ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - ٤ منافع وجودى امام غايب
و گرفتارىها از امت اسلام برطرف مىشود. اگر آنها نبودند، مردم به وسيله اعمال زشت خود مستحق انواع عذابهاى الهى مىشدند، چنانكه خداوند فرموده است:
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ ...[١]
ب- همانگونه كه مردم از آفتاب پشت ابر بهره مىبرند و انتظار دارند كه ابر كنار رفته و دوباره قرص خورشيد پيدا شود تا بيشتر از آن بهره بگيرند، در ايام غيبت نيز شيعيان با اخلاص، در همه وقت، منتظر ظهور امام عصر ع هستند و هيچگاه مأيوس نمىگردند.
ج- گاهى براى بندگان خدا پنهان شدن خورشيد در پشت ابر از روى مصلحت بهتر از آشكار بودن آن است. همچنين غيبت امام زمان ع از روى مصلحت براى مردم عصر غيبت، بهتر است. از اين رو ايشان از نظرها غايب گرديدهاند.
د- گاهى آفتاب از ميان ابر بيرون مىآيد اما يكى به آن مىنگرد و ديگرى توجهى ندارد. همينطور نيز ممكن است آن حضرت در ايام غيبت بر عدهاى آشكار شود ولى ديگران او را نبينند.
ه- وجود ملكوتى و نور مطلق الهى ائمه اطهار ع از لحاظ نفعى كه براى عالم وجود دارند، همانند خورشيد است و تنها كسانى نمىتوانند از وجود مقدسشان بهرهمند گردند كه چشم دلشان كور باشد. در قرآن كريم نيز به اين اشاره شده است:
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا.[٢]
و- اگر انسان، پردههاى هواپرستى را از پيش روى خود كنار بزند، در زير آسمان قرار مىگيرد و نور آفتاب، بدون مانع، از هر سو او را احاطه مىكند.[٣]
امام باقر ع در حديثى فرمودند:
اينكه خداوند مىفرمايد: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها به اين معنى است كه خداوند به وسيله قائم ع زمين مرده را حيات خواهد داد.[٤] و[٥]
حضرت آيتالله جوادى آملى در اين باب مىفرمايند: تشبيه امام به آفتاب و تشبيه غيبت امام به واقع شدن آفتاب پشت ابر لطايف بسيارى در بردارد:
١. خورشيد در منظومه شمسى مركزيت دارد و كرات و سيارات به دور او در حركتاند، چنانكه وجود گرامى حضرت حجت ع در نظام هستى مركزيت دارد:
ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسماء.[٦]
٢. خورشيد در اين مجموعه، منافع فراوانى دارد: ايجاد جاذبه، كه مايه ثبات و بقاى نظام است؛ گرما و حرارت، كه از پشت انبوه ابر غليظ نيز به زمين مىرسد؛ باد و باران، روييدن گياهان و امثال آن از بركت تابش خورشيد است و ابر گرفتگى در آن اثر مهمى ندارد. بله، نور افشانى از پشت ابر، كمتر خواهد بود. بدين ترتيب ابر گرفتگى فقط يكى از منافع آفتاب- آن هم در برخى نقاط- را تقليل مىدهد، نه اينكه از بين ببرد.
٣. ابر، هرگز آفتاب را نمىپوشاند بلكه ما را مىپوشاند، در نتيجه ما را از ديدن آن محروم مىكند، نه آنكه در منفعت رسانى آن خلل ايجاد كند. چگونه مىتوان گفت كسى كه عالم وجود در قبضه قدرت اوست و مىتواند هر لحظهاى در هر جا حضور داشته باشد، غايب است؟
٤. پوشاندن ابر، اختصاص به كسانى دارد كه در زمين هستند نه كسى كه بر فراز ابر حركت مىكند. غيبت آن حضرت نيز براى كسانى است كه به دنيا و طبيعت چسبيدهاند، اما كسانى كه بر ابرهاى شهوات و غبار هواهاى نفسانى پا مىگذارند و در آسمان عبوديت پرواز مىكنند، در بهره گرفتن از خورشيد با ديگران قابل مقايسه نيستند.
٥. آفتاب، لحظهاى از نورافشانى غفلت نمىكند. هر كس به اندازه ارتباطى كه با خورشيد دارد از نور آن بهره مىبرد و اگر بتواند همه موانع را كنار بزند و در برابر آفتاب بنشيند بهره كاملى مىبرد. چنانكه حضرت ولىعصر ع مجراى فيض الهى است و از اين جهت فرقى بين بندگان خدا نمىگذارد؛ ليكن هر كس به اندازه ارتباط خود مستفيض مىشود.
٦. اگر اين آفتاب پشت ابر هم نباشد شدت سرما و تاريكى، زمين را غير قابل سكونت خواهد كرد. اگر وجود گرامى آن حضرت در پس پرده غيبت نباشد سختىها و تنگىهاى معيشت و كينهتوزى دشمنان مجالى به شيعه نمىدهد. آن حضرت در توقيع مبارك خود به مرحوم شيخ مفيد ره نوشتهاند:
ما در مراعات حال شما سهلانگار نيستيم و هرگز شما را فراموش نمىكنيم وگرنه سختىها و تنگناهاى فراوانى به شما مىرسيد و دشمنان، شما را نابود مىكردند.[٧]
٧. درست است كه امام ع با حضور و ظهور خود مىتواند مايه اضمحلال دشمنان گردد، آنگونه كه از نظر علمى، تابش بدون ابر و مستقيم خورشيد- به خاطر اشعههايى كه دارد- ضدعفونى كننده و از نظر فقهى نيز جزو مطهرات محسوب مىشود و برخى نجاسات را پاك مىكند، ليكن وجود امام معصوم ع در نظام آفرينش مثل مغناطيس زمين است كه با وجود نامرئى بودن، همه قبلهنماها و قطبنماهاى كشتىها، هواپيماها، عملياتهاى نظامى و ... را به حركت درمىآورد و از بركت آن ميليونها بلكه ميلياردها انسان، جهت قبله يا مسير مسافرت خود را پيدا مىكنند و به مقصد مىرسند.[٨] و[٩]
٤. منافع وجودى امام غايب
فوايد امام غايب ع فقط منحصر به امور ظاهرى و منافعى كه مربوط به ترقى و ترويج آيين اسلام در دوران ظهور مىباشد، نيست؛ بلكه فوايد باطنى كثيرى نيز بر امام غايب مترتب است كه به مراتب، عظيمتر از فوايد ظاهرى است و در احاديث متعددى كه پيرامون فلسفه و فايده وجود امام ع در عصر غيبت به ما رسيده، موارد گوناگونى عنوان گرديده است، كه اكثر اين منافع، عمومى است يعنى مسلمان و كافر، شيعه و سنى در آن سهيم هستند. چنانكه منافع آفتاب نيز عام است ولى برخى از آنها اختصاص به شيعيان دارد. به هر حال بيان اين منافع، جذبه معنوى خاصى دارد كه خالى از لطف نيست.
الف- امام ع مايه آرامش اهل زمين
وجود امام معصوم در ميان جامعه بشرى از جهات گوناگون موجب آرامش و امنيت براى ساكنان زمين است:
يك- امنيت فكرى و روحى: امام و حجت خدا براساس اينكه مسؤليت هدايت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهاى اعتقادى و فكرى جامعه اسلامى نگهبانى مىكند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدايت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكرى و عقيدتى كه موجب تزلزل روحى و فكرى جامعه است، از بين رفته و امنيت فكرى و روحى بهوجود مىآيد.
دو- احساس آرامش در سايه امام
يكى ديگر از ثمرات مهم امام در ميان بندگان از جهت وجود شخصيتى بزرگ، ملكوتى، معصوم و آگاه به حال مردم است و در ميان افرادى كه اعتقاد به امامت و رهبرى وى دارند و او را از هر كس ديگر نسبت به خود مهربانتر و دلسوزتر مىدانند، موجب دلگرمى روحى است و هر نوع يأس و نوميدى را از ايشان دور مىكند و آنها را به آيندهاى روشن و ارزشمند اميدوار مىسازد. به عبارت ديگر وجود امام، نقطه اتكايى است براى بندگان خدا كه در هنگام مواجهه با حوادث هولناك، به وى پناه برند و به عنوان پناهگاهى چارهساز و آرامبخش از وجود امام منتفع