ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - مكتب بغداد
اشاره:
در دو قسمت پيشين اين سلسله مقالات نويسنده به بررسى وضعيت حوزه ها و مكاتب علمى شيعه در دوران غيبت صغرى پرداخت و ويژگى هر يك از آنها را بيان كرد. تا كنون دو حوزه مهم علمى شيعه در اين دوران؛ يعنى حوزه قم و كوفه مورد بررسى قرار گرفته است و در اين قسمت نيز حوزه هاى بغداد، رى و خراسان مورد بررسى قرار مى گيرند.
مكتب بغداد
شهر بغداد مركز حكومت عباسيان در سال ١٤٨ ق. در زمان منصور دوانيقى بنا شد. سپس گروه هايى از شيعيان در اين شهر سكنى گزيدند. محله «كرخ» محله معروف شيعه نشين بغداد بود. مكتب علمى بغداد مكتب نوپايى بود كه تحت تاثير مكاتب كوفه و قم و مهاجرت عده اى از فقيهان و محدثان به اين شهر شكل گرفت. احتمالا اين مهاجرت ها از دهه هاى اول قرن سوم شروع شد. به طور قطع انتقال ائمه معصومين (ع) در همين ايام به بغداد و سپس سامرا، در اين امر بى تاثير نبود.
دوران غيبت در واقع دوران تكوين اين مكتب علمى بود، به طورى كه پس از آن با گذشت چند دهه به شكوفايى رسيد و در نيمه اول قرن چهارم با حضور عالمانى چون شيخ مفيد، سيد مرتضى و شيخ طوسى به نقطه اوج خود دست يافت.
در عصر غيبت محدثان و فقيهان از نواحى مختلف به اين شهر مهاجرت كردند. شايد نخستين اين افراد عثمان بن سعيد عمروى اولين نائب امام (ع) بود كه پس از رحلت امام عسكرى (ع) به بغداد آمد. پس از وى ساير نواب خاصه نيز در بغداد سكنى گزيدند. همين امر نوعى مركزيت علمى براى اين شهر پديد آورد. پيشگامان مكتب بغداد را بايد عثمان بن سعيد و پسر وى محمدبن عثمان دانست. در نزد عثمان بن سعيد مسائل بسيارى از امام هادى و امام عسكرى (ع) بود كه از ايشان شنيده بود. محمد بن عثمان اين مسائل را از پدرش گرفته و همراه با مسائل فقهى كه خود از امام عسكرى (ع)، شنيده بود در كتاب هايى گردآورد. اين كتاب ها بنا به خبرى كه از نواده وى رسيده و براساس وصيتش به حسين بن روح نوبختى و پس از او به ابوالحسن سمرى آخرين نائب امام رسيد[١]. با اين حال هيچ كتاب يا رساله مكتوبى از نائبان خاص امام (ع) ذكر نشده است. شايد عدم اقدام ايشان به تاليف ناشى از تقيه شديد آنها بوده باشد چنان كه پيش از اين درباره حسين بن روح اشاره كرديم. اين در حالى است كه ايشان به نحوى بر نگارش كتاب ها نظارت و اشراف داشتند و در سنجش صحت و سقم آنها اقدام مى كردند.
در طيف مهاجران به بغداد نام محدثان بسيارى از كوفه را مشاهده مى كنيم؛ مانند ابن عقبه شيبانى و على بن محمد بن زبير قرشى (٢). همچنين كسانى از بصره، قم، رى و حتى سمرقند در ميان آنها مشاهده مى شوند. در اين ميان مهاجرت افرادى چون على بن محمد قزوينى كه راوى كتب عياشى بود و اولين كسى بود كه كتاب هاى وى را به بغداد آورد[٢] و آمدن كلينى مؤلف كتاب الكافى در اواخر عمرش به بغداد بسيار حائز اهميت و در تكوين كتب علمى بغداد مؤثر بود.
بدين ترتيب مكتب علمى بغداد تحت تاثير انديشه هاى متفاوت عالمان شيعه شكل گرفت. با اين حال گرايش هاى كلامى و مباحث عقلى در حوزه بغداد غلبه داشت. اين امر نيز طبعا ناشى از محيط خاص بغداد و رويارويى دائم آن با انديشه هاى كلامى و برخورد با فرقه هاى مختلف بود. متكلمان شيعى بزرگى در عصر غيبت در اين شهر ظهور كردند كه از آن جمله حسن بن موسى نوبختى است. خاندان نوبختى از خاندان هاى معروف بغداد و ايرانى نژاد بودند. آنها با پذيرش اسلام به دربار عباسيان راه يافتند و از راه نشر علوم و حكمت خدمات شايانى كردند. بسيارى از افراد اين خاندان در دستگاه خلافت مناصب ادارى و ديوانى داشتند و چند تن به وزارت رسيدند. حسين بن روح خود از اين خاندان بود.
حسن بن موسى نوبختى (متوفا ٣١٠ ق). متكلم و فيلسوف برجسته شيعه بود كه در مباحث كلامى و فلسفى بر هم قطارانش برترى داشت. همواره عده اى از مترجمان كتب فلسفى در نزد او گرد مى آمدند. او داراى تصنيفات عديده اى در كلام و فلسفه بود از آن جمله كتاب الآراء والديانات بود كه به گفته شيخ طوسى اين كتاب ناقص ماند و او نتوانست آن را كامل كند[٣]. با توجه به تاريخ تاليف كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته شده، اين كتاب ظاهرا اولين كتاب نوشته شده در اين زمينه است. از كتاب هاى ديگر وى كتاب فرق الشيعه