ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - نخست، نشانه هاى مشروط و غير حتمى ظهور
و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضورى دارد. قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد:
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ.[١]
هيچ چيزى در آسمان و زمين از [نظر] خداوند متعال مخفى نمى شود.
از همين روست كه مسئله بداء و ظاهر كردن آن امر مخفى را به خداوند نسبت داده مى شود:
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ[٢]
خداوند آنچه را گمان نمى كردند، براى آنها ظاهر كرد.
براساس آيه:
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ[٣]
خداوند چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند و با استفاده از ديگر آيات و روايات مى توان چنين برداشت كرد كه برخى اعمال حسنه، نظير: صدقه، احسان به ديگران، صله رحم، نيكى به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت واداى حق آن و ... سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و بركت زندگيش را افزايش مى دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشايست اثر عكس آن را بر زندگى شخص مى گذارد.
پيش از شرح اين عبارت كه بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزهايى كه از ناحيه خداوند متعال براى مردم مخفى و براى خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم كه خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:
١- لوح محفوظ
لوحى كه آنچه در آن نوشته مى شود؛ پاك نشده و مقدرات آن تغيير نمى يابند؛ چرا كه مطابق با علم الهى است:
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ.[٤]
بلكه آن قرآن مجيدى است كه در لوح محفوظ ثبت گرديده است.
٢- لوح محو و اثبات
بنا بر شرايط و سننى از سنتهاى الهى سرنوشت شخص يا جريانى به شكلى خاص مى شود، با از بين رفتن آن سنتها و يا مطرح شدن سنتهاى جديد سرنوشت آن شخص و يا آن جريان تحت الشعاع سنتهاى جديد قرار مى گيرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن ٢٠ سالگى فوت كند اما به واسطه صله رحم يا صدقه اى كه مى دهد، ٣٠ سال به عمرش اضافه مى شود و تا ٥٠ سالگى زنده مى ماند و يا به عكس، آن شخص بناست ٥٠ سال عمر كند به واسطه گناه كبيره اى خاص ٣٠ سال از عمرش كاسته مى شود در همان ٢٠ سالگى مى ميرد. كه البته خداوند متعال از اول مى دانست كه بناست اولى ٥٠ سال و دومى ٢٠ سال عمر كند ولى براى روشن شدن اين سنتهاى الهى مطلب به اين شكل از زبان پيامبران يا اولياى الهى (ع) بيان مى شود.
در قرآن كريم هم آمده است: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ[٥] و يا اين آيه: ثم قضى اجلا و اجل مسمى عنده.[٦]
با توجه به اين دو لوح و مطالبى كه تا به حال به آنها پرداختيم، اين سؤال به ذهن مى رسد كه: آيا ظهور حضرت مهدى (ع) و نشانه هايى كه براى آن بيان شده است، در لوح محفوظ اند يا محو و اثبات. به عبارت ديگر آيا ممكن است اصلا مسئله اى به نام ظهور ايشان تا آخر عمر بشريت و هستى اتفاق نيفتد و يا ظهور بدون تحقق نشانه ها رخ دهد يا خير همه نشانه ها بايد رخ دهند؟ در پاسخ به اين سؤال بايد نشانه هاى ظهور را به دو دسته تقسيم كنيم:
١. امور و علائم مشروط؛
٢. امور و علايم حتمى. آنگونه كه امام باقر (ع)[٧] امور را به موقوفه و حتميه و امام صادق (ع) به حتمى و غير حتمى تقسيم كرده اند.[٨] مسئله بداء هم در چهار زمينه با موضوع ظهور حضرت مهدى (ع) ارتباط مى يابد:
نخست، نشانه هاى مشروط و غير حتمى ظهور
جز نشانه هايى كه صراحتا در احاديث به حتمى بودن آنها اشاره شده است، بقيه نشانه هاى ظهور همگى از امور موقوفه به شمار مى روند، چنانكه بزرگانى مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق و شيخ طوسى بدان تصريح كرده اند. بدين معنا كه به جز نشانه هاى حتمى ظهور بقيه آنها بنا بر مشيت و اراده الهى ممكن است دچار تغيير و تبديل، تقدم و يا تاخر شوند. به عبارت ديگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب مى آيند و ممكن است با تغيير و تبديل در شرايط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونه ديگرى پديد آيند و يا اصلا رخ ندهند. البته بسيارى از رويدادهايى كه در احاديث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقق خويش نشده اند.
مثلا اگر در حديث به نزول بلايى (مشروط) اشاره شده باشد به واسطه توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تاخير رخ دهد و يا اصلا چنين بلايى به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود و يا اينكه با برخى اعمال صالح و يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تاخير كنند.
شايد بتوان علت بيان چنين اخبارى را اين دانست كه اگر مساله به اين شكل تبيين نمى شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمى شدند و بدان مبتلا مى گشتند اما پس از صدور حديث از ناحيه معصوم (ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثه ناگوارى ممانعت به عمل آورند و يا سبب حدوث اتفاقى خوشايند شوند. البته فراموش نكنيم كه عكس اين