ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - منتظران برترين مردم همه روزگاران
منتظران برترين مردم همه روزگاران
در فضيلت انتظار و منتظران بسيار خوانده و شنيده ايد، اما آيا هيچ فكر كرده ايد كه چرا در فرهنگ شيعه چنين فضايلى را براى منتظران؛ يعنى كسانى كه در زمان غيبت با باور به وجود امام دوازدهم، ظهور او را انتظار مى كشند، برشمرده اند؟
روايت زير كه از امام چهارم شيعيان، حضرت سجاد (ع) نقل شده به اين پرسش پاسخ مى دهد:
... ثم تمتد الغيبة بولى الله- عزوجل- الثانى عشر من اوصياء رسول الله- صلى الله عليه و آله- والائمة بعده. يا ابا خالد! ان اهل زمان غيبته، القائلين بامامته والمنتظرين لظهوره افضل من اهل كل زمان؛ لان الله- تبارك و تعالى- اعطاهم من العقول والافهام والمعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة؛ وجعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول الله- صلى الله عليه و آله- بالسيف. اولئك المخلصون حقا و شيعتنا صدقا والدعاة الى دين الله- عزوجل- سرا و جهرا. و قال على بن الحسين- عليهماالسلام-: انتظار الفرج من اعظم الفرج.[١]
... غيبت دوازدهمين ولى خداوند- صاحب عزت و جلال- از سلسله جانشينان رسول خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- و امامان بعد از او، به درازا مى كشد. اى اباخالد! آن گروه از مردم كه در زمان غيبت او امامتش را پذيرفته و منتظر ظهور اويند برترين مردم همه زمان ها هستند؛ زيرا خداوند- كه گرامى و بلند مرتبه است- چنان خرد، درك و شناختى به آنها ارزانى داشته كه غيبت [و عدم حضور امام] براى آنها همانند مشاهده [و حضور امام] است. خداوند مردم اين زمان را به مانند كسانى قرار داده كه با شمشير در پيشگاه رسول خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- جهاد مى كنند. آنها مخلصان واقعى، شيعيان راستين ما و دعوت كنندگان به سوى دين خدا در پنهان و آشكار هستند. آنگاه [امام] على بن الحسين- كه بر او درود باد- فرمود: انتظار فرج (گشايش) از بزرگترين گشايش هاست.
آرى، همه فضيلت انتظار به اين است كه منتظر حجابى ميان خود و امامش احساس نكند و او را همواره حاضر و ناظر ببيند. و قطعا كسى كه اينگونه بود تلاش مى كند در هر كجا و به هر كارى كه مشغول است به گونه اى عمل كند كه خشنودى امامش را به خود جلب و ناخشنودى او را از خود دور سازد.
پى نوشت:
[١]. الصدوق، ابوجعفر، محمدبن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ٣٢٠؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٢٢، ح ٤.