ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ولايت اهل بيت (ع)
حضرت امام صادق (ع) درباره اين سخن خداوند متعال: «إنّما وليّكم ...» فرمودند: «إنّما، يعنى خدا و رسولش و ايمان آورندگان؛ يعنى على و فرزندان امام او (ع) تا روز قيامت؛ بر شما ولايت دارد، شايستهتر نسبت به شما، كارها، جانها، و مالهايتان هستند». سپس خداوند عزّوجلّ ايشان را چنين ستوده است: «كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند.»
اميرالمؤمنين (ع) در حال اداى نماز ظهر، دو ركعت را به جاى آورده و در ركوع بودند كه سائلى وارد شد و به آن حضرت عرضه داشت: سلام بر تو اى ولى خدا و كسى كه بر مؤمنين از خودشان سزاوارتر است، [من] مسكين را صدقهاى ده. و ردايى بر دوش آن حضرت (ع) بود كه هزار دينار ارزش داشت و هديه نجاشى به پيامبر (ص) بود و حضرت (ص) آن را فقط به ايشان پوشانده بود. اميرالمؤمنين (ع) آن ردا را به سوى سائل انداختند و با نگاهشان اشاره كردند كه آن را بردارد. در آن هنگام بود كه خداوند آيه فوق را نازل و فرزندان آن حضرت (ع) را نيز از اين نعمت بهرهمند نمود.
هر يك از فرزندان ايشان كه به امامت مىرسند، مانند حضرتش از اين نعمت برخوردار بوده، در حال ركوع انفاق مىكنند. سائلى كه از اميرالمؤمنين درخواست كمك كرد، يكى از فرشتگان بود و همچنين كسانى كه از امامان و فرزندان آن حضرت درخواست كمك مىكنند، جملگى فرشته هستند». ٢٨
از جمله دلايلى كه بر پيوسته بودن ولايت اهل بيت (ع) به ولايت خداوند و رسولش (ص) دلالت مىكند، اين روايات است:
زيد بن ارقم مىگويد: هنگامى كه رسول خدا (ص) از حجّةالوداع بازمىگشتند، و در غدير خم فرود آمدند، دستور دادند از خارها و تپههاى صحرا سايبانهايى تهيه كنند. سپس فرمودند: در حقيقت خداوند مولا و صاحب اختيار من، و من ولى و سرپرست هر مؤمنى هستم. سپس دست على (ع) را گرفته، فرمودند: «هر كس من ولى اويم، اين [على (ع)] ولى و سرپرست اوست. خداوندا! سرسپردگان به ولايتش را دوست و دشمنانش را دشمن بدار». ٢٩
ابن عبّاس از رسول خدا (ص) روايت مىكند كه در شأن امامان (ع) فرمودند: «اى ابن عبّاس، ولايت ايشان ولايت من، و ولايت من، ولايت خداوند است. و جنگ نمودن با ايشان، جنگ نمودن با من، و جنگ نمودن با من، جنگ نمودن با خداست. [چنانكه] در صلح و سلامت بودن با ايشان، در صلح و سلامت بودن با من، و در سلامت بودن با من در سلامت بودن با خداوند است». ٣٠
و رسول خدا (ص) فرمودند: «برخى از اقوام و گروهها را چه شده است، كه هر گاه خاندان ابراهيم نزد آنان ياد شود، مسرور و فرحناك مىشوند، و بشارت مىدهند اما هنگامى كه آل محمّد (ص) نزدشان ياد مىشوند، قلبهايشان دورى و بيزارى مىجويد؟! سوگند به آنكه جان محمّد در اختيار اوست، چنانچه بندهاى روز قيامت، عمل هفتاد پيامبر را به همراه بياورد، از او پذيرفته نمىشود مگر آنكه آن را با ولايت من و ولايت اهل بيتم بياميزد». ٣١
از آيه ولايت، اين مطالب به دست مىآيد:
اوّل: وجوب ولايت اهل بيت (ع): رسول خدا (ص) در روايتى فرمودند: «هر كس دوست مىدارد كه [چون] من زندگانى كند و [چون] من از دنيا برود، و به بهشتى كه پرودگارم مرا بدان وعده فرموده، وارد شود، بايد ولايت على بن ابى طالب و جانشينان پاكش، امامان هدايت و چراغهاى تاريكى را پس از من پذيرد. آنان هرگز شما را از درگاه هدايت به درگاه گمراهى نمىكشانند». ٣٢
مقتضاى اين ولايت، فرمانبردارى و اطاعت مطلق و بى چونو چراست. خداوند متعال مىفرمايد:
هر كس از پيامبر فرمان بَرَد، در حقيقت، خدا را فرمان برده؛ و هر كس روى گردان شود، ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم. ٣٣
از امام على (ع) نيز در روايتى آمده است: «ما بر انسانها حقّ اطاعت و ولايت داريم». ٣٤ و حتّى گفته شده است كه اسلام و توحيد جز با قبول ولايت ايشان (ع) پذيرفته نمىشود. امام باقر (ع) در اين باره مىفرمايند:
اسلام بر پنج ستون استوار است: به پا داشتن نماز، پرداخت نمودن زكات، روزه ماه رمضان، حج خانه [خدا]، و ولايت ما اهل بيت. ٣٥
عبدالسلام هروى مىگويد: «همراه حضرت امام رضا (ع) بودم، هنگامى كه وارد نيشابور شدند، در حالى كه بر قاطرى سوار بودند و عالمان نيشابور به استقبال آن حضرت بيرون آمده بودند. هنگامى كه به اطراف شهر رسيدند، لجام قاطر حضرت را گرفتند و عرضه داشتند: اى فرزند رسول خدا، شما را به حقّ پدران پاكتان سوگند مىدهيم كه، براى ما سخنى بگوييد. براى ما از پدرانتان كه درود خدا بر ايشان باد سخنى نقل كنيد. پس، امام (ع) سر مباركشان را از كجاوه بيرون آوردند، در حالى كه ردايى از خز بر دوششان بود، و فرمودند: «پدرم موسى بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمّد، از پدرش محمّد بن على، از پدرش على بن حسين، از پدرش حسين بن على، از پدرش اميرالمؤمنين، از رسول خدا (ص) برايم روايت نمود كه فرمودند: جبرئيل روح الامين از جانب خداوند كه نامهايش مقدس و وجهش بزرگ باد به من خبر داد كه فرمود:
همانا من اللهام، هيچ خدايى جز من نيست و يكتايم. اى بندگانم مرا بپرستيد و بدانيد هر كس از شما كه مرا با گواهى به لا إله إلّا الله ملاقات كند، در حالى كه نسبت به آن اخلاص دارد، در حقيقت وارد دژ من شده، و هر كس وارد دژ من شود، از عذابم در امان است.
عرض كردند: اى فرزند رسول خدا، اخلاص نسبت به گواهى دادن به خدا چيست؟
امام (ع) فرمودند:
اطاعت از خدا و رسولش، و ولايت اهل بيتش (ع).
دوم: اينكه امامان (ع) داراى حق ولايت تكوينى هستند: عالم بزرگ، ميرزا محمّد تقى اصفهانى، در رساله فقهىاش، ولايت اوليا مىنويسد: «هيچ پديدهاى در [محيط و دورن] ما وجود ندارد مگر اينكه سبب و موجب آن شما [اولياى خدا] هستيد». و اين به دليل آن است كه ايشان مظاهر نامها و صفات خداوند متعال هستند و از اين رو فعل ايشان، فعل او و سخنشان سخن اوست. اين مرتبه از ولايت فقط اختصاص به ايشان داشته، از مقتضيات وجودهاى نورى و جانهاى قدسيشان است؛ كه امكان رسيدن به آن براى هيچ موجودى ميسّر نيست». ٢٤
رهبر كبير انقلاب اسلامى، امام خمينى (ره)، كه خود از مفاخر علما و از اولياى الهى بود، در اين باره گفته است:
در حقيقت، امام چنان مقام محمود، مرتبه رفيع، و خلافت تكوينى