ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - ٣ خورشيد فروزان در پشت ابرهاى تار
و ضرورى خواهد بود، ولى هرگاه كه رهبر به عللى محبوس، يا تبعيد و دور افتاده، يا مريض و بيمار باشد، وجود او براى پيگيرى امور اجتماع و افراد، كافى خواهد بود؛ زيرا باز مردم به اميد آن رهبر، دست به دست هم داده، كارها را ادامه مىدهند. در طول تاريخ، در ميان ملل زنده كه قيام و نهضتهايى داشتند، براى اين مطلب گواهىهاى فراوانى وجود دارد كه نشان مىدهد تا آن رهبر از حيات و زندگى برخوردار بوده، هر چند از نزديك موفق به رهبرى نمىشده، اما تشكيلات آن گروه، باقى و پايدار مىماندهاست؛ اما لحظهاى كه حيات و زندگى او به پايان مىرسيد، تفرقه و دو دستگى، تشتت قوا و پراكندگى و نابسامانى در ميان جمعيت حكمفرما مىگرديد.
بهترين شاهد بر اينكه وجود رهبر، حافظ نظام و نگاهدارنده مكتب و مايه تشكل پيروان اوست، ماجراى نبرد احد است. در جنگ احد، بهطور اشتباه، و يا از روى غرضورزى، ندايى در قلب لشكر بلند شد:
ألا قد قُتل محمد، محمد كشته شد.
اين خبر ناگوار، زمانى در ميان مسلمانان منتشر شد كه آنان مشغول دفاع از تجاوز و تعدى مهاجمان بودند. وقتى شايعه مرگ رهبر قوت گرفت، نظام و پيوستگى آنان چنان گسسته گرديد كه هر كدام به گوشهاى فرار كرده و دست از نبرد كشيدند و گروهى به فكر پيوستن به لشكر دشمن افتادند، اما هنگامى كه خبر قتل پيامبر تكذيب شد، لشكر از هم پاشيده، بار ديگر به دلگرمى وجود رهبر از نقاط مختلف دور پيامبر گرد آمده و نبرد و دفاع را از سر گرفتند. خداوند، در قرآن كريم، اين حقيقت را به خوبى بيان فرموده:
و ما محمد، الا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم. على أعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضرالله شيئاً و سيجزى الله الشاكرين.[١]
با اين توضيح، درباره امام زمان ع بايد گفت: آيا اعتقاد به وجود امام حى و حاضر، ناظر، مستعد و آماده براى نهضت، هر موقعى كه خدا بخواهد، در حفظ وحدت جمعيت و تشكيلات، بالأخص آماده كردن افراد براى نهضت و قيام بر ضد جور، استبداد و خودكامگى، و افسانهپرستى و تفرقهاندازى مؤثر نيست؟
هرگاه جمعيتى معتقد شود كه رهبر آنان در قيد حيات و زندگى بوده و پيوسته مترقب فرمان الهى است كه از پس پرده غيبت بيرون آيد، بهطور مسلم نااميد نمىشود، وحدت كلمه خود را از دست نمىدهد و در حفظ مكتب خويش مىكوشد.
بنابراين اگر رهبر يك جنبش در ميان مردم هم نباشد، وجود واقعى او مىتواند الهامبخش معنوى و مايه اميد، تحرك و يادآورى گردد و اما در مورد اينكه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نكرد، بايد گفت: اگر چنين بود، اصولًا عنوان انتظار ظهور مصلح، واقعيت خارجى پيدا نمىكرد، زيرا انسانها در انتظار فردى مىتوانند باشند كه به زنده بودنش معتقدند والا نمىتوان بشريت را به اين دلخوش داشت كه چند سال بعد ممكن است كسى به دنيا آيد كه قرار است نقش منجى را ايفا كند. پس آدميان در شناخت دقايق و ظرايف حيات و براى آنكه در مسير تكاملى به پيكار برخيزند، لازم است كه از وجود رهبرى، حتى اگر غايب باشد، الهام گرفته و بهرهمند گردند.
٢. امام؛ حجت آشكار خدا
اميرمؤمنان ع در نهجالبلاغه براى خدا دو نوع حجت معرفى مىنمايند: يكى حاضر و آشكار و ديگرى غايب و ناپيدا. آنجا كه مىفرمايد:
پروردگارا، روى زمين هيچگاه از حجتهاى تو خالى نمىماند، حجتهايى كه گاهى مرئى و آشكار، و گاهى از بيم مردم پنهان است، تا دلايل آئين الهى محو و نابود نشود.[٢]
مقصود امام على ع از حجت خائف و مغمور كيست؟ آيا جز آن پيشواى معصوم است كه بر اثر نبودن شرايط مساعد، در پس پرده غيبت به سر مىبرد تا روزى كه جهان براى قيام و نهضت او آماده گردد؟
پس از آگاهى از اين دو نوع حجت به ذكر نام گروهى از اولياى الهى كه آنان يا غايب و پنهان بوده و با اين حال هدايت مىكردند يا به صورت مستتر به سازندگى افراد اشتغال داشتند و يا اينكه نبى و ولى بودند ولى منتظر آن بودند كه فرمان حق رسيده و سپس انجام وظيفه كنند، مىپردازيم:
الف معلم موسى كه در اخبار به نام خضر معرفى شده است؛
ب پيامبر گرامى اسلام ص كه سه سال از طريق فردسازى هدايت مىكرد؛
ج حضرت موسى ع در مدت غيبت چهل روزه؛
د حضرت يونس ع كه مدتها در شكم نهنگ، پنهان از ديدگان به سر مىبرد.
حضرات معصومين ع در پاسخ به پرسش از نحوه بهرهگيرى از امام غايب چنين فرمودند:
الف جابربن عبدالله انصارى، از پيامبر اكرم ص پرسيد:
آيا شيعه در زمان غيبت از فيوضات قائم آل محمد ع برخوردار مىشوند؟
فرمود: آرى! قسم به پروردگارى كه مرا به پيامبرى برانگيخت، از وى نفع مىبرند و از نور ولايتش كسب نور مىكنند، همچنانكه از خورشيد استفاده مىنمايند، هنگامى كه در پشت ابرها پنهان مىگردد.[٣]
ب از امام چهارم، حضرت سجاد ع پرسيدند:
شيعيان در زمان غيبت از وجود حضرت ولىعصر ع چگونه استفاده مىكنند؟
فرمود: آنچنان كه از خورشيد استفاده مىشود هنگامى كه در پشت ابرها پنهان گردد.[٤]
ج حضرت امام صادق ع فرمود:
از روزى كه خداوند متعال، حضرت آدم را آفريده تا روز رستاخيز، زمين خالى از حجت نبوده و نخواهد بود، يا حجت ظاهر و روشن و يا غايب و پنهان.
راوى پرسيد:
از امام غايب چگونه استفاده مىشود؟
فرمود: آنچنانكه از خورشيد استفاده مىشود هنگامى كه در پشت ابر قرار گيرد.[٥]
د در توقيع مباركى كه از ناحيه مقدس امام عصر ع توسط دومين نايب خاص ايشان، محمدبن عثمان به اسحاق بن يعقوب صادر شده است، چنين آمده است:
اما چگونگى استفاده مردم از من، بهسان استفاده آنهاست از خورشيد، هنگامى كه در پشت ابر پنهان شود.[٦]
٣. خورشيد فروزان در پشت ابرهاى تار
در پاسخ پيشوايان دين به منافع وجودى امام غايب ع در عصر غيبت و چگونگى استفاده از محضر او خوانديم كه همگى تصريح مىكنند: در زمان غيبت از فيوضات بىكران ناموس دهر، امام عصر ع، همگان برخوردار هستند، بهسان استفاده آنان از خورشيد، زمانى كه در پشت ابرها قرار گيرد. ولى نكته اينجاست كه چرا امام زمان ع در زمان غيبت به خورشيد پنهان در پشت ابر تشبيه شده است؟
الف- نور هستى و هدايت توسط آن حضرت مىرسد؛ زيرا حضرات ائمه ع، علت غايى ايجاد مخلوقات عالماند و اگر آنها نبودند نور عالم به غير ايشان نمىرسيد و نيز به بركت آنهاست كه علوم و معارف حقه بر مردم آشكار مىگردد