ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - پيام ها و برداشت ها
پيامها و برداشتها
١. همانگونه كه شور و نشاط و تحرك انسان در سنين جوانى زياد است. نشاط معنوى و سير روحى انسان نيز در همان سنين جوانى چنين است. كسانى كه گرماى محبت و مودت به خداوند متعال و حضرت بقيةالله (ع) را در ايام جوانى چشيدهاند، در اكثر موارد به وصال خويش رسيدهاند؛ زيرا حركت در جوانى از جهش به پرش و از پرش به يورش تبديل مىشود.
٢. انسان بايد در دعاى خودش الحاح و اصرار داشته باشد. الحاح و پافشارى در دعا ممكن است به دو گونه معنا گردد كه اولى درست و دومى نادرست است:
الف) به اين معنا كه از تأخير در اجابت دعا خسته نشود كه خداى متعال، نسبت به بندگانش مهربان است و تأخير در اجابت نيز مقرون با منافع و مصالح آنهاست؛ پس ضمن آنكه انسان طبق وظيفه خويش دعا مىكند، راضى به تاخير در اجابت دعا هم هست. امام باقر (ع) فرمودند:
به خدا سوگند هيچ بندهاى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز آنكه حاجتش را برآورد.[١]
ب) معناى دومى كه براى الحاح مىتوان بيان كرد، ولى صحيح نيست آن است كه انسان استجابت دعا را بر خداوند تحميل كند و اصرار كند كه حتماً بايد دعاى او مستجاب شود ولو آنكه در واقع به مصلحتش نباشد. اين يك نوع عجله كردن در استجابت دعا و راضى نبودن به تأخير آن و در نهايت به نوميدى كشيده شدن است.
در حديثى از امام صادق (ع) آمده است:
همانا چون بنده دعا كند، خداى تبارك و تعالى در پى برآوردن حاجت اوست، مادامى كه آن بنده شتاب و عجله نكند.[٢]
٣. يكى از آداب دعا كردن، رعايت زمانهايى است كه دعا در آن زمانها قريب به اجابت است مثل: هنگام وزيدن باد، هنگام ظهر، هنگام نزول باران، ريخته شدن اولين قطره خون مؤمن، در نماز وتر، بعد از طلوع فجر، بعد از مغرب، هنگام قرائت قرآن، اذان، برخورد كردن صف مؤمنين با كفار براى جنگ، سحر، هنگام لرزيدن بدن و گريان شدن چشم و يك ششم از اول نيمهشب.[٣] اينها اوقاتى بود كه در احاديث آمده و اميد است عزيزان آنها را غنيمت بشمارند.
٤. اطمينان به لطف و رحمت خداوند، لازمهاش يقين داشتن به وجود مصلحت در تأخير اجابت دعاست.
٥. هيچ گاه، كسى لياقت ديدار معصومين (ع) را ندارد و تنها كسى لياقت دارد كه مقام و منزلت او همانند آنها باشد. لذا خود معصومين (ع) لياقت ديدار و زيارت يكديگر را دارند. و ديگران تنها به فضل و رحمت الهى بايد اميدوار باشند. ضمن آنكه ايمان و عمل صالح، زمينه را براى اولويت پيدا كردن در ديدار و تشرف فراهم مىكند، و انسان حكيم آب را در زمين حاصلخيز مىريزد كه اسراف نشود. خداوند متعال مىفرمايد:
«يَهْدِياللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ»[٤] و «ذلِكَفَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ»[٥]
٦. كسانى كه توفيق شرفيابى خدمت حضرت بقيةالله (ع) را داشتهاند سه دسته بودهاند:
الف) گاه آقا را نشناخته و بعد از اتمام ملاقات هم متوجه نشدهاند. بسيار هستند كسانى كه در زمان ظهور آقا مىگويند ما ايشان را بارها ديده بوديم، ولى نمىشناختيم.
ب) كسانى كه حين ملاقات نشناختهاند ولى بعد از مفارقت از ايشان، از روى شواهد و قرائنى متوجه مىشوند. گويا زمان ملاقات تصرفى در فكر آنها شده كه اجازه تفكر و فهميدن ندارند.
ج) عده كمى هم هستند كه در حين ملاقات، امام (ع) را شناختهاند.
٧. هيچگاه نبايد در دعا كردن يا آمين گفتن اهمال كنيم كه چه بسا ممكن است همان دعا در پيشگاه الهى اجابت شود.
٨. خلوص در دعا و نيز غنيمت شمردن اوقات تنهايى و خلوت سحر از عوامل مؤثر در استجابت دعاست.
٩. اهميت دادن به نماز اول وقت و جماعت و حضور در مسجد به خصوص هنگام اذان صبح، تقرب فراوانى براى انسان نسبت به خداوند و نيز حضرت صاحبالزمان (ع) دارد.
١٠. لذت و نشاطى كه روح انسان در سير معنوى و روحى خويش مىبرد قابل مقايسه با لذّتهاى جسمى و دنيايى، مثل طعم غذاها، بوى گلها يا ديدن منظرهها نيست؛ زيرا لذتهاى معنوى از سنخ روح و با دوام است ولى لذتهاى جسمانى تنها هنگام ارتباط با محسوس وجود دارد و بعد از قطع ارتباط، لذت آن هم فانى مىشود.
١١. كتمان و مخفى داشتن شور و عشق ديدار امام زمان (ع) قبل از ديدار و حتى بعد از آن، يكى از عوامل تحصيل زمينه براى ديدارهاى مكرر است؛ زيرا كتمان اين سوزش و حوادث از اسرار محبوب به حساب مىآيد. همچنانكه شخص به دور از توجه به مريد، خالصانهتر دل به محبوب مىبندد. گرچه مىتوان گاهى به مصلحت بيدارى و نور گرفتن ديگران بدون آنكه نامى از خود ببرد، مطالبى را بازگو كند. از اين جهت گاه شخص قريب به امام زمان (ع)، در بين نزديكان و اصل خانه خويش، غريب است.
|
مكن محرومم از فيض حضورش |
خداوندا نصيبم كن ظهورش |
|
|
ز پشت ابر غيبت ظاهرش كن |
منور كن جهانى را بنورش |
|
|
خداوندا رسان از ما سلامش |
بگوش ما رسان يا رب كلامش |
|
|
خدايا آرزوى عاشقانش |
بود تعجيل در امر قيامش |