ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - تاليفات و تصنيفات
بودند و خشيت آنها به درگاه خدا آشكار است، به حيرت واداشته و اين دوران بر آنها طولانى شده، به طورى كه وحشتى بر آنها داخل شده و اخبار وارده و آثار مختلف آنها را به تفكر واداشته است ... لذا من اخبارى را گرد آوردم كه پرده از اين حيرت بردارد و اندوه را برطرف سازد و درباره عدد خبر دهد و وحشت طول دوران غيبت را به انس بدل كند ...[١]
مشابه همين گفتار را شيخ صدوق در آغاز غيبت كبرى بيان مى كند و علت تاليف كتاب كمال الدين و تمام النعمة را همين امور برمى شمرد.[٢]
به هر حال كتاب هاى متعددى در اين زمينه در عصر غيبت صغرى نوشته شد كه مهم ترين آنها كتاب الغيبة والحيرة حميرى قمى، كتاب الغيبة و كشف الحيرة سلامة بن محمد ازونى، كتاب الغيبة شلمغانى و الامامة و التبصرة من الحيرة ابن بابويه هستند.
با توجه به علل مذكور و پاره اى عوامل ديگر كه همواره در تاليف كتاب ها نقش داشته، كتاب هاى بسيارى در اين عصر به رشته تحرير درآمد. برخى از گزارش ها حاكى از اين است كه در مواردى، نوعى نظارت و اشراف بر نگارش كتاب ها اعمال مى شد. اين امر گاه از سوى نائبان خاص امام (ع) بود و بدين وسيله تاييد ضمنى بر صحت مطالب كتاب پديد مى آمد. شيخ طوسى از قول يك راوى نقل مى كند كه گفت:
وقتى كه درباره كتاب التكليف- نوشته شلمغانى- صحبت مى كرديم و گمان مى كرديم كه اسناد آن عالى است ... شنيدم كه محمدبن احمد زكوزى مى گفت: ابن ابى عزاقر در تاليف كتاب التكليف كارى نكرده است او فقط ابواب آن را مرتب ى ساخت سپس نزد شيخ ابوالقاسم حسين بن روح مى برد و به وى نشان مى داد و او موارد آن را حك و اصلاح مى كرد و پس از آن، براى ما نقل مى كرد و به امر حسين بن روح دستور مى داد تا از روى آن بنويسيم.[٣]
در پاره اى ديگر اجماع فقيهان و عالمان ملاك تعيين صحت كتاب بود، از آن جمله قضيه كتاب التاديب است كه حسين بن روح آن را به نزد علماى قم فرستاد و از آنها خواست تا كتاب را بررسى كنند و ببينند آيا چيزى بر خلاف نظر آنها دارد؟ فقيهان قم پس از مطالعه كتاب نوشتند تمام مسائل آن صحيح است به جز يك مسئله كه آن را ذكر كردند.[٤]
تحول جديدى كه در عصر غيبت در روند تاليفات شيعه پديد آمد فزونى تاليفات مجموعه اى بود. بيشتر كتاب هايى كه تا اين زمان نوشته مى شد. به صورت تك نگارى بود؛ يعنى كتاب درباره يك موضوع خاص فقهى، عقيدتى، تاريخى و يا ... نوشته مى شد از اين قبيل كتاب ها مى توان به انبوه تاليفات فقهى كه تحت عناوين كتاب الصلاة، كتاب الصوم، كتاب الحج و ... نوشته مى شد و يا كتاب هاى تاريخى؛ مانند مقتل ها و تاريخ جنگ ها اشاره كرد. در كليه موضوعات كتاب هايى اين چنينى تاليف مى شد. نگارش به اين شيوه در عصر غيبت نيز رايج بود و بخش عمده كتاب هايى كه نوشته شد به اين شيوه بودند. اما تاليفات مجموعه اى به نحو چشمگيرى فزونى يافت در اين شيوه بر خلاف شيوه تك نگارى مطالب كتاب صرفا پيرامون يك موضوع خاص فقهى يا يك رويداد تاريخى و به طور خلاصه يك بحث خاص جزيى نبود، بلكه در قالب يك عنوان و موضوع كلى به طرح مباحث گوناگونى پرداخته مى شد. اولين كتاب هايى كه به اين شيوه در اين عصر نوشته شد موسوعه هاى فقهى بود كه شايد اولين آنها كتاب الرحمة سعدبن عبدالله قمى بود. اين كتاب شامل چند باب فقهى در طهارت و صلاة و زكاة، روزه و حج بود.[٥] و به گفته شيخ صدوق از كتاب هاى فقهى مرجع بوده كه فقها بدان اعتماد مى كردند.[٦]
كتاب الجامع نوشته محمدبن على بن محبوب اشعرى قمى نيز همانند كتاب الرحمة همين ابواب فقهى را شامل مى شد او كتاب ديگرى به نام الضياء والنور نوشته كه شامل احكام مربوط به نكاح و طلاق و رضاع، حدود و ديات و ... مى شد.[٧]
بزرگ ترين و جامع ترين موسوعه هاى فقهى كه در اين عصر نگارش يافت كتاب هاى ابن جنيد بغدادى بود. وى دو موسوعه بزرگ فقهى داشت. نخستين آنها كتاب تهذيب الشيعة لاحكام الشريعة بود كه حدود بيست جلد و شامل كليه ابواب فقهى بود و براساس ترتيب فقها مرتب شده بود. كتاب ديگر او المختصر الاحمدى للفقه