ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ٦ نواب خاص امام عصر
حضرت را خاص زمان غيبت صغرا و شرايطى شمردهاند كه بيم خطر جانى براى آن حضرت وجود داشت.[١]
به دليل وجود روايات يادشده، شيعيان، آن حضرت را با القاب مختلفى چون: حجت، قائم، مهدى، خلف صالح، صاحب، صاحب الزمان، صاحبالدار مىناميدند و در دوران غيبت كوتاه آن امام، ارادتمندان و دوستداران حضرتش با تعبيرهايى چون ناحيه مقدسه از ايشان ياد مىكردند.[٢]
٤. غيبت صغرا
امام حسن عسكرى ع درهشتم ربيعالاول سال ٢٦٠ ق؛ يعنى در زمانىكه حضرت مهدى ع پنج سال بيشتر نداشت، به دست معتمد، خليفه عباسى به شهادت رسيد و امام عصر ع بر پيكر پدر بزرگوار خويش نماز گزارد.[٣]
با شهادت امام حسن عسكرى ع، دوران امامت امام عصر ع آغاز شد. بنا به گفته بسيارى از صاحبنظران، دوران غيبت كوتاه مدت آن امام كه از آن به غيبت صغرا تعبير مىشود، از همين زمان؛ يعنى سال ٢٦٠ ق آغاز گرديد. برخى از اهل تحقيق برآنند كه غيبت صغرا از همان زمان تولد حضرت؛ يعنى سال ٢٥٥ ه. ق آغاز شده است.[٤]
دوران غيبت صغرا تا سال ٣٢٩ ه. ق ادامه داشت كه بدين ترتيب، بنا بر ديدگاه اول، طول اين دوران، ٦٩ سال و بنا بر ديدگاه دوم، طول اين دوران ٧٤ سال خواهد بود.
٥. غيبت كبرا
از سال ٣٢٩ ه. ق به بعد، دوران ديگرى از حيات امام عصر ع آغاز مىشود كه از آن به غيبت كبرا تعبير مىكنيم. اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزى كه به خواست خدا، ابرهاى غيبت به كنارى رود و جهان از خورشيد فروزان ولايت بهرهمند شود.
در مورد دليل تقسيمبندى اين دو دوران بايد گفت در دوران غيبت صغرا، حضرت ولىعصر ع از طريق كسانى كه به آنها نواب خاص گفته مىشد، با مردم در ارتباط بود و به وسيله نامههايى كه به توقيع ١٨ مشهور است، پرسشهاى شيعيان را پاسخ مىگفت. در دوران غيبت كبرا اين نوع ارتباط قطع شده است و مردم براى دريافت پاسخ پرسشهاى دينى خود تنها مىتوانند به نواب عام امام عصر كه همان فقيهان وارسته هستند، مراجعه كنند.
٦. نواب خاص امام عصر
در طول دوران ٦٩ ساله يا ٧٤ ساله غيبت صغرا، چهار تن از بزرگان شيعه عهدهدار مقام نيابت يا سفارت خاص امام عصر ع بودند كه نام آنها بدين قرار است:
١. ابوعمرو عثمان بن سعيد عمرى م ٢٦٥ ق؛
٢. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى م ٣٠٥/ ٣٠٤ ق؛
٣. ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى م ٣٢٦ ق؛
٤. ابوالحسن على بن محمد سمرى م ٣٢٩ ق.
پى نوشتها:
[١]. ر. ك: محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٥١٤؛ محمد بن محمد بن نعمان مفيد، الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ج ٢، ص ٣٣٩؛ فضل بن حسن طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ٢، ص ٢١٤؛ محمد بن على بن حسين صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، صص ٤٣٢ و ٤٣٣.
[٢]. الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ج ٢، ص ٣٣٩.
[٣]. نرجس، نام گلى از رده تك لپهاىها و سردسته گياهان تيره نرگسى است كه گلهايش منفرد و در انتهاى ساقه قرار دارد محمد معين، فرهنگ معين، ج ٤، ص ٤٧٠٢.
[٤]. سوسن، نام گلى فصلى و درشت به رنگهاى مختلف است. اصل اين گل از اروپا و ژاپن و امريكاى شمالى و هيمالياست. همان، ص ١٩٥٤.
[٥]. صيقل، هر شىء نورانى، صيقلى و جلا داده شده را مىگويند. بنا به گفته شيخ صدوق و شيخ طوسى، پس از آنكه حضرت نرجس خاتون به ولىعصر ع حامله شد، او را صيقل نام نهادند. ر. ك: كمال الدين و تمام النعمة، ص ٤٣٢؛ محمد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٤١.
[٦]. مليكه، به معناى ملكه و شهبانوست.
[٧]. ر. ك: كمال الدين و تمام النعمة، باب ٤٢، ص ٤٣٢، ح ١٢.
[٨]. ر. ك: همان، باب ٤١، صص ٤٢٣- ٤١٧؛ كتاب الغيبة، صص ١٢٨- ١٢٤؛ بحارالأنوار، ج ٥١، صص ١١- ٦.
[٩]. در كتاب تاريخ العرب و الروم آمده است در سال ٢٤٧ ه. ق جنگهايى بين مسلمانان و روميان در گرفت و غنايم بسيارى به چنگ مسلمانان افتاد. در سال ٢٤٨ ه. ق نيز بلكاجور، سردار مسلمانان با روميان جنگيد و در آن بسيارى از اشراف روم اسير شدند. ر. ك: نازيليف، تاريخ العرب و الروم، ترجمه: محمد عبدالهادى شعيره، ص ٢٢٥. ابن اثير نيز در حوادت سال ٢٤٩ ه. ق مىنويسد: جنگى ميان مسلمانان به سركردگى عمربن عبدالله اقطع و جعفر بن على صائقه با قواى روم كه شخص قيصر نيز در آن جنگ شركت داشت، روى داد. به نقل از: هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، پيشواى دوازدهم، حضرت امام حجتبن الحسن المهدى ع، صص ٢٦ و ٢٧.
[١٠]. پيشواى دوازدهم، حضرت امام حجت بن الحسن المهدى ع، صص ٢٦ و ٢٧.
[١١]. كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤٢٤، ح ١؛ بحارالأنوار، ج ٥١، صص ٢ و ٣، ح ٣.
[١٢]. در ادامه همين كتاب در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت.
[١٣]. إعلام الورى و بأعلام الهدى، ج ٢، ص ٢١٣.
[١٤]. ر. ك: سيد محسن امين، سيرهمعصومان، ترجمه: على حجتى كرمانى، ج ٦، صص ٢٦٣- ٢٦١.
[١٥]. ر. ك: إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ٢، ص ٢١٣.
[١٦]. ر. ك: سيره معصومان، ص ٢٥٩.
[١٧]. همان، ص ٢٧٢.
(١٨). توقيع در لغت به معناى نشان گذاشتن، امضا كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسشها مىدهد، دستخط فرمانروا و نوشتن عبارتى ذيل مراسله آمده است. در اصطلاح علم حديث، به معناى پاسخ پرسشها يا اطلاعيههايى است كه به صورت كتبى از طرف امام براى آگاهى شيعيان فرستاده شده است. چنانكه توقيعاتى از حضرت امام علىالنقى و امام حسن عسكرىعليهما السلام نقل شده است. معمولًا توقيع به نامههاى حضرت حجتبن الحسن امام زمان ع، گفته مىشود كه به وسيله چهار تن نايبان خاص ايشان در زمان غيبت صغرا به دست شيعيان مىرسيده است. ر. ك: محمدمهدى ركنى، نشانى از امام غايب ع، بازنگرى و تحليل توقيعات، صص ٣ و ٤.