ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ضرورت انس با موعود (ع)
به دنبال راهبرى است كه توانايى رهبرى او را داشته باشد. آدمى كه قدر و ارزش خود را نمىداند جاهل است گرچه مسلح به دانش روز باشد. چنانكه امير مؤمنان على (ع) فرمود:
كفى بالمرء جهلًا أن لا يعرف قدره.[١]
براى نادانى شخص همين بس كه قدر و ارزش خود را نشناسد.
چنين انسانى به دنبال آداب و نظمى بر رفتار خويش نيست در حالىكه انسان خودآگاه منتظر كه نظام هستى و تناسب و زيبايى آن[٢] را يافته مىداند كه نمىتوان بدون هماهنگى با نظم هستى زيست.
از همينجاست كه منتظران به حالت «اشفاق»[٣] توصيف شدهاند. اشفاق حالتى مركب از ترس و بيم و احساس نياز است.[٤]
نتيجه اين حالت همان دغدغهاى است كه براى رهبرى صحيح پيدا مىشود و او كسى جز امام نيست. امام (ع) بنا بر مبانى شيعى داراى مقام عصمت است. عصمت تركيبى از دو خصلت آگاهى و آزادى است. آگاهى امام (ع) و آزادى او به ويژگى ارجمندى مىپيوندد كه دلسوزى تمام نام دارد. او به شدت حتى بيش از خود ما با ما مهربان و شفيق است. چنانكه امام صادق (ع) خطاب به «زيد شحّام» مىفرمايد:
والله يا زيد إنّى أرحم بكم من أنفسكم.[٥]
به خدا قسم من از شما به خودتان مهربانترم. نشانى از آگاهى
مردى به نام رميله مىگويد:
در زمان خلافت امير مؤمنان على (ع) دچار بيمارى شديدى شدم، اما در روز جمعهاى احساس بهبويد نموده و گفتم بهتر است به نماز امام (ع) حاضر شوم، اما هنگامى كه نماز خواندم و براى سخنرانى امام (ع) نشستم ناگهان دوباره احساس ناراحتى نمودم، اما صبر كردم تا سخن امام (ع) پايان يافت. هنگام خروج از مسجد، اميرالمؤمنان فرمود: «تو را ديدم كه از درد به خود مىپيچيدى». من داستان خود را باز گفتم. امام (ع) فرمودند: «اى رميله! هر مؤمنى كه بيمار مىشود، ما با بيمارىاش رنجور مىگرديم و با غم او غمگين مىشويم و دعايى نمىكند مگر برايش آمين مىگوييم و هنگامى كه ساكت باشد برايش دعا مىكنيم». من به ايشان گفتم: «اى اميرمؤمنان! خدا مرا فدايت كند، آيا اين توجهات شما براى كسانى است كه در حيطه حكومت و نظر شما هستند؟» پاسخ داد: «اى رميله! هيچ مؤمنى، چه در شرق زمين و چه در غرب زمين از نگاه ما غايب نيست.»[٦]
و امام زمان (ع) مىفرمايد:
فإنّا يحيط علمنا بأنبائكم.
دانش ما به اوضاع و احوال شما احاطه دارد.[٧]
چرا چنين نباشد و حال آنكه موعود (ع) به علم ريزان و سرشار توصيف شده است:
ألسلام عليك أيها العلم المنصوب و العلم المصبوب.[٨]
سلام بر تو اى پرچم افراشته و علم ريزان و سرشار. نشانى از رهايى و آزادى
امام (ع) وابستگى ندارد، وجودى مطهر است[٩] كه از آدمها پلى براى خود نمىسازد. او دست آدمى را گرفته و از خاك به افلاك مىكشاند. اميرالمؤمنان (ع) به هنگام بيعت مردم با ايشان فرمودند:
ليس أمرى و أمركم واحد إنّى أريدكم لله وأنتم تريدوننى لانفسكم.[١٠]
هدف شما با من هماهنگ نيست من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود (اهداف حقير) مىخواهيد.
بنا بر آنچه گذشت امام موعود (ع) احياگر هويت حقيقى انسان است و چنين است كه گسترش عقل انسان كه به انتخاب صحيح مىانجامد از برنامههاى اصلى امام موعود (ع) است. او دست مهر بر سر انسانها كشيده و عقول را به كمال مىرساند و انضباط روحى در انسان شكل مىگيرد.[١١] در نتيجه هويت واقعى خويش را مىيابد و آن وقتى است كه از تنزل و تنوع رهيده به تحرك مىرسد و آن ويژگى انسان منتظر است كه به برترين هدف (سبحان ربىالاعلى) روى آورده و در انتظار ابرمردى مىنشيند كه يادآور اين مقصد و برپا كننده حاكميتى در اين حد است. در دعاى ندبه مىخوانيم:
المذكّر بك و بنبيك.
او يادآور تو و پيامبر توست.
آرى فاتح دروازه عبوديت و رهايى انسان از عبوديتهاى حقير و ذلتبار اوست.
أين باب الله الذى منه يوتى.
كجاست آن در خدايى كه از او وارد مىشوند.[١٢]
برخى ويژگيهاى شوق برانگيز او عبارتند از: