ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - پروتستانها و صهيونيسم مسيحى
مى داند.
كتاب مذكور بسيار مورد پسند مردم واقع گرديد و توانست نحوه نگرش جامعه انگلستان به سرزمينهاى مقدس را به طور قابل توجهى تحت تأثير قرار دهد.[١]
به هر حال اين هوادارى از يهود- كه برخاسته از سنتهاى پيوريتن بود- در قرن ٢٠ صهيونيسم مسيحى را به وجود آورد.
شايد ديدگاه «جوسيا وگ وود»[٢] يكى از نمايندگان مجلس بريتانيا و يكى از شخصيتهاى معروف صهيونيسم- مسيحى، در شناخت و فهم مبانى فكرى اين جريان نمونه خوبى باشد. وى كه خود در خانواده اى پيوريتن زاده شده بود، در راستاى ايجاد يك دولت يهودى در فلسطين هر آنچه از دستش ساخته بود انجام داد.[٣] وى ضمن اتفاق نظر با جابوتينسكى صهيونيست، نوعى راديكاليسم را به نمايش گذاشته و از مبارزه مسلحانه يهوديان دفاع نموده بود.
وى جهت يافتن منابع حمايت از دولت يهودى ضمن سفر به آمريكا با ويلسون، رئيس جمهور آمريكا، ديدار نموده و تلاش كرده بود تا آمريكا را در آن شرايط زمانى پرفشار وارد معامله خاورميانه نمايد. وگ وود، به عنوان يك نمونه كامل از يك صهيونيست- مسيحى در قرن ١٩ از نژادگرايى انگلوساكسون كه در روند يهودى شدن قرار گرفته بود، حمايت مى كرد. اين سخنان وود كه «در يك طرف عهدى كه خداوند با قوم برگزيده خود بست، يهوديان و در طرف ديگر انگلوساكسونها قرار دارند»[٤] و يا «با بازپس گيرى فلسطين توسط يهوديان از (كوه) صهيون نورى پديدار خواهد گرديد»[٥] از جمله شاهد مثالهاى انديشه انگلوساكسونى او با منشأ پيوريتنى است. اين نحوه هوادارى از يهوديان كه در سنتهاى انگليسى و آمريكايى وجود دارد يكى از دلايل حمايت اين دو قدرت از صهيونيسم است.
پروتستانها و صهيونيسم مسيحى
همان گونه كه پيشتر نيز اشاره شد مسيحيت صهيونيستى در ميان پروتستانها پديدار شد و از جانب آنان تلاش زيادى براى بازگردانيدن يهوديان به سرزمينهاى مقدس انجام پذيرفت.[٦] به زعم بعضى از منابع، از جمله منابع يهودى حركت پروتستانتيسم و آغازگر آن، مارتين لوتر، حركتى يهودى گرايانه توسط فردى يهودى بود. افراد يهودى اى مثل «آبراهام فاريسول»[٧] لوتر را يهودى پنهان كار متجددى معرفى مى نمود كه تلاش داشت تا حقيقت دين و عدالت را استوار سازد و نوآوريهاى او را اقدامى در راستاى بازگشت به يهوديت اعلام دارد.[٨] به همين جهت نيز حركت اصلاحى آغاز شده توسط لوتر از سوى يهوديان، خدمتى در راستاى تئولوژى (الهيات) يهود مبنى بر آماده سازى زمينه تحقق بهشت زمينى كه لازمه آمدن مسيح بود تلقى نموده و او را فردى مى انگاشتند كه ضمن متمايل نمودن مسيحيان به ترك انديشه هاى (به اصطلاح) غلط خويش آنها را نجات داده و در راستاى آمدن مسيح اقدام به پيراستن راه مى نمود.[٩]
ضربه ويرانگرى كه توسط لوتر به كليساى كاتوليك وارد شد از سوى يهوديان مورد حمايت قرار گرفت؛[١٠] چرا كه بنا به گفته «خاخام كابالائيست آبراهام ب. اليزرها- لوى»[١١] «لوتر در پنهان، يهودى اى بود كه تلاش مى كرد تا آرام آرام مسيحيان را به انعطاف وادارد»[١٢] و اين تلقيات بود كه موجب شد تا مارتين لوتر از سوى كليساى كاتوليك فردى نيمه يهودى اعلام شود.
پروتستانها با وابستگى به عهد عتيق (تورات)، اعتقاد به بازگشت مسيح و حق حكومت يهوديان بر دنيا را پذيرفتند. براساس اعتقاد پروتستانى، پس از تحقق شروط پيش بينى شده در كتاب مقدس؛ يعنى تشكيل دولت يهود در سرزمينهاى مقدس و در اختيار گرفتن قدس و ساخت معبد مقدس، عيساى موعود باز خواهد گشت و اين بار يهوديان به وى ايمان خواهند آورد و تحت رهبرى عيسى مسيح از قدس بر جهان و ديگر ملتها حكومت خواهند نمود[١٣] و در اثناى حكومت يهوديان، پروتستانها نيز مورد مهر و محبت قرار خواهند گرفت و به ثروتهاى چشمگيرى دست خواهند يافت؛ اما واقعيت امر اين بود كه مسيح موردنظر يهوديان با مسيح مسيحيان متفاوت بود. آنها به حضرت عيسى (موعود مسيحيان) باور نداشتند و به همين جهت نيز اقدام به قتل او نمودند و بر اين باور خود نيز باقى بوده و هستند. اما برخلاف اين واقعيت، يهوديان و شخصيتهاى سرشناس آنها به طور ضمنى اين اعتقاد مسيحيان را پذيرفته و هيچ عكس العملى در خصوص اين باور و اعتقاد پروتستانها كه خلاف نظر و اعتقاد يهوديان است از خود نشان ندادند و با خوشحالى و شعف نظاره گر حمايت پروتستانها از طرح و نظريه بازگشت مسيح شدند.[١٤]
انديشه بازگشت يهوديان به سرزمينهاى مقدس (ارض موعود) نيز بر مبناى پيشگوييهاى كتاب مقدس (عهد عتيق) در دوران پسين اصلاحات از سوى دين مداران پروتستان و خصوصا