ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ٢ دسته دوم روايات
خواهد بود و جز وصى و امام، هيچ كس متصدى [كار كفن و دفن] وصى نشود.[١]
٣. در روايت ديگرى نيز امام صادق ع در پاسخ به اين پرسش كه اولين كسى كه به دنيا رجعت خواهد كرد، چه كسى است، مى فرمايد:
[امام] حسين ع در پى قائم ع خروج مى كند ... حسين ع به همراه آن گروه از يارانش كه با او به شهادت رسيدند، به پيش مى آيد، در حالى كه هفتاد پيامبر، او را همراهى مى كنند، آن گونه كه به همراهى موسى بن عمران فرستاده شدند. قائم ع، انگشتر خود را به او واگذار مى كند. پس حسين ع، نخستين كسى است كه عهده دار غسل و كفن و حنوط آن حضرت مى شود و ايشان را در قبر خود قرار مى دهد.[٢]
٢. دسته دوم روايات
از دسته اى ديگرى از روايات كه به طور عام داللت بر به شهادت رسيدن همه ائمه معصومين ع مى كنند، شايد بتوان استفاده كرد كه امام مهدى ع نيز چون پدران بزرگوار خويش به شهادت مى رسد.
دسته روايات نيز به نمونه هاى اشاره مى كنيم:
١. از امام حسن مجتبى ع در اين زمينه چنين روايت شده است:
به خدا سوگند، پيامبر خدا با ما پيمان بسته است كه اين امر [امامت] را دوازده تن امام از فرزندان على و فاطمه به دست خواهند گرفت و هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه مسموم يا كشته مى شود.[٣]
٢. امام صادق ع نيز در اين باره مى فرمايد:
به خدا سوگند، هيچ يك از ما نيست مگر اينكه كشته مى شود و به شهادت مى رسد.[٤]
٣. از امام رضا ع نيز مشابه همين تعبير روايت شده است.[٥]
گفتنى است اين دسته روايات معمولا براى پاسخ گويى به شبهه هايى كه در مورد شيوه از دنيا رفتن برخى امامان مطرح مى شود، مورد استفاده قرار مى گيرد. علامه مجلسى نيز در كتاب خود، بابى را با عنوان باب شدت سختى هاى امامان معصوم و اينكه مصيبت هاى آنها از همه مردم بزرگ تر بود و به بررسى اين روايات اينكه آنها نمى ميرند مگر با شهادت[٦] به بررسى اين روايات اختصاص داده است.
٤. نويسنده كتاب إلزام الناصب به نقل از برخى از علما عبارتى را نقل كرده است كه داللت بر شهادت امام مهدى ع مى كند. او مى نويسد:
هنگامى كه هفتاد سال حكومت حضرت حجت به پايان رسيد مرگ به سراغ او مى آيد. زنى از بنى تميم به نام سعيده كه به سان مردان، مو بر چهره دارد، از بالاى پشت بام هاونى سنگى به سوى آن حضرت كه در حال گذشتن از آن مسير است پرتاب مى كند و او را مى كشد. پس از درگذشت آن حضرت، امام حنوط حسين ع عهده دار به خاكسپارى او مىشود.[٧]
گفتنى است عبارت يادشده از سوى برخى صاحب نظران مورد نقد و بررسى قرار گرفته است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
شهيد محمد صدر در اين زمينه مى نويسد: اين متن اساسا قابليت اثبات موضوع شهادت حضرت را ندارد؛ زيرا روايت نقل شده از يكى معصومين نيست، بلكه از بعضى از علما كه ما نمى دانيم كيست، نقل شده است. حتى اگر اين متن چنان كه از ظاهر آن برمى آيد اشاره به مضامين برخى روايات داشته باشد تبديل به روايت مرسلى مى شود كه نه سند آن مشخص است و نه امامى كه از او روايت شده است. افزون بر اينكه سند روايات ضعيف است و مضامين آنها دور از ياد شده معموال ذهن است به گونه اى كه نمى توان با آنها چيزى را ثابت كرد.[٨]
نام برده نقدهاى ديگرى نيز به متن و محتواى اين عبارت وارد كرده است كه به همين مقدار بسنده مى كنيم. سيد محمدكاظم قزوينى نيز پس از نقل عبارت إلزام الناصب مى نويسد:
كاش اين عالم بزرگوار رواياتى را كه اين مطلب از آنها برداشت شده است مى آورد تا چگونگى شهادت آن پيشواى جهانى بر ما روشن مى گشت. و كاش نگارنده اين كتاب، نام اين دانشمند را كه فشرده سخن او را آورده است، ذكر مى كرد .... به هر حال به نظر ما، اين مطلب سربسته و نارسا و بدون دليل است، از اين رو پذيرفتن شهادت آن حضرت بدين در روايت تصريح نشده است. بنابراين، چگونگى صورت مشكل است. شهادت او به وسيله سم نيز رحلت آن گرامى را تنها خدا مى داند و بس.[٩] و[١٠]
در هر حال، با توجه به اين دو دسته روايات اظهار نظر صريح و قطعى در مورد چگونگى وفات امام مهدى ع مشكل به نظر مى رسد، به ويژه با توجه به اين مطلب كه درباره شيوه شهادت آن حضرت فقط يك روايت در بعضى منابع شيعى نقل شده است.
پى نوشتها:
[١]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٠٤، ص ٣٩.
[٢]. سوره اسراء ١٧، آيه ٦.
[٣]. كلينى، الكافى، ج ٨، ص ٢٥٠، ح؛ سيد هاشم حسينى بحرانى، سيماى حضرت مهدى عج در قرآن، ترجمه: سيد مهدى حائرى قزوينى، چاپ سوم، تهران، آفاق، ١٣٧٦، صص ٢١٤ و ٢١٥. همچنين ر. ك: مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ٩٤، ح ١٠٣.
[٤]. همان، ص ١٠٣، ح ١٣٠.
[٥]. مجلسى، همان، ج ٢٧، ص ٢١٧، ح ١٩.
[٦]. همان، ص ٢٠٩، ح ٧.
[٧]. همان، ص ٢١٤، ح ١٦.
[٨]. همان، ص ٢٠٧ ٢١٧.
[٩]. على يزدى حائرى، إلزام الناصب فى إثبات الحجة الغائب، چاپ دوم، قم، مكتبة الرضى، ١٤٠٤ ق، ج ٢، ص ١٦٧.
[١٠]. سيد محمد صدر، تاريخ مابعد الظهور، چاپ اول، بيروت، دارالتعارف، ١٣٩٢ ق، ص ٨٨١.
[١١]. ر. ك: همان ص ٨٨٣.
[١٢]. قزوينى، سيد كاظم، امام مهدى ع از والدت تا ظهور، ص ٧٨٥