ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - ٢ اسلام شيعى و سنّى معاصر، يك سو ائتلاف يك سو درگيرى
فلسطين را به عنوان سرزمين موعود براى قوم برگزيده تعيين كرده است.
در قرن بيستم اين انديشه در اعتقادات دينى و فرهنگ مردم آمريكا رسوخ كرد و به دولتمردان هم راه يافت. «جيمى كارتر» در مارس ١٩٧٩ در پارلمان اسرائيل گفت:
هفت تن از رؤساى جمهور آمريكا به اين حقيقت ايمان آوردهاند كه روابط آمريكا و اسرائيل فراتر از يك رابطه خصوصى است. اين رابطه در وجدان، اخلاق، ديانت و معتقدات مردم آمريكا ريشه دارد. ما ميراث تورات را با شما تقسيم مىكنيم.
از ابتداى سال ١٩٧٦، رشد و گسترش مسيحيت سياسى بنيادگرا- اصطلاحاً راست مسيحى- شدت گرفت. به طورى كه بين يك پنجم تا يك سوم آمريكاييان از نو غسل تعميد به جاى آوردند كه به «مسيحيان از نو متولد شده» معروفند. پيروان كليساهاى افراطى و انعطافناپذير افزايش يافت، شبكههاى تلويزيونى مذهبى (مثلCBN ) و كليساهاى تلويزيونى تأسيس شد. سازمانهاى راست مسيحى، گفتمان اصولگرايانهاى را آغاز كردند كه مضمون آن، آماده ساختن آمريكا براى بازگشت مجدّد مسيح و پايان جهان بود. بازگشت يهوديان به قدس پس از جنگ ١٩٦٧، نشانهاى از صحت پيشگويىهاى تورات و گام ماقبل آخر بازگشت مسيح، يعنى بازسازى معبد سليمان تلقى گرديد. رشد جريان راست مسيحى، آن را به يك نيروى مؤثر در انتخابات رياست جمهورى و كنگره درآورد و ٢٥ درصد از مجموع رأىدهندگان آمريكا در دهه ٩٠ را كه رأىدهندگان يهودى بود، به خود اختصاص داد.
ائتلافات راست مسيحى با راست سياسى در داخل حزب جمهورىخواه، تشكلى را به وجود آورد كه به نام «حزبالله آمريكا» شناخته مىشود. رونالد ريگان، نامزد حزب جمهورىخواه در سال ١٩٨٠ با كشيش بيلى گراهام، رهبر سازمان اكثريت اخلاقى ائتلاف نمود و بدين ترتيب در انتخابات پيروز شد. او در واقع كانديداى حزبالله بود!
بالاتر اينكه حزب جمهورىخواه در انتخابات مقدماتى رياستجمهورى در سال ١٩٨٨، اصلًا به يك كشيش- پت رابرتسون رهبر ائتلاف مسيحى- اجازه داد كه خود را نامزد نمايد. اين امر در انتخابات اوّليه رياست جمهورى در سال ٢٠٠٠ نيز تكرار شد و «گرىبوئر» نماينده راست مسيحى خود را نامزد كرد. كشورى سكولار كه جريانات بنيادگرا در جهان اسلام را سركوب مىكند و خواستار جدايى آيتاللهها از سياست در ايران است، خود گامهايى برمىدارد كه احتمالًا در دهه آتى، رئيسجمهور آمريكا يك كشيش بنيادگرا و يك مسيحى صهيونيست خواهد شد!
گرچه اين كشيشها نتوانستند رأى حزب را با اكثريت كسب كنند، امّا كانديداى حزب- بوش- كه نماينده اين جريان است و با كمك جنبش مسيحيت بنيادگرا و صهيونيسم رأى آورد؛ امروز خود را سرباز مسيح مىداند و در همه اردوگاههاى اشغالگران در عراق، تابلوى مسيح با حمايت تفنگداران آمريكايى نصب كرده است.
بنابراين غرب جديد، فقط غرب فوق مدرن و سرمايهدار نيست، يك جريان قوى مذهبى با انديشههاى توراتى براى پايان تاريخ است كه هسته مركزى آن ايالات متّحده و سپس انگلستان است كه در حال تبليغ اين بنيادگرايى در مسيحيت در مسيحيت كاتوليك اروپا نيز مىباشد.
٢. اسلام شيعى و سنّى معاصر، يك سو ائتلاف يك سو درگيرى.
٢- ١. ايجاد و بقاى جهان سنّى: حدوث و شيوع تفكر سنّى در دنيا، مديون فتوحات خلفاى بعد از رسولالله (ص) است نه انتخاب سنّىگرى (در مقابل شيعه) از سوى مردم. هر كشورى فتح مىشد، به تفكر و عقايد خلفا و حاكمان به اسلام درمىآمد و چون جريان تشيع در عهد اوّليه اسلام، جريان تضعيف شدهاى بود، عملًا آشنايى به ندرت انجام مىشد.
جنگهاى صليبى جهان غرب و مقاومت و سردارى سنيانى مثل صلاحالدّين ايوبى، در كنار زبونى شيعيان اسماعيلى فاطمى در مصر، موجب بقاى تفكر سنى در اكثريت جهان اسلام شد و اين در حالى بود كه هنوز شيعه اثنىعشرى، هيچ حكومتى در دست نداشت.
٢- ٢. ايجاد جوامع شيعى: با انزواى امامت در جهان اسلام و سختگيرىهاى اموى و عبّاسى، تشيع تضعيف شد و گروهها و جوامع كوچك شيعى، در اطراف نقاط جهان اسلام به گونهاى پراكنده شكل گرفت. شهرهايى مثل كوفه، بغداد، نهاوند، همدان، قزوين، رى، نيشابور، توس، مراكش، سمرقند، حلب، حله و ... هركدام مراكزى براى شيعيان شدند.
در سال ٩٤ ق شهر قم در جنوب رى- تهران- كه در زمان فتوحات ويران شده بود، به دست اعراب اشعرى كه مجبور بودند به علّت عقايد شيعى خود كوفه را ترك كنند، بازسازى شد و شعبهاى از جامعه شيعى اوّليه كوفه گرديد و مدّت زمانى طولانى به عنوان يك منطقه كوچنشين عربى، ماهيت خود را حفظ كرد. وقتى در سال ٢٠١ ق. حضرت فاطمه معصومه (س) در راه ديدار برادر خويش- امام رضا (ع)- در ساوه بيمار شده، درگذشتند، پيكرشان به قم منتقل شد و از آن پس بر رونق شيعى آن شهر افزوده گرديد، به طورى كه محدّثانى بزرگ و عالمانى معروف- از جمله نايب سوم امام عصر (ع) در غيبت صغرى ابن روح نوبختى- از آن شهر برخاستند.
در آغاز قرن چهارم هجرى با ضعف سياسى خليفه مسلمين در بغداد، «حكومت آل بويه» در غرب ايران و بغداد شكل گرفت و از شيعيان حمايت نمود. آنها براى اوّلين بار رسوم شيعى مثل عزادارى محرم و جشن غدير را به شكل عمومى در عراق (نجف و كربلا) و برخى مناطق ايران برپا كردند. گرچه آنها عقايد شيعى خويش را پنهان نمىكردند، ولى هرگز نكوشيدند خلافت مركزى سنّى را براندازند و حتى اصرارى به شيعه كردن عراق و ايران نداشتند. خليفه سنّى همچون گذشته، رئيس رسمى دين اسلام بود و عده زيادى از جمعيت ايران و عراق سنّى بودند.
همانند آلبويه در بغداد و غرب ايران، «حمدانيان عرب»