ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ه) اساطير ايرانى
پايان جهان در اساطير
مهدى رضايى
قسمت پايانى
اشاره:
در باورهاى اسطوره اى، جهان به عنوان يك مخلوق كه ساخته و پرداخته دست خدايان است؛ آغازى دارد و انجامى. آغاز جهان، آفرينش آن است كه در اساطير مختلف به شيوه هايى گوناگون شكل مى گيرد. حوادث پايانى جهان مرگ اين دنياست، و جهان مانند هر مخلوق ديگر، پس از چند صباحى حيات، ويران خواهد شد. اما در پس آن ويرانى شروعى ديگر نهفته است كه چرخه حيات به صورت مطلوب تر دوباره به حركت درخواهد آمد، همانند انسان كه روزى به وجود آمده و روزى مى ميرد و پس از مرگ دوباره زندگى خواهد كرد.
آنچه در پى خواهد نگاهى است اجمالى به باور اساطيرى اقوام و ملل مختلف جهان درباره پايان جهان.
در قسمت اول اين سلسله مقالات، اساطير يونان، اسكانديناوى، هند و بوميان آمريكا بررسى شد و در اين قسمت به بررسى اساطير ديگر نقاط مى پردازيم.
ه) اساطير ايرانى
اعتقاد به معاد، يكى از پايه هاى اساسى باورهاى زرتشتيان و ايرانيان قبل از اسلام است كه بدون آن، فلسفه اصلى اين دين ناقص و ناتمام مى ماند. با معاد و تن پسين[١] است كه تعاليم اين دين، كامل مى شود و اهداف آفرينش به كمال مى رسد؛ زيرا اين جهان كه آفريده اهورا مزدا است به ناگاه مورد تازش اهريمن واقع مى شود و همه آفرينش خوب او را مى آلايد. اين داستان كه مربوط به آغاز خلقت مى شود، اسطوره اى است توجيهى؛ توجيه اين كه چرا در اين دنيا بدى و خوبى، نور و ظلمت درهم آميخته اند. حال كه چنين توجيهى براى وضعيت اين جهان يافتند بايد اميدى نيز به بهبودى آن وضعيت داشت. در باورهاى زرتشتى راه حلى كه براى رهايى دنيا از اين اختلاف نامبارك بدى و خوبى يافتند، يكى از پايه هاى مهم اعتقادى بشر در ادوار بعدى شد. آنها اسطوره اى ساختند كه طى آن مصلح جهانى به اين نظم آميخته با بى نظمى جهان، پايان مى دهد و پس از او جهان جز روى خوبى را نخواهد ديد. ابتكار اين اسطوره از ضروريات دين زرتشتى بوده است كه بنا بر عقيده عده اى، اين عقيده در ديگر اديان، همانند يهود و مسيح نيز نفوذ مى كند و امروزه اين باور آنچنان پذيرفته شده است كه تصور اين جهان، بدون آن تحولات اصلاحى فرجامين، غير قابل تصور است. «ميرچا الياده» درباره حوادث پايان جهان در دين مسيحيت مى گويد:
آتش ويران ساز يك بار در كتب عهد جديد در دومين نامه پطرس ذكر شده است، اما آن آتش عامل عمده و مهم است در غيب گوييهايى كه در نزد قدما از طرف كاهنه ها؛ همچون هاتف غيبى به عمل آمده و نيز در حكمت رواقيون و در ادبيات مسيحى متأخر و احتمالًا اصلى ايرانى دارد.[٢]
جان هنيلز نيز بر همين عقيده است كه اصل باور به معاد از ايران است كه در ديگر ملل رايج شده است او مى گويد: