ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ويژگى هاى رجال الغيب
مردان بى ادعا
رجال الغيب اصطلاحى عرفانى است كه در چهار معنا به كار رفته:
١. به انسانهايى اطلاق مىشود كه از چشمان مردمان پنهان هستند،
٢. مردانى از جنيان مؤمن و صالح،
٣. گروهى كه علم و رزق خود را از طريق محسوس و عادى كسب نمىكنند بلكه روزى و علم را از غيب مىگيرند،
٤. كسانى كه زير مجموعه انبيا و اولياى الهى، و در زمان ما زير مجموعه حضرت ولى الله الاعظم، امامزمان ع هستند و به دستور ايشان رفتار مىكنند.
ابن عربى تأكيد دارد كه آنها در هر دوره، ده نفر هستند.
ويژگىهاى رجال الغيب
برخى از صفات آنها بدين شرح است:
١. اهل خشوعاند و آهسته سخن مىگويند، زيرا در همه حالات تجلى رحمان بر آنها غلبه دارد:
صداها در مقابل خداى رحمان خاشع مىگردد و جز صدايى آهسته نمىشنوى.[١]
٢. از چشم مردمان پنهان هستند و تنها حضرت حق است كه آنها را مىشناسد. او شاهد آنهاست و زير زمين و آسمان از نگاه و شناخت ديگران نهانند.
٣. فقط خداى سبحان را مىخوانند.
٤. مصداق اين آيه شريفه هستند كه مىفرمايد: بندگان خداى رحمان كسانىاند كه روى زمين به نرمى گام برمىدارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند با ملايمت پاسخ مىدهند.[٢]
٥. روش آنها حياء است، به حدى كه از كسى كه در هنگام سخن، صدايش بلند مىشود و رگ گردنش از غضب باد مىكند، تعجب مىكنند. دليل اين تعجب اين است كه حال جذبه چنان بر آنها غلبه دارد كه تصور مىكنند كه اين تجلى كه موجب خشوع و حيا مىشود براى همگان حاصل است.
آنها وقتى مىبينند كه قرآن دستور صريح داده است كه صداى خود را نزد پيامبر اكرم ص بالا نبريد و فرموده: اى مؤمنان، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه گروهى از شما با گروهى ديگر بلند سخن مىگوييد، با او با صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى آنكه بدانيد كردههايتان تباه شود.[٣]
وقتى چنين است كه ما از بالا بردن صداى خود بر صداى پيامبر اكرم ص نهى شدهايم و اين موجب تباهى كردار ما مىشود، در حالى كه آن حضرت پيامبر خدا و مبلغ دستورات الهى است، پايين آوردن صدا در هنگام شنيدن قرآن و خواندن دعا از تأكيد بيشترى برخوردار است. اين مقام رجال الغيب است كه عالم را محضر خداوند مىدانند و همواره صدايشان آهسته است و ادب و خشوع را محضر الهى رعايت مىكنند. زيرا آنها به اين آيه قرآن ايمان دارند كه مگر ندانسته كه خدا مىبيند.[٤]
آن كس كه مىداند كه همواره در منظر و مأواى الهى است جز حياء و خشوع و سخن بر اساس آداب چه رفتارى دارد؟ و رجال الغيب در نهايت حياء و خشوع و رعايت آداب و سخن گفتن بسنده هستند.
٦. رجال الغيب در مقابل رجال الظاهر قرار دارند. رجال الظاهر، مردان الهى هستند كه كمر به امر الهى بستهاند و در ظاهر و باطن به خدا دعوت مىكنند. رجال الغيب نيز دو ظهور دارند:
الف مردان الهى كه در عالم ارواح سير مىكنند و فقط براى خداوند متعال ظاهرند و فقط خداوند متعال و امام كامل آنها را مىشناسند. آنها از ديدگان مخلوقات پنهان هستند.
ب مردان الهى كه در عالم شهادت جولان مىدهند و در عالم اعلى ظاهرند. پس در مجموع رجال غيب ظهور دارند، اما از عامه مردم پنهانند.
٧. رجال الغيب به دليل اينكه مستقيماً حقايق را شهود مىكنند، بدون اينكه دچار اشتباه شوند، معانى و حقيقت آن را ادراك مىكنند. آنها صاحب كشف هستند و هر صاحب كشفى نيز از آنها استفاده مىكند و رجال الغيب هستند كه اخبار اصحاب كشف و مؤمنان خالص را در جهان منتشر مىكنند و احوال آنها را به جماعتى كه اهليتش را دارند مىشناسانند.
به اين دليل آنها به منزله وزرا و مأموران امام زمان ع هستند كه به رفع حوائج معنوى و الهى مردم قيام مىكنند، اما نه به گونهاى كه شناخته شوند و ديگران آنها را بشناسند.[٥]
سير آنها در جهان نيز به همين منظور است تا چه دستورى رسد و چه مأموريتى بر دوش داشته باشند. آنها خود را دربست در اختيار فرامين الهى قرار دادهاند تا چه دستور داده شود و چه سيرى براى آنها معين شود
روشن است كه اين افراد و روش زندگانى و سير زمانى آنها براى ما مكشوف نيست و بلكه در نهايت پوشيدگى است و آنها هيچگاه ادعا نمىكنند كه رجال الغيب هستند بلكه هيچ ادعايى ندارند كه در حديث قدسى آمده است:
دوستان من زير جبه من هستند و به جز من كسى آنها را نمىشناسد.[٦]
و اگر كسى ادعا داشته باشد كه جزء رجال الغيب است همين ادعا نشانه دروغ بودن مدعاى اوست.
پى نوشتها:
[١]. سوره طه ٢٠؛ آيه ١٠٨.
[٢]. سوره فرقان ٢٥؛ آيه ٦٣.
[٣]. سوره حجرات ٤٩، آيه ٢.
[٤]. سوره علق ٩٦، آيه ١٤
[٥]. براى پاسخ به اين پرسش از فتوحات المكيه ابن عربى، ج ٢، صص ١١- ١٢ و ج ٣، صص ٣٣١- ٣٢٨ استفاده شده است.
[٦]. حاجى سبزوارى، ملاهادى، حديث قدسى، شرح الاسماءالحسنى، ج ٣، ص ٤.