ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - معرفت امام عصر
و ممات محمد و آل محمد ع كه انسان با شفاعت ايشان به اين درجه از حيات و ممات مىرسد. معرفت امام، مقدمه برخوردارى از آن شفاعت و جريان نور حق و حجت حق در وجود ماست. اگر كسى از اين معرفت محروم شد به طور طبيعى از بركات و آثار شفاعت معصوم ع كه دميدن آن روح و حيات و نيز تنزل حيات امام در وجود انسان و جارى شدن آن نورانيت و حيات است محروم مىشود، و مرگ او مرگ جاهلى مىشود چنانچه حيات او هم حياتى جاهلى است.
تعبير ديگر از اين روايت اين است كه انسانى كه به معرفت امام نمىرسد، انسانى است كه گويا در دوران جاهليت و پيش از بعثت مرده است و از نور هدايت و هرآنچه در قرآن است- نور، هدايت، ذكر، رحمت، موعظه و ...- و انوارى كه در وجود مقدس حضرت است- چراغ درخشنده، رحمت براى جهانيان و ...- محروم است؛ يعنى او نتوانسته است آن انوارى را كه با اين وجود مقدس نازل شده، دريافت بكند. دريافت و ادراك نبى اكرم ص، نور و ذكر ايشان و همه حقايقى كه با آن وجود مقدس نازل شده از طريق معرفت امام حاصل مىشود؛ چون امام است كه راه ما را به سوى امام باز مىكند: من شهر علمم و على درِ آن است. اگر امام را باب و سبيل به سوى حقيقت نبى اكرم ص بدانيم و ايشان را اهل بيت نبوت؛ و نيز نبى اكرم ص را همان ذكرى كه در قرآن كريم آمده است: قد أنزلنا إليكم ذكراً[١] و امامان ع را اهل ذكر: فاسألوا أهل الذكر[٢] پس براى رسيدن به ذكر بايد از طريق اهل ذكر اقدام كنيم. براى دستيابى به بيت النبوه بايد به اهل بيت راه را پيدا كنيم و از طريق باب به مدينه وارد شويم؛ يعنى معرفت امام طريق معرفت به همه حقايق نازل شده با وجود مقدس نبى اكرم ص است.
دكتر ابراهيم شفيعى سروستانى كه سومين شركت كننده در اين اقتراح بود، در پاسخ به پرسش فوق منظور از معرفت را با استناد به يك روايت، اينچنين بيان كرد كه اهل هر زمانى امامى را كه بايد از او فرمان ببرند بشناسند. سپس توضيحات نويسنده اثر شريف مكيال المكارم را درباره اين حديث بيان نمود، در نهايت متذكر اين مسئله مهم شد كه، شناخت امام عصر ع بدون شناخت امامان پيش از ايشان ممكن نيست.
دكتر ابراهيم شفيعى سروستانى: اولين و مهمترين وظيفهاى كه هرشيعه منتظر برعهده دارد كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. روايت فوق روايت متواترى است كه از طريق شيعه و سنى از پيامبر اكرم ص و نيز امامان معصوم ع نقل شده است.
امام حسين ع درباره معرفت امام مىفرمايند: هان اى مردم، همانا خداوند- كه بزرگ باد ياد او- بندگان را نيافريد مگر براى اينكه او را بشناسند. پس هر گاه او را شناختند، او را بپرستند و با پرستيدن او از از بندگى هرآنچه جزخداست بىنياز گردند.
مردى از ايشان پرسيد: اى فرزند رسول خدا ص، پدر و مادرم به فدايت، معرفت خدا چيست؟
حضرت فرمود: اين است كه اهل هر زمانى امامى را بايد از او فرمان ببرند بشناسند.
به عبارت ديگر، فلسفه آفرينش انسان رسيدن به مقام معرفت خداست؛ اما اين معرفت حاصل نمىشود مگر به معرفت امام و حجت عصر ع؛ زيرا امام آينه تمام نماى حق و واسطه شناخت خداست. مرحوم فقيه احمدآبادى در كتاب ارزشمند مكيال المكارم با استفاده از روايات متعدد مفهوم معرفت امام را چنين توضيح مىدهد: بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما- كه درود و سلام خداوند بر ايشان باد- تحصيل آنرا نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنان كه هست بشناسيم؛ به گونهاى كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراهكننده مدعيان دروغين باشد و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اول، شناختن امام ع به نام و نسب؛ و دوم، شناخت صفات و ويژگىهاى او كه به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است. ٦
البته امر دومى كه در كلام فوق بدان اشاره شده در عصر ما از اهميت بيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مى تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زيرا اگر كسى به حقيقت به صفات و ويژگىهاى امام عصر ع و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از نام و ياد حضرتش غافل نمىشود.
نكتهاى كه در اينجا بايد در نظر داشت، اين است كه شناخت امام زمان ع از شناخت ديگر امامان معصوم ع جدا نيست و اگر كسى به طور كلى به شأن و جايگاه امامان هدايت ع واقف شد، صفات و ويژگىهاى آنان را شناخت و به مسئوليت خود در برابر آنان پى برد، قطعاً نسبت به امام عصر ع نيز به شناختى شايسته مىرسد.
در ادامه اقتراح، از عزيزان پرسيديم كه، آيا اين معرفت اكتسابى است يا اعطايى؟ حجتالاسلام تحريرى آن را اكتسابى، و با بهرهمندى از مقدمات و لوازم متناسب اين نياز- كه خداوند به انسانها اعطا كرده- دانست.
حجتالاسلام تحريرى: با توجه به جزئياتى كه گفته شد، مسلماً اين معرفت اكتسابى است. البته وقتى درباره امور و به خصوص معرفت اكتسابى تأمل مىكنيم مىبينيم كه باز