ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - جهان امروز و پيشگويى هاى آخر
چنانكه اين اطلاعات به نسبتهاى مختلف در ميان عموم موجود بوده و عرضه آثارى را نيز موجب گشته است.
على رغم انكار (در ظاهر) مراجعه به اين آثار و توسل به برخى از طرق (حتى ناپسند و مذموم مثل فالگيرى و رمالى) براى آگاهى از آينده خود جزء لاينفك حيات انسان غربى و از جمله سياستمداران و روشنفكران است.
زبان تمثيلى و گاه شاعرانه اين آثار موجب بوده تا اين آگاهى، همواره قرين با ترديد در كشف مصاديق و تشخيص دقيق زمان و مكان وقوع حوادث باشد.
تنوع نشانه ها، نمادها و پيچيدگى زبانى را وجه مشترك عموم اين آثار مى توان دانست. با اينهمه هيچ گاه از جذابيت پيشگويى و رونق بازار پيشگويان كاسته نشده است؛ چرا كه «نگاه به آينده» و تلاش براى آگاهى درباره آينده جزء لاينفك حيات انسان و به عبارتى ذاتى وجود او بوده است. امرى كه انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و انگيزه لازم براى تاب آوردن جهان و گذار از فراز و نشيبهاى آن را در وى ايجاد كرده است.
از وجهى ديگر، اگر چه ملل گوناگون از «جهان بينى» و «جهان شناسى» متفاوتى برخوردارند و هر يك تعريفى ويژه از مبدا و انتهاى جهان و جايگاه و نقش انسان در ميانه عالم ارائه مى دهند اما، جملگى در منتهى شدن عمر جهان و حيات كلى انسان به «عصرى طلايى» و عارى از هرگونه عيب و رنج و الم مشتركند؛ هر يك نيز اين عصر را به نامى و عنوانى خوانده اند و نويد فرا رسيدنش را نيز نويدبخش انسان مانده در رنج و ظلم و تباهى ساخته اند.
در ميان همه ملل، «يهوديت» به دليل قدمت تاريخى از يك سو و تذكر درباره ظهور مسيح موعود، بيشترين آثار با موضوع و مضمون «پيشگوئى آينده» را عرضه داشته چنانكه، علقه ويژه اقوام يهودى به «كاهنان» نيز بر دامنه اين آثار افزوده است. تاريخ حيات اين قوم هيچ گاه منفك از حضور و راى «كاهنان» نبوده است. از سوى ديگر «مكاشفات قديسين و رهبانان» مسيحى نيز از جايگاه قابل توجهى برخوردار است. آنان نيز واسپس آخرين گفت وگوى مسيح (ع) با حواريون- كه خبر از آينده و ظهور مجددش مى داد- در انتظارى بزرگ فرو رفتند تا از آن پس عارفان و رهبانان مسيحى مصاديق بارز حوادث و پيشگوئيهاى مسيح (ع) و قديسين پس از وى را شناسايى، تفسير و اعلام كنند. شايد كه منتظران مؤمن از حوادث سوء ماقبل از ظهور حضرت مسيح (ع)، در امان مانند و توفيق ديدار دوباره «موعود» را حاصل آورند.
از همين روست كه على رغم وقوع تحريف در دو كتاب مقدس تورات و انجيل بخشهاى قابل تاملى از اين دو كتاب را «پيشگوئيهاى مربوط به آخرالزمان» و ظهور دوباره موعود منجى تشكيل مى دهد.
در ميان ملل و نحل مختلف و از جمله برهمنان هندى، كاهنان معابد تبت، عالمان بودايى و غيره نيز آثارى از اين دست موجود است. بخشى از آثار و منابع كتبى و شفاهى مسلمين نيز دربردارنده اخبار آخرالزمان، ملاحم و فتن و بالاخره ظهور موعود (ع) است. قدمت اين اخبار به روزهاى آغازين بعثت نبى اكرم (ص)، مى رسد. چنانكه حديث معراج، خطبه غدير و بسيارى از احاديث و روايات منقول از زبان حضرت دربردارنده اين اخبار و تذكر حوادث سالهاى پايانى و ماقبل الظهور است.
پس از نبى اكرم (ص)، نيز ساير ائمه دين (ع)، به گونه هاى مختلف از اين اخبار و حوادث سخن گفته اند چنانكه على (ع)، در نهج البلاغه در ميان خطبه ها و كلمات و حكمتها بارها متذكر وقايع و اخبار اين فصل مهم از حيات مسلمين شده اند.
سپرى شدن ايام حيات هر يك از ائمه (ع) و فراهم شدن زمينه هاى غيبت صغرى و كبراى حضرت ولى عصر (ع)، به صورت طبيعى بر حجم اين اخبار و روايات افزوده است. سؤالات اصحاب و ياران، ضرورت آماده سازى شيعيان براى تاب آوردن ايام دورى و فترت و بالاخره درامان نگه داشتن شيعيان از گرداب «ترديد» و شبهه و بلاياى سخت آخرالزمان موجب افزايش حجم اين اخبار و روايات بوده است.
وجه بارز و مميز اين اخبار در مقايسه با پيشگوييهاى قديسين و طالع بينان ساير اقوام در موارد زير است:
١- وضوح و روشنى مصاديق؛
٢- ذكر علائم و نشانه هاى وقايع طبيعى و غير طبيعى كه در سالهاى پايانى (ماقبل از ظهور) آشكار مى شود؛
٣- بيان تكليف فردى و اجتماعى مسلمين (و به ويژه شيعيان) در هنگام مواجه شدن با اين مصاديق و وقايع.
اطمينان از صحت اقوال و اخبار صادره از سوى ائمه معصومين (ع)، به دليل نسبت حقيقى آنان با منبع وحى و الهام و جايگاه ويژه آنان به عنوان ولى و سرپرست مسلمين و حجج الهى در گستره زمين، موجبات توجه جدى و تذكر مسلمين و شيعيان به اين اخبار را در سالهاى سخت و طاقت فرساى قبل از ظهور فراهم آورده است.
حتمى الوقوع بودن برخى از اين حوادث، بحرانهاى نفس گير طبيعى و غيرطبيعى- كه جان ميليونها نفر را در آخرين سالهاى قبل از ظهور به خطر مى اندازد- و بالاخره آشكار شدن علائم بسيارى كه حكايت از نزديك شدن فصل رهايى مى كند در اين منابع مورد توجه و تاكيد واقع شده است.