ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - انسان و جهان آينده
عميق ترى را مسخّر انسان قرار مى دهد، كما اين كه در همين تمدن مادى، شما مى بينيد يك موقعى مثلًا انرژيهاى درون هسته ها در اختيار ايشان قرار مى گيرد، و او با كمك اينانرژى توانايى انجام كارهاى بسيارى را پيدا مى كند. اما اين لايه هاى پنهانى ترى هم دارد كه آنها با اسماء باطنى و علوم باطنى كه در اختيار مومنان قرار مى گيرد، محقق مى شود. آن هم نه در اختيار يك مؤمن، دو مؤمن بلكه من گمان مى كنم در عصر ظهور اين از تنعمات عمومى مومنان است، در آن عصر عقول كامل مى شود، علوم باطنى و شهود و مكاشفه عمومى گسترش پيدا مى كند و من حدس مى زنم، براى همه شيعيان حضرت قابل دسترسى مى شود. ولى با تمام اينها، ابتلا و امتحانشان همين است كه همه اين جلوه هايى كه در اختيارشان است بايد در مسير ولى خدا قرار بگيرد، مستغرق در ولايت ولى خدا باشد و اساس ابتهاجشان، ابتهاج به ولايت ولى اللّه باشد، سرورها و نشاطها و خوشيهاى ديگر را قربانى آن نشاط بكنند. شايد اين امتحان يكى از امتحانات سنگين عصر ظهور است.
بنابراين اصلى ترين خصيصه عصر ظهور، ظهور ولايت ولى اللّه است كه اين ولايت هم عروه محكم عبوديت است. به بيان ديگر در عصر ظهور هم استحكام عبوديت در عالم واقع مى شود و هم صراطى كه همه سبل حتى سبل انبياء به آن ختم مى شود؛ يعنى صراط عبوديت حق، كه همان حقيقت ولايت ولى اللّه الاعظم (ع) است محقق مى شود و نور حق، هدايت حق، حيات و ... در حيات عمومى بشر تجلى پيدا مى كند و بشر به منزلت جديدى از حيات و نور مى رسد: «اعْلَمُواأَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»[١] و يا «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها».[٢] آيات ديگرى هم كه تفسير به عصر ظهور مى شوند، خصيصه هاى ظهور را بر محور ولايت ولى اللّه و ظهور و تجلى ولايت ولى اللّه و ظهور امر الهى تفسير مى كنند. اصل مسئله اين است كه انسانهايى در عصر ظهور بر گرد ولى خدا جمع مى شوند كه قلبشان به نور محبت روشن شده و شعله هاى محبت در دلشان زبانه كشيده است. آنها انسانهايى هستند كه محبوب اصلى شان ولى خداست و به تعبيرى محبوب حقيقى شان خداى متعال است و در كنار خداى متعال، ولى خدا را دوست مى دارند و همه لذتها و ابتهاجاتشان، تنعم بيشتر از ولايت ولى اللّه است؛ البته طبيعى است كه همه عالم در اختيار چنين انسانهايى قرار مى گيرد كما اينكه در بهشت هم همينطور است.
در آخرت، اهل بهشت لهو و لعب نمى خواهند آنها مجذوب در ولايت هستند و هر چه مى خواهند خير و حق است و همه اش ابتهاج به قرب است. در واقع من حدس مى زنم، چنين چيزى در عصر ظهور هم اتفاق مى افتد، به تعبير ديگر جامعه آرمانى وجود مقدس امام زمان (ع) جامعه آرمانى انبيا و اوصيا آنهاست، جامعه به اصطلاح آرمانى تمدنهاى مادى نيست، بلكه جامعه آرمانى است كه در آن عبوديت به مفهوم خودش واقع مى شود و همه بشر رو به خداى متعال مى آورند و مبتهج به عبوديت مى شوند. بشر به منزلتى مى رسد كه به اصطلاح محبت رب، اشتياق به رب، اشتياق به لقا در او زنده مى شود و همه اين شوقهاى كودكانه، از قلب او بيرون مى رود. البته با درجات ايمانى متفاوت، ولى همه آنهايى كه گرد حضرت جمع مى شوند و شيعيان به درجاتى از حبّ الهى مى رسند كه ديگر تنعم آنها تنعم به قرب و ضيافت خداى متعال است، اگر متنعم از اين نعمتهاى مادى هم هستند، ابتهاجشان به اين است كه اينها ضيافت خداوند متعال است برايشان.
پى نوشتها:
[١]. سوره طه (٢٠)، آيه ٥٠.
[٢]. سوره حشر (٥٩)، آيه ١٤.
[٣]. محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ١٤٥.
[٤]. همان، ج ١، ص ١٩٣.
[٥]. سوره انعام (٦)، آيه ١١٢.
[٦]. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٧، ص ٣١٣.
[٧]. همان، ج ١٠٠، ص ٣٠٥.
[٨]. الكافى، ج ١، ص ٤٣٧.
[٩]. بحارالانوار، ج ٩٤، ص ١٥١.
[١٠]. الكافى، ج ٢، ص ٨٤.
[١١]. شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، دعاى كميل.
[١٢]. سوره آل عمران (٣) آيه ١٦٣.
[١٣]. الكافى، ج ١، ص ٤٣٠.
[١٤]. فيض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، سيد علينقى، خطبه ٢٣٤، ص ٨١٧.
[١٥]. سوره حديد (٥٧) ١٤، آيه ١٧.
[١٦]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٣٩.