ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - بناشناس بودن امام
معنا و مفهوم غيبت
با توجه به روايات وارد شده درباره غيبت امام مهدى ع مىتوان گفت در مورد چگونگى غيبت آن حضرت، دو صورت قابل تصور است.[١]
الف ناپيدا بودن امام
اولين صورت، همان است كه به طور متعارف در اذهان مردم در مورد غيبت آن حضرت وجود دارد؛ يعنى اينكه امام مهدى ع در طول مدت غيبت خويش از نظر جسمى از نظر مردم دور است و اگر چه آن حضرت در اين مدت، مردم را مىبينند و از حال آنها با خبر مىشوند، ولى كسى توان ديدن ايشان را ندارد و با حضرتش روبهرو نمىشود
نعمانى در كتاب الغيبة، چهار روايت نقل مىكند كه همه بيانگر همين صورت اول است. از جمله اين روايات چهارگانه، اين روايت امام صادق ع است كه مىفرمايد:
[در زمان غيبت] مردم، امام خويش را نمىيابند. با اينكه او در موسم [حج] حاضر مىشود و مردم را مىبيند، ولى كسى او را نمىبيند.[٢]
شيخ صدوق در كتاب كمال الدين نقل مىكند كه امام رضا ع در پاسخ كسى كهاز آن حضرت در مورد قائم آل محمد ص پرسيد، مىفرمايد: لايُرى جِسْمُهُ، وَ لايُسَمى بِاسمِه ...؛ جسم [آن حضرت] ديده نمىشود و به اسم نام برده نمىشود.[٣]
اميرالمؤمنين على ع نيز در روايتى مىفرمايد:
حجت خدا بر روى زمين بر آن ايستاده است. در راههاى آن حركت مىكند و در قصرها و خانههاى آن داخل مىشود. او شرق و غرب زمين را در مىنوردد. سخنان مردم را مىشنود و بر جماعت آنها سلام مىكند. او مردم را مىبيند، ولى كسى او را نمىبيند تا زمانى كه وقت ظهور در رسد و وعده الهى تحقق يابد و نداى آسمانى طنينانداز شود. همانا آن روز، روز شادى فرزندان على و شيعيان اوست.[٤]
حاصل روايات بالا اين مىشود كه در طول زمان غيبت، به دليل مصالحى كه پس از اين به آنها اشاره خواهيم كرد، امام عصر ع به كلى از ديدگان مردم غايب است و جز در موارد بسيار اندك و آن هم در مقابل بندگان خاص خداوند حاضر نمىشود.
بناشناس بودن امام
صورت دومى كه براى غيبت حضرت ولىعصر ع مىتوان تصور كرد، اين است كه اگر چه آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مىيابد و با آنها برخورد مىكند، ولى كسى آن امام را نمىشناسد و به هويت واقعى ايشان پى نمىبرد. بنا بر اين فرض، امام مهدى ع در هر شهر و مكانى كه اراده كند، حضور مىيابد و مانند ديگر مردم به زندگى مىپردازد، ولى كسى از حقيقت حال ايشان آگاه نمىشود.
رواياتى وجود دارد كه مىتوان از آنها صورت دوم را استفاده كرد كه از آن جمله بايد به روايتى اشاره كرد كه شيخ طوسى در كتاب الغيبة از دومين نايب خاص آن حضرت؛ يعنى محمد بن عثمان عمرى نقل مىكند:
به خدا سوگند، صاحب اين امر هر سال در موسم [حج] حضور مىيابد، در حالى كه او مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد، ولى مردم با اينكه او را مىبينند، وى