ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
ياران مهدى ع يا انصار سفيانى
٢ ص
(٤)
شعر و ادب
٤ ص
(٥)
سلام آقا
٤ ص
(٦)
هفت سين بهار
٤ ص
(٧)
ملاقت آفتاب
٤ ص
(٨)
اى ناگهان تر از همه اتفاق ها!
٤ ص
(٩)
انتظار
٥ ص
(١٠)
جواب مسئله ها
٥ ص
(١١)
از ميان خبرها
٦ ص
(١٢)
عوامل انفجار حرمين عسكريين ع در سامرا دستگير شدند
٦ ص
(١٣)
سندى خطرناك درباره بازسازى حرم مطهر عسكريين ع
٦ ص
(١٤)
4800 سايت وهابى، در خدمت قتل عام شيعيان عراقى
٦ ص
(١٥)
ارتباط گروه تروريستى جند السماء، با كشورهاى عربى
٦ ص
(١٦)
وهابيت در دنيا به قتل آدم كشى متهم است
٧ ص
(١٧)
فقر مادى و معنوى مردم عامل اصلى شكل گيرى گروه هاى منحرف است
٧ ص
(١٨)
معرفت امام عصر
٨ ص
(١٩)
مدعيان مهدويت، بابيت و سفارت
١٢ ص
(٢٠)
ادعاى نمايندگى از طرف امام مهدى ع
١٣ ص
(٢١)
از تولد تا غيبت
١٥ ص
(٢٢)
1 پيوند آسمانى
١٥ ص
(٢٣)
2 چگونگى ميلاد
١٦ ص
(٢٤)
3 نام، كنيه و القاب
١٦ ص
(٢٥)
4 غيبت صغرا
١٧ ص
(٢٦)
5 غيبت كبرا
١٧ ص
(٢٧)
6 نواب خاص امام عصر
١٧ ص
(٢٨)
معنا و مفهوم غيبت
١٨ ص
(٢٩)
الف ناپيدا بودن امام
١٨ ص
(٣٠)
بناشناس بودن امام
١٨ ص
(٣١)
غيبت امام عصر (ع)
١٩ ص
(٣٢)
صفات امام
٢٠ ص
(٣٣)
شناخت امام
٢٠ ص
(٣٤)
صفات امام
٢٠ ص
(٣٥)
سيماى ظاهرى امام مهدى ع
٢٢ ص
(٣٦)
صفات و خصال حضرت مهدى عج
٢٣ ص
(٣٧)
سخن و خنده پيامبر ص
٢٤ ص
(٣٨)
ميهمان ماه
٢٥ ص
(٣٩)
يا مقلب القلوب
٢٥ ص
(٤٠)
آشتى با عدالت
٢٥ ص
(٤١)
حاملان گنجينه علم ربانى
٢٦ ص
(٤٢)
منابع وشيوه هاى انتقال علم امام
٢٦ ص
(٤٣)
3 منابع مكتوب
٢٦ ص
(٤٤)
4 منابع شفاهى
٢٧ ص
(٤٥)
شيوه هاى انتقال علوم
٢٧ ص
(٤٦)
امام صادق ع، پيشواى منتظران
٢٨ ص
(٤٧)
ياران حضرت مهدى ع
٢٩ ص
(٤٨)
1 ايمان و اعتقاد ياوران مهدى ع
٢٩ ص
(٤٩)
4 ولايت مدارى اصحاب مهدى ع
٣٠ ص
(٥٠)
5 شجاعت ياران مهدى ع و آرزوى شهادت
٣١ ص
(٥١)
دل هاى پولادين اما نورانى
٣١ ص
(٥٢)
قدرت جسمانى اصحاب مهدى ع
٣١ ص
(٥٣)
جزيره خضرا افسانه يا واقعيت
٣٢ ص
(٥٤)
1 ديدگاه موافقان
٣٢ ص
(٥٥)
2 ديدگاه مخالفان
٣٣ ص
(٥٦)
خانه مهدى كجاست؟
٣٦ ص
(٥٧)
1 دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى ع 255- 260 ق
٣٦ ص
(٥٨)
2 دوران غيبت صغرا 260 تا 329 ق
٣٧ ص
(٥٩)
3 دوران غيبت كبرا
٣٨ ص
(٦٠)
4 دوران ظهور و حكومت مهدى ع
٣٩ ص
(٦١)
ابدال يا پيشگامان امام زمان عليه السلام
٤٠ ص
(٦٢)
ماهيت ابدال
٤٠ ص
(٦٣)
تعداد ابدال
٤١ ص
(٦٤)
ويژگى هاى ابدال
٤١ ص
(٦٥)
مليت و محل اقامت ابدال
٤٢ ص
(٦٦)
امكان پيوستن به ابدال
٤٢ ص
(٦٧)
مردان بى ادعا
٤٣ ص
(٦٨)
ويژگى هاى رجال الغيب
٤٣ ص
(٦٩)
منافع وجودى امام عصر عليه السلام
٤٤ ص
(٧٠)
1 وجود رهبر موجب بقاى مكتب
٤٤ ص
(٧١)
2 امام؛ حجت آشكار خدا
٤٥ ص
(٧٢)
3 خورشيد فروزان در پشت ابرهاى تار
٤٥ ص
(٧٣)
4 منافع وجودى امام غايب
٤٦ ص
(٧٤)
5 وجود امام، منشأ خير و بركت
٤٧ ص
(٧٥)
6 اميدبخشى به مسلمين
٤٧ ص
(٧٦)
7 حفظ و نجات شيعيان از خطرات، گرفتارى ها و شر دشمنان
٤٧ ص
(٧٧)
وفات يا شهادت امام مهدى عج
٤٨ ص
(٧٨)
1 دسته اول روايات
٤٨ ص
(٧٩)
2 دسته دوم روايات
٤٩ ص
(٨٠)
حكايت ديدار
٥٠ ص
(٨١)
پيام ها و برداشت ها
٥٢ ص
(٨٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٨٣)
هاليوود جايگاه امن يهوديت صهيونى
٥٤ ص
(٨٤)
معرفى ميراث مكتوب مهدوى
٥٧ ص
(٨٥)
بزرگداشت مولا
٥٨ ص
(٨٦)
عبقرى الحسان
٥٩ ص
(٨٧)
عبقرى الحسان فى احوال موالنا صاحب الزمان ع
٦٠ ص
(٨٨)
انگيزه تاليف
٦٠ ص
(٨٩)
مكاشفه نسخه نويس كتاب
٦٠ ص
(٩٠)
كه در اين ره نباشد كار بى اجر
٦٠ ص
(٩١)
معرفى ميراث مكتوب مهدوى امام مهدى ع؛ از ولادت تا ظهور
٦١ ص
(٩٢)
پرسش شما، پاسخ موعود
٦٢ ص
(٩٣)
اشاره
٦٢ ص
(٩٤)
1 تفاوت نكردن زن و مرد در يارى امام عصر ع
٦٢ ص
(٩٥)
2 حضور تعدادى از زنان در ياران خاص امام زمان ع
٦٣ ص
(٩٦)
3 ذكر نام تعدادى از زنان به عنوان رجعت كنندگان
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - ادعاى نمايندگى از طرف امام مهدى ع

به اينها مراجعه كند و آنها نيز به نوبه خود، آن درخواست‌ها را به امام ع مى‌رسانند. در طول غيبت كبرى، اشخاص زيادى به صورت پى‌درپى و به اشكال و گونه‌هاى متفاوت و به نام‌هاى مختلف، ادعاى نمايندگى و نيابت خاص سفارت از جانب امام ع داشتند و اين گونه طبقات مختلف مردم را فريب مى‌دادند، برخى از آنها ادعا مى‌كردند كه مشرف به ديدار حضرت حجت ع شده‌اند و تظاهر به تقوا و پرهيزكارى و رسيدن به مقام ابدال و اوتاد مى‌كردند و برخى نيز ادعا مى‌كردند كه ايشان را در خواب و عالم رؤيا مشاهده كرده‌اند و برخى نيز با جادو، نيرنگ و شعبده‌بازى و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و كشف و كرامات، چنين ادعاهايى داشتند و برخى ديگر نيز مدعى ارتباط با ايشان از طريق نامه و نوشته‌ها بودند تا اينكه كار به جايى رسيد كه برخى ادعا كردند كه خود امام مهدى ع هستند.

ادعاى سفارت و نيابت امام ع يكى از بدترين و خطرناك‌ترين فتنه‌ها در دوران غيبت كبرى است و اين مشكل به گونه‌اى است كه ثابت كردن دروغ‌گويى اينها براى اشخاص ساده دل و كم‌خرد، بسيار دشوار است، زيرا اين مدعيان، از برخى اصطلاحات فريب‌دهنده مانند ادعاى مشرف شدن به ديدار حضرت حجت و ادعاى عنايت و توجه خاص امام به اينها و ... استفاده مى‌كنند و همين باعث فريب‌خوردن ساده‌دلان مى‌شود و اكثر اوقات اين مدعيان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سير و سلوك ظاهر مى‌شوند و اعمال و رفتار صوفيانه دارند و مى‌گويند اين اعمال از جمله سنت‌ها و مستحبات است و اظهار مى‌دارند كه خداوند به آنها كشف و كرامات و معجزاتى عطا كرده است و با برخورد با آنها، اين‌گونه به نظر مى‌آيد كه آنها، از جمله اوتاد و ابدال هستند، زيرا به ظاهر شباهت زيادى يا اولياى خداوند و بندگان صالح او دارند. اين گونه اشخاص، گاهى اوقات از جادو و شعبده‌بازى استفاده مى‌كنند تا به مردم ثابت كنند كه داراى كشف و كرامات و مكاشفات‌اند و از امور غيبى و رؤياهاى صادقانه و خواب‌هاى خود، بسيار سخن مى‌گويند و برخى از اشخاص ساده دل و ضعيف‌النفس، ممكن است آنها را اشخاصى روحانى تصور كنند. اين در حالى است كه اين افراد، هيچ گونه حقانيتى ندارند و البته احوال و نيرنگ اينها، بر اهل علم و بصيرت پوشيده و پنهان نيست، بلكه آنان، حقيقت اين‌گونه اشخاص را به خوبى دريافته‌اند. اكثر اين ادعاهاى دروغين، با ادعاهاى سفارت بابيت امام مهدى ع آغاز مى‌شود و پس از آن به ادعاى پيامبرى مى‌رسد و در پايان به ادعاى خداوندى ختم مى‌شود، حسين بن منصور حلاج يكى از نمونه‌هاى آن بود. حسين بن منصور حلاج، در ابتدا ادعاى بابيت، سپس ادعاى مهدويت و بعد ادعاى پيامبرى و در پايان، ادعاى خداوندى كرد و در پايان سال ٣٠٩ ق. در زمان غيبت صغرى، در آتش سوزانده شد.

على محمد شيرازى معروف به باب نيز يكى ديگر از اين اشخاص بود. او در سال ١٢٣٥ ق. در شيراز به دنيا آمد. وى در ابتدا ادعا مى‌كرد كه باب مهدى موعود ع است. پس از مدتى مدعى شد كه خود مهدى موعود ع است و زمانى كه مشاهده كرد اشخاص نادان و احمق زيادى دور او جمع شده‌اند، ادعاى خداوندى كرد. كتاب او به نام البيان بهترين دليل براى اثبات كفر او است. علماى دينى زمان او، فتواى كافر بودن او را صادر كردند و دستور قتل او را دادند و حكم اعدام او و يكى از پيروانش در تبريز به اجرا در آمد و در آن شهر تيرباران شد و جسد آن دو در چاهى انداخته شد. حكم اعدام در بامداد دوشنبه ٢٧ شعبان سال ١٢٦٥ ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد كه مزدوران روسيه او را تشويق مى‌كردند كه چنين دروغ‌ها و ياوه‌هايى را بر زبان آورد و آنها او را در اين راه يارى مى‌دادند. علما، پس از آن فتواى كافر بودن پيروان بهايى او را نيز صادر كردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

شيخ طوسى در كتاب الغيبة، در يك باب جداگانه به نام‌هاى برخى از منحرفان اشاره مى‌كند كه به دروغ ادعاى بابيت‌[١] نيابت يا سفارت امام كرده‌اند.

او در اين باب، از اشخاص زير نام برده است:

١. حسن معروف به شريعى؛

٢. محمد بن نصير نميرى؛

٣. احمد بن هلال كرخى؛

٤. ابوطاهر محمدبن على‌بن بلال؛

٥. حسين‌بن منصور حلاج؛

٦. محمدبن على شلمغانى؛

٧. ابوبكر محمدبن احمدبن عثمان بغدادى؛

٨. محمدبن مظفر كاتب ازدى أبودلف.

اين اشخاص، نمايانگر خط انحراف در زمان غيبت صغرى بوده و تلاش مى‌كرده‌اند كه به وسيله اين اكاذيب به خواسته‌ها و اهداف طمع‌جويانه خود برسند.

ادعاى سفارت امام مهدى ع از زمان شيخ محمدبن عثمان عمرى، سفير دوم امام در زمان غيبت صغرى، آغاز شد. در زمان سفير و نماينده اول امام، شرايط براى ادعاى سفارت و نيابت از امام، آماده نبوده، زيرا غيبت صغرى هنوز در دوران آغازين خود بود، حاكمان عباسى و مزدورانشان در پى يافتن امام مهدى ع بودند و مى‌خواستند همه كسانى را كه با ايشان در ارتباط بودند، دستگير و مجازات كنند. سفارت و نيابت از امام در دوران سفير و نماينده اول امام ع به منزله جهادى بزرگ و يك فداكارى برجسته بود. با اين اوصاف، چه كسى جرأت چنين كارى را داشت و مى‌توانست به دروغ خود را سفير و نايب امام معرفى كند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر اين، مردم نيز در آغاز غيبت، چندان آشنايى و آگاهى با سفارت صادقانه و راستين و نيابت از امام ع نداشتند، بلكه اين مسئله، نياز به مدت زمانى داشت تا مردم خود را با اين شرايط و چنين چيزهاى جديدى سازگار كنند و آن را درك نمايند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والايى كه سفارت و نيابت از امام در جامعه اسلامى و در ميان مردم داشت، و با توجه به اهميت اين جايگاه حساس كه شخص به وسيله آن مى‌توانست از امكانات مالى يا معنوى زيادى بهره‌مند شود، اشخاص زيادى ادعاى تشرف يافتن به مقام سفارت امام ع كردند.

ادامه دارد ...

پى نوشت‌ها:


[١]. باب به معناى فرد مورد اعتماد و رابط خاص ميان امام و پيروان ايشان است و البته در زمان هر يك از ائمه، برخى اشخاص خاص به مقام بابيت اين امامان رسيده بودند و در زمان غيبت صغرى نيز آن چهار نماينده، به چنين مقامى دست يافته بودند.

[٢]. شيخ طوسى، الغيبة، صص ٢٦٧- ٢٨١.