ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - سرداب و مخالفان
قطعه هاى چوبى هم- كه چهارچوبهاى اين شبكه ها را شكل داده است- نقش و نگارهاى واقعا ظريف و دقيقى كنده كارى شده است.
سرداب و مخالفان
دشمنان مكتب تشيع در طول تاريخ از روى جهالت و يا به خاطر عنادى كه با اهل بيت (ع) داشتند، همواره در صدد بودند تا از هر راهى كه امكان دارد به اين مكتب ضربه بزنند تا بلكه از اين طريق به تحكيم موقعيت خود دست يابند، ولى خوشبختانه هميشه به بركت معارف و روشنگريهاى ائمه اطهار (ع) در عرصه هاى علم و برهان و استدلال با شكست مواجه شده اند و اين امر به جاى آن كه سبب تنبه آنها گشته و آنان را وادار به تسليم در برابر حقيقت نمايد؛ متاسفانه در اغلب موارد موجب شده است كه به غير منطقى ترين روشها نظير: تحريف حقايق تاريخى، جعل روايات بى اساس، افترا و تهمت و دروغ پردازى و ... متوسل گردند تا شايد به گونه اى ادعاهاى بى اساس خود را به كرسى بنشانند و به اصلاح براى اعتقادات غلط خود توجيهى پيدا كنند.
در بررسى مسئله سرداب سامرا وقتى متوجه شدند كه على رغم استبداد و شدت عملى كه خلفاى بنى اميه و بنى عباس در راستاى ايذاء و اذيت ائمه شيعه با هدف هدم و نابودى اساس تشيع به كار بستند- به جهت حقانيت اهل بيت (ع)- نه تنها كارى از پيش نبردند بلكه اقبال مردم به آنها روز به روز بيشتر شدو حتى اين احترام و گرامى داشت تا به آنجا رسيد كه مردم حتى به مكانهايى نظير سرداب كه بعضى از امامانشان چند صباحى در آن زندگى كرده بودند به ديده احترام مى نگريستند و آنجا را مقدس و عزيز مى شمردند. اين بار هيچ راهى به نظر دشمنان نرسيد جز اينكه در صدد برآمدند با به كارگيرى عوامل خود، از راه جعل افسانه هاى خيالى و بى اساس و نسبت دادن آن به شيعيان، اصل مكتب تشيع را زير سؤال ببرند و پيروان آن را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهند.
به منظور هر چه بيشتر روشن شدن مطلب به بخشى از اظهارات و دروغين بعضى از افراد مغرض كه درباره سرداب سامرا به افسانه سرايى پرداخته اند و آنها را به شيعيان نسبت داده اند اشاره مى كنيم.
ون شك هر فرد منصفى پس از خواندن بخش كوچكى از اين افتراها متوجه غرض ورزيهاى ناجوانمردانه و غير منطقى مشتى افراد نادان و متعصب يا آگاه و مغرض خواهد شد و حداقل از اين پس در نسبتهاى ناروايى كه به شيعه داده مى شود تامل بيشترى خواهد نمود.
الف) ابن خلدون در اين زمينه مى نويسد:
غلو كنندگان شيعه مخصوصا دوازده امامى ها مى پندارند: دوازدهمين امامشان كه محمدبن حسن العسكرى است كه از او به لقب مهدى ياد مى كنند، داخل سرداب خانه شان در شهر حله متولد شد و در حالى كه در آغوش مادرش مخفى بود غائب گشت و او در آخرالزمان ظهور و زمين را از عدل و داد پر مى كند ...[١]
و در ادامه گفتارش اضافه مى كند كه:
... شيعيان هم اكنون نيز بعد از نماز مغرب جلو در اين سرداب، با اسبهاى آماده جمع مى شوند واو را به اسم صدا مى زنند كه: اى سرور ما اكنون ما آماده ايم ظهور كن!!!
ب) ميرزا حسين نورى طبرسى در كشف الاستار مى گويد:
ابن خلكان در تاريخ خودش مى نويسد: شيعيان در انتظار امامشان كه او را مهدى مى نامند به سر مى برند و معتقدند او در مقابل چشم مادرش در سن چهار يا پنج يا نه سالگى داخل سرداب شده و در آنجا نهان گشته است و در آخرالزمان از همانجا ظهور خواهد كرد ...[٢]
ج) ابن حجر عسقلانى ضمن بيان سخنان ابن خلكان، شعرى را ذكر مى كند كه مؤيد همان مطالب است:
يعنى آن شخصى كه شما گمان مى كنيد او در سرداب به سر مى برد هنوز چشم به جهان نگشوده است. (٩)
د) ابن تيميه هم گمان كرده است كه شيعيان معتقدند امام منتظر در سردابى كه در سامرا است به سر مى برد و آنها در انتظار ظهور او از آن سرداب هستند.[٣]
ه) شيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز به