ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - غرب، سينما و آخرالزمان
در آغاز و هزاره يا در برخى تواريخ خاص از زندان دوزخى خود رها مى شود و كمر به قتل آدمى مى بندد و در راه سر برداشتن آنتى كرايست ٢٤ يا ضد مسيح (و در واقع دجال آخرالزمان به قرائت آنها) قدم مى گذارد. مى دانيد كه يهوديان هم به نوعى به مسيحا قائلند؛ گرچه آنها مسيحى را كه در سرزمين فلسطين ظهور كرد مسيح كذاب مى دانند و مسيح حقيقى را پيامبر ديگرى مى دانند كه در آخرالزمان مى آيد. به هر حال اين نوع نگاه در فيلمهاى هاليوود (با اين فرض كه دينى باشند) بيشترين فراوانى را دارند. يورش شيطان و عكس العمل سپاه حق و پيروان حق و نبرد نهايى كه در بين آنها در مى گيرد همان مفهوم فاينال كانفليكت است كه پيش از اين به آن اشاره كردم و چون در منطقه «هادمجدون» است حالا به «آرماگدون» معروف مى شود و در آن نبرد است كه تكليف حق و باطل مشخص مى شود و در خونبارترين جنگ تاريخ حق بر باطل پيروز مى شود و اينها انواع رويكرد به مقوله آخرالزمان است كه هاليوود تاكنون به تصوير كشيده است.
در چه مباحث و مضامينى اين تصويرسازى در تقابل با اسلام، جهان اسلام، تشيع و انقلاب ايران قرار مى گيرد؟
اصولا همه اش مى تواند در تعارض و تباين باشد؛ چون هيچ كدام بر مبناى قرائت ما نيستند. اما اكثر آنها مستقيما ما را دليل وقوع آخرالزمان نمى دانند. ولى در برخى موارد مستقيما انگشت اتهام را بسوى ما مى گيرند. گاهى وقتها به صورت كاملا استعارى، نمادين و در لفافه بيان مى شوند، و گاهى اوقات نيز به صورت هم صريح و مشخص. مثلا از ميان موارد غير مصرح، فيلم معروف و ديويد فينچر ٢٨ و ژان پيرژانت در واقع قسمتهاى بعدى اين مجموعه را تا «بيگانه ٤» كارگردانى كردند. در اين نگاه ما مى بينيم كه اسلام به صورت يك خطر ما قبل تاريخى، يك خطر قديم و يك خطر باستانى از ميان تخمهاى هيولاهاى باستانى در يك فضاى مرموز و مدهوش متولد مى شود. آزاد مى شود و به صورت يك موجود مهاجم بيگانه درمى آيد كه ابتدا در سر آدمى رخنه مى كند، از راه مغز وارد مى شود، در دل لانه مى كند و مى بالد و رشد مى كند و از دل آن ميزبان بيرون مى زند و طى زايمانى دردناك ميزبان را مى كشد و از ميزبانى به ميزبان ديگر مى رود و مدام خود را تكثير و توليد مى كند و نهايتا نسل بشر را نابود مى سازد. شرايط آپوكاليپتيكال ٢٩ يا آخرالزمانى را ما در اين فيلم شاهديم و همه چيز كاملا نمادين روايت شده است. اين موجود بيگانه حتى خونش هم خطرناك است و اگر خونش را بريزى با نيروى مخرب نهفته در خون خود همه چيز را نابود مى كند. خوب اين ما را ياد چه مى اندازد؟ در اسلام حتى خون هم مى تواند بر شمشير غلبه كند و به گونه اى بر رقيب لطمه بزند. فرهنگ شهادت و استشهاد هميشه كابوس دنياى غرب بوده است. بعد هم ملاحظه مى كنيد كه در پايان (در قسمت چهارم) فقط به يك صورت مى توانند بر بيگانه غلبه كنند به اين نحو كه يك موجود التقاطى بين انسان غربى و بيگانه بيافرينند كه خون بيگانه در رگش جارى است و فقط اين موجود بينابينى مى تواند بر بيگانه غلبه كند چون خون او را در رگ دارد ولى مغز انسان آمريكايى را در سر، و حالا اين هيولا- انسان است كه مى تواند بيگانه را براى هميشه نابود كند. اين خيلى بحث پيچيده اى است. همچنين در مورد گربه ايرانى كه در قسمت اول اين مجموعه نشان داده شد بحثها صورت گرفت ولى كسى نپرسيد چرا اينقدر روى اين گربه ايرانى تاكيد شد و چرا اين موجود بيگانه فقط به دو نفر نتوانست لطمه بزند. يك افسر زن از ارتش آمريكا كه از ابتدا خطر بيگانه را گوشزد كرده و نسبت به خطرات او آگاه بود، يكى هم همين گربه ايرانى كه گويى از ابتدا همدست بيگانه