ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
جهان امروز و پيشگويى هاى آخر
٢ ص
(٤)
لحظه هاى ناب سامرا
٩ ص
(٥)
سامرا، مركز خلافت عباسى، سال 235 ق
٩ ص
(٦)
سامرا، قلب شهر، سالهاى نوجوانى
٩ ص
(٧)
سامرا، منزل حكيمه خاتون، سال 254 ق
٩ ص
(٨)
سامرا، انديشه و آرمان امام
٩ ص
(٩)
سامرا، محله عسكر- سالهاى امامت
١٠ ص
(١٠)
سامرا، در خلوت امام حسن عسكرى (ع)
١٠ ص
(١١)
سامرا، دكان روغن فروشى- سالهاى امامت
١٠ ص
(١٢)
سامرا، كوچه پس كوچه هاى دارالخلافه- سالهاى امامت
١٠ ص
(١٣)
سامرا، زندان حكومتى- سالهاى امامت
١٠ ص
(١٤)
سامرا، سراى عبدالله بن خاقان كارگزار خليفه عباسى- سالهاى امامت
١١ ص
(١٥)
سامرا، در سوگ امام حسن عسكرى (ع)- سال 260 ق
١١ ص
(١٦)
سامرا، آغاز امامت مهدى (عج)
١١ ص
(١٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
١٢ ص
(١٨)
فجر مقدس
٢٢ ص
(١٩)
2- نداى آسمانى صيحه
٢٢ ص
(٢٠)
3- بيعت كردن 000/ 30 نفر از قبيله بنى كلب با سفيانى
٢٥ ص
(٢١)
پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب «جهانى امام مهدى (عج)
٢٦ ص
(٢٢)
دعاى فرج بخوان تا ظهور را دريابى!
٣٠ ص
(٢٣)
دعاى غريق
٣١ ص
(٢٤)
نشانه هايى از پايان
٣٢ ص
(٢٥)
1 افزايش جنگها
٣٣ ص
(٢٦)
2 گسترش خشكسالى
٣٣ ص
(٢٧)
3 شيوع بيماريهاى مهلك
٣٣ ص
(٢٨)
4 فراوانى زمين لرزه
٣٣ ص
(٢٩)
5 گسترش خشونت
٣٣ ص
(٣٠)
6 ابلاغ مژده انجيل
٣٣ ص
(٣١)
7 افزايش مسافرتها
٣٤ ص
(٣٢)
8 فزونى دانش
٣٤ ص
(٣٣)
9 ظهور ضد مسيح
٣٤ ص
(٣٤)
70 پايگاه اطلاع رسانى شيعيان در اينترنت
٣٦ ص
(٣٥)
گلبانگ
٤٠ ص
(٣٦)
دريا
٤٠ ص
(٣٧)
سوار مشرقى
٤٠ ص
(٣٨)
تو آن خورشيد رخشانى
٤٠ ص
(٣٩)
غزل انتظار
٤١ ص
(٤٠)
مهربان
٤١ ص
(٤١)
نذر موعود (عج)
٤١ ص
(٤٢)
قرنهاى انتظار
٤٢ ص
(٤٣)
گمارده
٤٤ ص
(٤٤)
يادگارهاى موعود (سرداب سامرا
٤٨ ص
(٤٥)
مفهوم واژه سرداب
٤٨ ص
(٤٦)
سرداب غيبت
٤٩ ص
(٤٧)
موقعيت كنونى سرداب سامرا
٥١ ص
(٤٨)
باب غيبت
٥٢ ص
(٤٩)
سرداب و مخالفان
٥٣ ص
(٥٠)
ويژگيهاى حضرت ولى عصر (ع
٥٦ ص
(٥١)
نامه اى به موعود
٥٩ ص
(٥٢)
«بداء» و نشانه هاى ظهور
٦٠ ص
(٥٣)
1- لوح محفوظ
٦١ ص
(٥٤)
2- لوح محو و اثبات
٦١ ص
(٥٥)
نخست، نشانه هاى مشروط و غير حتمى ظهور
٦١ ص
(٥٦)
دوم، علائم ظهور و امور حتمى
٦٢ ص
(٥٧)
سوم، بداء و قيام حضرت مهدى (ع)
٦٣ ص
(٥٨)
چهارم، تعيين زمان ظهور حضرت مهدى (ع)
٦٣ ص
(٥٩)
سيماى موعود در قرآن
٦٥ ص
(٦٠)
غيبتى در حضور
٦٨ ص
(٦١)
آخر الزمان شناسى در آثار اسلامى
٧٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - سرداب غيبت

پايتخت جديد برگزيد.

چون اين محل از نظر موقعيت جغرافيايى نسبت به ساير مناطق رجحان داشت آبهاى زيادى در اطراف شهر جريان داشت كه هر يك از آنها به منزله دژى شهر را از خطر حمله هاى ناگهانى حفظ مى كرد.

علاوه بر اين، مرتفع بودن اين منطقه نسبت به كرانه غربى دجله موجب مى شد كه اين شهر از آسيبهاى طغيان احتمالى دجله در امان باشد. از طرف ديگر اين منطقه نسبت به ساير مناطق از آب و هواى مطلوب ترى برخوردار بود. از نظر نظامى نيز يك منطقه سوق الجيشى بود كه به لحاظ دفاعى از جهاتى موقعيت بهترى نسبت به بغداد داشت.

شهر سامرا به «عسكر» نيز معروف است. وقتى معتصم اين شهر را بنا نمود با سپاهيان خود عازم آنجا شد، از اين رو به جهت استقرار نظاميان در اين شهر آن را عسكر مى ناميدند[١].

از آنجا كه منطقه سامرا نسبت به كرانه راست دجله مرتفع بود در زير لايه هاى خاكى اين منطقه يك لايه سنگى از ريگ كه ماده چسبنده اى آنها را به يكديگر چسبانده است، وجود دارد. اين دو عامل، يعنى ارتفاع زمين از سطح آب و وجود لايه سنگى مذكور موجب شده است كه كندن سردابهاى گود و عميق در زير ساختمانهاى اين شهر راحت باشد. به همين جهت ساختن سردابهاى زيادى در زير اغلب خانه هاى قديمى و حتى بناهاى جديد بسيار رايج است كه على رغم ساخته شدن انواع وسايل سرمايش در ايام گرم تابستان بيشتر اين سردابها مورد استفاده ساكنان آن قرار مى گيرد.

سرداب غيبت‌

متوكل عباسى نسبت به شيعيان و دوستداران اهل بيت (ع) بسيار سخت گيرى مى كرد. تاريخ نگاران نقل مى كنند كه هيچ كس مثل متوكل به گماردن جاسوس و جمع آورى اخبار مناطق گوناگون اهتمام نداشت. وقتى جاسوسان وى و فرماندار نظامى مدينه، عبدالله بن محمد هاشمى، در مورد فعاليتهاى سياسى امام هادى (ع) و نفوذ معنوى او در بين مردم و به ويژه شيعيان گزارشهايى به متوكل دادند او بسيار نگران شد؛ زيرا شرايط به گونه اى نبود كه بتواند آن حضرت را به زور به زندان يا تبعيد بفرستد يا جلوى فعاليتهاى او را بگيرد؛ از اين رو به حيله و نيرنگ متوسل شد و به ظاهر نامه محبت آميزى به امام هادى (ع) نوشت و او را به سامرا دعوت كرد.

آن گاه بدون معطلى يحيى بن هرثمه را با سيصد سرباز مامور كرد كه امام هادى (ع) را به همراه خانواده به سامرا، مركز خلافت عباسى، منتقل نمايد تا در سامرا از هر جهت بتواند آن حضرت را زير نظر داشته باشد. به اين ترتيب حضرت هادى (ع) در سال ٢٣٦ ق. به سامرا برده شد و بيش از بيست سال در بدترين شرايط، تحت نظر دژخيمان عباسى در شهر سامرا زندگى كرد و در نهايت با توطئه اى كه متوكل چيده بود در سال ٢٥٤ ق. به شهادت رسيد و جنازه مطهر آن حضرت در همان خانه مسكونى خود به خاك سپرده شد.

پس از شهادت امام هادى (ع) حضرت عسكرى (ع) در همان خانه اى كه پدر بزرگوارشان در آنجا زندگى مى كردند سكونت گزيدند. در آن خانه همانند ساير خانه هاى سامرا سردابى وجود داشت كه در ايام گرم تابستان مورد استفاده قرار مى گرفت.

طبق برخى روايات، ديدار حضرت مهدى (ع) با شخصيتهاى بزرگ و قابل اطمينان شيعه در زمان حيات پدر بزرگوارشان در اين خانه و سرداب شريف انجام گرفته است. در اين زمينه جعفر بن محمد بن مالك روايت كرده است:

على بن بلال و احمد بن هلال و محمد بن معاويه بن حكم و ... به من گفتند: روزى ما در خانه امام حسن عسكرى (ع) حاضر شده بوديم تا درباره جانشين آن حضرت از ايشان سؤال كنيم. حاضران در آن مجلس حدود چهل نفر از شيعيان مورد اعتماد بودند. در آن مجلس عثمان بن سعيد خطاب به امام عسكرى (ع) گفت: «يابن رسول الله ما به خدمت رسيده ايم تا درباره موضوعى كه شما آن را بهتر از ما مى دانيد سؤال كنيم».

در اين لحظه امام عسكرى (ع) به عثمان بن سعيد فرمودند: «بنشينيد!» وقتى عثمان بن سعيد نشست امام عسكرى (ع) از جاى خود بلند شدند و به سمت در به راه افتادند چون به آستانه در اتاق رسيدند خطاب به جمعيت فرمودند: «هيچ كس از اتاق خارج نشود تا من برگردم». سپس به سرعت از اتاق خارج شدند و مدتى نگذشت كه حضرت عسكرى (ع) برگشتند در حالى كه كودك بسيار زيبايى را- كه چهره اش چون ماه درخشان بود- همراه داشتند. آنگاه به حاضران در آن مجلس فرمودند: «بعد از من امام شما ايشان است از او پيروى كنيد و ضمنا بدانيد كه بعد از اين ديگر شما او را نخواهيد ديد».[٢]

يكى از مهم ترين علل تحت نظر قرار گرفتن امام هادى (ع) و امام عسكرى (ع) دستيابى به حضرت مهدى (ع) بود؛ چون خلفاى عباسى از طريق دهها روايت- كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده بود- خبر داشتند كه فرزند حضرت عسكرى (ع)، امام مهدى (ع) بساط حكومتهاى جائر و غاصب را در هم خواهد پيچيد و به ستمگرى و ظلم پايان خواهد داد. از اين رو هميشه در كمين بودند تا به محض تولد فرزند امام عسكرى (ع) او را دستگير نموده و به شهادت برسانند. اما مشيت الهى آن بود كه جريان تولد حضرت مهدى (ع) همانند