ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - مسيح و ما، ما و مسيحيان
آيه مشهورى در انجيل يوحنا وجود دارد كه گويا از دست تحريف تحريفگران اندكى مصون مانده است. معنى آيه اين است:
من از پدر خواهم خواست و او پركليتوس ديگرى به شما خواهد داد كه تا ابد با شما مى ماند.
مقدمتا اين نكته را يادآور مى شوم كه بحث درباره مفهوم حقيقى لفظ پاراقليط در زبان سريانى از جمله مباحث اتيمولوژيكى است كه از قرن ها پيش مورد بحث دانشمندان مسلمان و مسيحى بوده است. در اين ميان غالب انديشوران مسيحى اين لفظ را به معنى تسلى دهنده (در زبان عربى معزى) گرفته و آن را بر روح القدس منطبق دانسته اند. از جمله اين دانشوران يكى كشيش فندر آلمانى است كه اين راى را در كتاب ميزان الحق بيان داشته است. دانشمندان مسلمان و برخى نويسندگان مسيحى، همچون نويسندگان دائرة المعارف بزرگ فرانسه (ج ٢٣، ص ٤١٤٧) و يا فخرالاسلام، مؤلف قبلا مسيحى كتاب انيس الاعلام، اين لفظ را شكل تحريف شده پركليتوس يونانى مى دانند كه به معنى بسيار ستوده يا همان محمد است.
استاد ارجمند حسن مصطفوى در كتاب مستطاب خود التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ذيل ماده ح، م. د مى نگارند:
يقال ان اصل هذه الكلمه باليونانى- پركليت- و معناه الاحمد (پسنديده)، ثم حرف بكلمة پركليت، و معناه المعزى.
گفته مى شود كه اصل اين كلمه در زبان يونانى پركليت (به كسرپ و ر) و معناى آن احمد؛ يعنى پسنديده است، سپس اين واژه به كلمه پركليت (به فتح پ و ر) تغيير شكل داده شده، كه اين دومى به معنى معزى؛ يعنى تسلى دهنده است.
به هر حال كم نيستند انديشمندان از جهان اسلام و مسيحيت كه به تحريف لفظ پاراكليت از پركليت و انطباق اين دومى بر لفظ محمد يا احمد اذعان دارند. و اين در حالى است كه مستر هاكس آمريكايى- در قاموس كتاب مقدس- و سايرين در قاموس عبرى- عربى لقوجمان، آن را به معنى تسلى دهنده، آرامش بخش و يا حتى وكيل مدافع و مدعى العموم گرفته اند؛ يعنى همان ترجمه اى كه در اناجيل مترجم به زبان فارسى و عربى انعكاس يافته و مستند بحث انديشوران داخلى نيز قرار گرفته است.
آنچه در اين ميان قابل تامل است اينكه نسخه عبرى انجيل، علزعوير، كه منبع مورد اعتماد آن براى ترجمه، نسخه يونانى انتشار يافته در سال ١٦٢٤ م. است، در عوض استفاده از لفظ پاراقليط (كه به معنى تسلى دهنده است) از لفظ پارقليط (يعنى محمد يا احمد) بهره جسته است. بنابر آنچه گفتيم، گذشته از راقم اين سطور، هستند كسانى كه موعود ياد شده را محمد نام مى گذارند. به تعبير ساده تر نام اين موعود را- نه فقط كردار و سرشت و گونه رفتارى او را- محمد يا احمد مى دانند. آيه ششم از سوره مباركه صف از قرآن آسمانى هم شاهد صادقى بر اين مدعاست، آنجا كه از آمدن نام محمد، نبى مكرم اسلام در انجيل نامحرف سخن مى گويد و آمدن او را در پسر عيسى (ع) از جمله پيشگويى هاى مسيح محسوب مى دارد.
در سال هاى گذشته انتشار پيراسته متن انجيل موسوم به برنابا كه نام پيامبر به صراحت در آن آمده و حتى تقدم دهرى آن حضرت نسبت به آدم (ع) را به گونه اى زيبا مورد تاييد قرار داده است، توجه بسيارى از محافل علمى را برانگيخته و در اين آشفته بازار فرهنگى، دعوت منصفان به مطالعه آن، پرده از بسيارى كژروى ها برمى دارد. من در اين گفتار قصد معرفى يا نقد اين مجموعه زيبا را ندارم، اگر چه براى نمايش نحوه ياد كرد نبى مكرم اسلام در اين انجيل مظلوم و متروك، نقل تنها دو آيه از آن را مناسب و ضرورى مى دانم و آن دو آيه اينها هستند:
١٤ پس چون آدم برخاست بر قدم هاى خود در هوا نوشته [اى] ديد كه مثل آفتاب مى درخشد كه نص عين او: لا اله الا الله محمد رسول الله بود. ١٥ پس آنوقت آدم دهان خود بگشود و گفت شكر مى كنم ترا! اى پروردگار خداى من؛ زيرا كه تو تفضل نمودى پس آفريدى مرا. ١٦ وليكن زارى مى كنم به سوى تو اينكه مرا آگاه سازى كه معناى اين كلمات محمد رسول الله چيست؟ ١٧ پس خدا جواب داد مرحبا به تو اى بنده من آدم و به