ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ١ وجود رهبر موجب بقاى مكتب
منافع وجودى امام عصر عليه السلام
مهدى سلطانى رنانى
از زمانى كه امام عصر ع از ديدهها پنهان شده و در پس پرده غيبت زندگى خود را شروع كرده است، انبوهى از پرسشها، پيرامون مسائل غيبت مطرح شده است كه بسيارى از آنها از يك پيشينه ديرينهاى برخوردار است، به گونهاى كه بسيارى از اين سؤالها در نوشتههاى نويسندگان كتابهاى مربوط به امام زمان ع
در قرن چهارم و پنجم اسلامى مطرح گرديده و علما پاسخهاى مناسبى به آن دادهاند.
از جمله پرسشهاى رايج درباره امام زمان ع اين است كه:
- به فرض قبول امامى كه فرزند بلافصل امام عسكرى ع است چه خاصيتى بر وجود ايشان مترتب است؟
- اگر امام، پيشواى مردم است بايد ظاهر باشد. بر وجود امام ناپيدا چه فايدهاى مىتوان يافت؟
- امامى كه صدها سال است، غايب است، نه دين را ترويج مىكند، نه مشكلات جامعه را حل مىنمايد، نه پاسخ مخالفان را مىدهد، نه امر به معروف و نهى از منكر مىكند، نه از مظلومى حمايت مىكند و نه حدود و احكام الهى را جارى مىسازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتى دارند؟
- در دوران غيبت كه آن جمال الهى از ديدگان ما ناپيداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟
پيش از پاسخگويى به اين پرسشها ذكر نكاتى چند دراينباره ضرورى است:
١. ظاهراً اين اشكالات از زبان كسانى مطرح مىگردد كه در واقع نه امام را شناختهاند و نه به معناى حقيقى امامت پى بردهاند. و امام را مانند رهبرى عادى كه كارش مسئلهگويى و حداكثر، اجراى حدود و احكام است مىدانند، در حالىكه مقام امامت و ولايت به مراتب از اين مقامات ظاهرى شامختر و والاتر است و بايد دانست كه مفهوم غايب بودن امام مهدى ع اين نيست كه وجودى نامرئى دارد و به يك وجود پندارى شبيهتر است، بلكه او نيز از يك زندگى طبيعى عينى خارجى برخوردار است و تنها استثنايى كه در زندگى او وجود دارد، عمر طولانى اوست و الا آن وجود نازنين، در جامعه انسانى بهطور ناشناس زندگى مىكند.
٢. بايد گفت، اگر چه حضور شخصى امام غايب در بين مردم سبب مىشود كه مسلمانان از بركات بيشتر و در سطح وسيعترى بهرهمند شوند، ولى اين چنين نيست كه اگر شخص امام غايب بود هيچگونه فايده و ثمرهاى براى امت اسلام و مردم نداشته باشد، بلكه مردم را تحت نفوذ شخصيتى خود مىگيرد زيرا آثار امام كه بقيةالله در زمين است، بر دو قسم مىباشد:
١. آثار حضور؛
٢. آثار ظهور؛
و غيبت امام به معناى عدم ظهور اوست، نه عدم حضور.[١]
٣. مسئله فوائد وجودى امام غايب از طرق ذيل قابل بررسى و محل بحث است:
١. از طريق محاسبات اجتماعى؛
٢. از طريق قرآن و نهجالبلاغه؛
٣. از طريق روايات متعدد معصومين ع.
تا هر فردى به فراخور فكر خود، يكى از اين طرق يا هر سه را بپذيرد؛ بهگونهاى كه شخص غير معتقد، به اصالت قرآن و نهجالبلاغه، از طريق اول مىتواند فايده وجود امام غايب را به خوبى درك كند.
اينك؛ بيان اين راهها و پاسخ به سؤال موردنظر به كمك آنها:
١. وجود رهبر موجب بقاى مكتب
محاسبات عقلى و اجتماعى ثابت مىكند كه اعتقاد به وجود چنين امامى، در طول مدت، اثر عميقى در اجتماع شيعه داشته است كه اكنون به آن اشاره مىكنيم:
اصولًا هر جامعهاى براى خود تشكيلات و سازمانى دارد، و براى بقا و ادامه كار سازمانها و به منظور تعقيب هدف، وجود رهبرى لازم است. هرگاه اين رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخلهاش در رهبرى و گردش تشكيلات و سازمانها لازم