر بدى، مواسات در آنچه كه خداوند به آنها داده است
پس با داشتن چنين صفاتى مىتوان جزو ابدال شد، اگرچه خود فرد هم به چنين مسئلهاى توجه نداشته باشد. البته اين، بدين معنى نيست كه هر كس چنين ادعايى كرد، بايد از او پذيرفت!
پى نوشتها:
[١]. سفينة البحار، ج ١، ص ٦٤.
[٢]. همان.
[٣]. همان.
[٤]. طريحى، مجمعالبحرين، ص ٤٢٥، ماده بدل
[٥]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٥٣.
[٦]. سفينة البحار، ج ١، ص ٦٤.
[٧]. مفاتيحالجنان، ص ٢٦٤.
[٨]. مسند احمد، ج ٥، ص ٣٢٢.
[٩]. طبرانى، المعجم الكبير، ج ١٠، ص ٢٢٤.
[١٠]. سفينةالبحار، ج ١، ص ٢٨.
[١١]. طريحى، همان، ص ٤٢٥.
[١٢]. فردوس الاخبار، ج ١، ص ١١٩.
[١٣]. مسند احمد، ج ٥، ص ٣٢٢.
[١٤]. طبرانى، همان، ج ١٠، ص ٣٢٤.
[١٥]. فردوس الاخبار، ج ٢، ص ٨٤.
[١٦]. حلية الاولياء، ج ١، ص ٨.
[١٧]. طبرانى، همان، ج ١، ص ٢٢٤.
[١٨]. طريحى، همان، ص ٤٢٥.