ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ٢ مدينه آرمانى مسيحيت
مدينه آرمانى دينى
اسماعيل شفيعى سروستانى
(قسمت دوم)
اشاره:
انتظار تحقق مدينه آرمانى يا آرمانشهر، كم وبيش در ميان همه پيروان اديان به چشم مى خورد. انتظار روزى كه با ظهور منجى موعود و فراگير شدن تعاليم دينى همه آمال بشر رنگ واقعيت مى يابد و بهشت زمينى به منصه ظهور مى رسد.
آنچه در پى خواهد آمد گزارشى است از اين انتظار عمومى پيروان اديان الهى. در قسمت اول اين سلسله مقالات، مدينه آرمانى يهود مورد بررسى قرار گرفته و در اين قسمت نيز مدينه آرمانى مسيحيت بررسى خواهد شد.
٢. مدينه آرمانى مسيحيت
در قسمت پيشين گفتيم كه يهوديت اگر چه در حوزه نظرى، مبتنى بر كلام قدسى (تورات) به نوع نگرش بنى اسرائيل درباره عالم و آدم شكل داده بود و با تكيه بر سيره موسى (ع) و احكام عملى تورات اساس عمل را در ميان پيروان اين آيين استوار مى ساخت اما در گذر ايام، دگرگونيهايى را پذيرا شد. دگرگونيهايى كه دريافتهاى كلى و نظرى پيروان اين دين (علما و صاحب نظران) را متأثر و اختلاط و التقاط را در ميان آنان منتشر كرد به گونه اى كه پس از چند قرن، ميان آيين حقيقى موسى (ع) و صورت و سيرت يهوديان، فاصله اى چشمگير به وجود آمد. از اين رو همه شواهد تاريخى حكايت از آن دارد كه هيچ گاه مدنيتى جامع آن هم تحت تعلميات حقيقى تورات (موسى كليم اللّه) به وجود نيامد وتا تحقق پيش بينى تورات درباره ظهور مردى كه همه اقوام را از گمراهى و انحراف نجات داده و به گرد هم بياورد زمانى نامعلوم در پيش بود. اما چراغ اين انتظار در دل پيروان يهوديت روشن ماند. شايد هيچ دوره تاريخى از حيات بشر به اندازه عصر ظهور مسيح (ع) مورد بررسى، تحقيق و حتى نقد واقع نشده باشد.
در تاريخ اروپا، ظهور مسيح (ع) و هم چنين «رنسانس» به منزله دو نقطه عطف بزرگ است. اولى، نقطه اى كه همه فرهنگ و مدنيت اروپا را به سوى «تفكر بنيادين دينى» فرا مى خواند و دومى، در مقابل، همه حيث تفكر، فرهنگ و تمدن غرب را متوجه «امانيسم» يا «اصالت انسان» مى كند. اين دو امر، براى تحليل و بررسى همه وجوه فرهنگى و مدنى غرب طى هزار و نهصد و پنج سال گذشته كافى و نسبت به ادوار پيشين، روشن تر، مستندتر و