ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - احساس انتظار
احساس انتظار
ابوالقاسم حسينجانى
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ.[١]
اين زمين را، بندگان صالح، به ميراث مى برند.
\*\*\*
احساس انتظار، مثل احساس تشنگى است:
احساس تشنگى، آدم را، به آب مى رساند، و احساس انتظار، انسان صاحب نظر آگاه دين باور حقيقت جوى را، به حجت بالغه الهى! ...
انسان اسلام، بزرگ ترين اصل اجتماعى و پاك ترين نهاد سياسى دين را، اعتقاد و التزام به رهبرى «معصوم» مى داند.
رهبر جامعه انسان، هيچ كس نمى تواند بود، مگر «پيامبر» يا «امام» كه به طور مستقيم از سوى خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر، تعيين شده باشد.
حقيقت دين، جز اين نيست و بلوغ انسانيت، جز از اين راه، مقدور نمى تواند شد.[٢]
شيعه، نيز- با التزام و پايدارى بر اين اصل خدايى- در هيچ لحظه اى از تاريخ، هيچ «ظالم» و «روند ظالمانه اى» را تاييد و تصديق نكرده، و بر سر اين كار، «جان» خويش را- در همواره همه جا- بلا گردان «ايمان» خويش ساخته است! ...
در آن حديث مشهور، هم، كه سخن از قيام حجت بالغه، به ميان مى آيد، تمامت ضربت تاكيد، بر سر «ستم ستيزى» است:
يملاالله به الارض قسطا و عدلا، كما ملئت ظلما و جورا.
خداوند، اين زمين را- به دست او- از عدل و داد، سرشار مى سازد، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد! ...