ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - ادعاى نمايندگى از طرف امام مهدى ع
به اينها مراجعه كند و آنها نيز به نوبه خود، آن درخواستها را به امام ع مىرسانند. در طول غيبت كبرى، اشخاص زيادى به صورت پىدرپى و به اشكال و گونههاى متفاوت و به نامهاى مختلف، ادعاى نمايندگى و نيابت خاص سفارت از جانب امام ع داشتند و اين گونه طبقات مختلف مردم را فريب مىدادند، برخى از آنها ادعا مىكردند كه مشرف به ديدار حضرت حجت ع شدهاند و تظاهر به تقوا و پرهيزكارى و رسيدن به مقام ابدال و اوتاد مىكردند و برخى نيز ادعا مىكردند كه ايشان را در خواب و عالم رؤيا مشاهده كردهاند و برخى نيز با جادو، نيرنگ و شعبدهبازى و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و كشف و كرامات، چنين ادعاهايى داشتند و برخى ديگر نيز مدعى ارتباط با ايشان از طريق نامه و نوشتهها بودند تا اينكه كار به جايى رسيد كه برخى ادعا كردند كه خود امام مهدى ع هستند.
ادعاى سفارت و نيابت امام ع يكى از بدترين و خطرناكترين فتنهها در دوران غيبت كبرى است و اين مشكل به گونهاى است كه ثابت كردن دروغگويى اينها براى اشخاص ساده دل و كمخرد، بسيار دشوار است، زيرا اين مدعيان، از برخى اصطلاحات فريبدهنده مانند ادعاى مشرف شدن به ديدار حضرت حجت و ادعاى عنايت و توجه خاص امام به اينها و ... استفاده مىكنند و همين باعث فريبخوردن سادهدلان مىشود و اكثر اوقات اين مدعيان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سير و سلوك ظاهر مىشوند و اعمال و رفتار صوفيانه دارند و مىگويند اين اعمال از جمله سنتها و مستحبات است و اظهار مىدارند كه خداوند به آنها كشف و كرامات و معجزاتى عطا كرده است و با برخورد با آنها، اينگونه به نظر مىآيد كه آنها، از جمله اوتاد و ابدال هستند، زيرا به ظاهر شباهت زيادى يا اولياى خداوند و بندگان صالح او دارند. اين گونه اشخاص، گاهى اوقات از جادو و شعبدهبازى استفاده مىكنند تا به مردم ثابت كنند كه داراى كشف و كرامات و مكاشفاتاند و از امور غيبى و رؤياهاى صادقانه و خوابهاى خود، بسيار سخن مىگويند و برخى از اشخاص ساده دل و ضعيفالنفس، ممكن است آنها را اشخاصى روحانى تصور كنند. اين در حالى است كه اين افراد، هيچ گونه حقانيتى ندارند و البته احوال و نيرنگ اينها، بر اهل علم و بصيرت پوشيده و پنهان نيست، بلكه آنان، حقيقت اينگونه اشخاص را به خوبى دريافتهاند. اكثر اين ادعاهاى دروغين، با ادعاهاى سفارت بابيت امام مهدى ع آغاز مىشود و پس از آن به ادعاى پيامبرى مىرسد و در پايان به ادعاى خداوندى ختم مىشود، حسين بن منصور حلاج يكى از نمونههاى آن بود. حسين بن منصور حلاج، در ابتدا ادعاى بابيت، سپس ادعاى مهدويت و بعد ادعاى پيامبرى و در پايان، ادعاى خداوندى كرد و در پايان سال ٣٠٩ ق. در زمان غيبت صغرى، در آتش سوزانده شد.
على محمد شيرازى معروف به باب نيز يكى ديگر از اين اشخاص بود. او در سال ١٢٣٥ ق. در شيراز به دنيا آمد. وى در ابتدا ادعا مىكرد كه باب مهدى موعود ع است. پس از مدتى مدعى شد كه خود مهدى موعود ع است و زمانى كه مشاهده كرد اشخاص نادان و احمق زيادى دور او جمع شدهاند، ادعاى خداوندى كرد. كتاب او به نام البيان بهترين دليل براى اثبات كفر او است. علماى دينى زمان او، فتواى كافر بودن او را صادر كردند و دستور قتل او را دادند و حكم اعدام او و يكى از پيروانش در تبريز به اجرا در آمد و در آن شهر تيرباران شد و جسد آن دو در چاهى انداخته شد. حكم اعدام در بامداد دوشنبه ٢٧ شعبان سال ١٢٦٥ ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد كه مزدوران روسيه او را تشويق مىكردند كه چنين دروغها و ياوههايى را بر زبان آورد و آنها او را در اين راه يارى مىدادند. علما، پس از آن فتواى كافر بودن پيروان بهايى او را نيز صادر كردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.
شيخ طوسى در كتاب الغيبة، در يك باب جداگانه به نامهاى برخى از منحرفان اشاره مىكند كه به دروغ ادعاى بابيت[١] نيابت يا سفارت امام كردهاند.
او در اين باب، از اشخاص زير نام برده است:
١. حسن معروف به شريعى؛
٢. محمد بن نصير نميرى؛
٣. احمد بن هلال كرخى؛
٤. ابوطاهر محمدبن علىبن بلال؛
٥. حسينبن منصور حلاج؛
٦. محمدبن على شلمغانى؛
٧. ابوبكر محمدبن احمدبن عثمان بغدادى؛
٨. محمدبن مظفر كاتب ازدى أبودلف.
اين اشخاص، نمايانگر خط انحراف در زمان غيبت صغرى بوده و تلاش مىكردهاند كه به وسيله اين اكاذيب به خواستهها و اهداف طمعجويانه خود برسند.
ادعاى سفارت امام مهدى ع از زمان شيخ محمدبن عثمان عمرى، سفير دوم امام در زمان غيبت صغرى، آغاز شد. در زمان سفير و نماينده اول امام، شرايط براى ادعاى سفارت و نيابت از امام، آماده نبوده، زيرا غيبت صغرى هنوز در دوران آغازين خود بود، حاكمان عباسى و مزدورانشان در پى يافتن امام مهدى ع بودند و مىخواستند همه كسانى را كه با ايشان در ارتباط بودند، دستگير و مجازات كنند. سفارت و نيابت از امام در دوران سفير و نماينده اول امام ع به منزله جهادى بزرگ و يك فداكارى برجسته بود. با اين اوصاف، چه كسى جرأت چنين كارى را داشت و مىتوانست به دروغ خود را سفير و نايب امام معرفى كند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر اين، مردم نيز در آغاز غيبت، چندان آشنايى و آگاهى با سفارت صادقانه و راستين و نيابت از امام ع نداشتند، بلكه اين مسئله، نياز به مدت زمانى داشت تا مردم خود را با اين شرايط و چنين چيزهاى جديدى سازگار كنند و آن را درك نمايند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والايى كه سفارت و نيابت از امام در جامعه اسلامى و در ميان مردم داشت، و با توجه به اهميت اين جايگاه حساس كه شخص به وسيله آن مىتوانست از امكانات مالى يا معنوى زيادى بهرهمند شود، اشخاص زيادى ادعاى تشرف يافتن به مقام سفارت امام ع كردند.
ادامه دارد ...
پى نوشتها:
[١]. باب به معناى فرد مورد اعتماد و رابط خاص ميان امام و پيروان ايشان است و البته در زمان هر يك از ائمه، برخى اشخاص خاص به مقام بابيت اين امامان رسيده بودند و در زمان غيبت صغرى نيز آن چهار نماينده، به چنين مقامى دست يافته بودند.
[٢]. شيخ طوسى، الغيبة، صص ٢٦٧- ٢٨١.