ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ٢ دوران غيبت صغرا ٢٦٠ تا ٣٢٩ ق
نقل مىكند كه:
به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسكرى ع ملازم شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم. فرمود: براى چه آمدهاى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مىرفتم هر چه احتياج داشتند از بازار مىخريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مىشدم.
روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حركت و صدايى شنيدم، پس فرياد زد: بايست. حركت مكن! من جرأت درآمدن و بيرون رفتن نداشتم، پس كنيزكى كه چيز سر پوشيدهاى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه درآى، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد. كنيز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. كنيز از روى كودكى سفيد و نيكوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را باز كرد، ديدم مويى سبز كه به سياهى آميخته بود از زير گلو تا نافش روئيده است. پس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد.
پس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عسكرى ع وفات كرد.[١]
نه تنها بستگان نزديك و خدمتگزاران بيت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسكرى ع ديدهاند كه بسيارى از ياران و خواص اصحاب امامت به شرف ديدار آن جمال چون آفتاب نائل آمدهاند و همگى حكايت از مدعاى زندگى امام مهدى ع در كنار پدر در شهر سامرا دارد.
يعقوب بن منقوش گويد:
بر امام حسن عسكرى ع وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پردههاى آن آويخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحبالامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچهاى به قامت پنج وجب بيرون آمد با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دُرافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آنگاه به من فرمود: اين صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگريستم. پس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست. من داخل شدم اما كسى را نديدم.[٢]
همچنين احمد بن اسحاق گويد:
بر امام حسن عسكرى ع وارد شدم و مىخواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم. او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم ع زمين را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مىكند و به خاطر اوست كه باران مىفرستد و بركتهاى زمين را بيرون مىآورد.
گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانهاش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجتهاى او گرامى نبودى اين فرزند را به تو نمىنمودم. او همنام و همكنيه رسول خدا ص است. كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مىكند؛ همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد. اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت، مثل خضر و ذوالقرنين است. او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچكس در آن نجات نمىيابد، مگر كسى كه خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فرج موفق سازد.
احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من! آيا نشانهاى هست كه قلبم بدان اطمينان يابد؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيةالله فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جستوجوى نشان مكن. احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرم بيرون آمدم.[٣]
بنا بر روايات فوق و دهها روايت ديگر ترديدى نخواهد ماند بر اينكه حضرت مهدى ع در طول حيات امام عسكرى ع همراه ايشان و در شهر سامرا مسكن و مأواى داشتهاند و اگرچه در اين دوران نيز مخفيانه زندگى مىكردهاند ولى عده فراوانى از نزديكان و شيعيان ايشان را ديدهاند.
٢. دوران غيبت صغرا ٢٦٠ تا ٣٢٩ ق.
غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى ع كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى ع سال ٢٦٠ ق. آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار سال ٣٢٩ ق. به پايان رسيده است كه مجموعاً ٦٩ سال مىشود.
اگر چه بهروشنى محل زندگى آن حضرت در اين دوران مشخص نيست ولى از روايات و قرائن به دست مىآيد كه اين مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى كردهاند: يكى منطقه عراق و ديگر مدينه منوره كه البته روايات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد.
از امام صادق ع در اين زمينه نقل شده است كه فرمود:
براى [حضرت] قائم ع دو غيبت است. يكى كوتاه و ديگرى طولانى. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند.[٤]
در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه نواب خاص كسى نزديكتر به آن حضرت ذكر نشده است و ايشان