ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
اساس آن توليد محتوا كنيم. البتّه چون ادبيات بحثهاى راهبردى هنوز چندان غنى نيست و به طريق اولى، تبديل مباحث مهدويّت به رويكردهاى راهبردى، كارى بسيار سخت و دشوار است. اين راه راهى طولانى است كه ايده، تبديل به علم، سپس ادبيات و پس از آن به هنر تبديل شود، بعد از آن بيايد و در رسانه پخش شود و نهايتاً تبديل به فرهنگ شود. اين مسير خيلى طولانىاى است.
پس با اين تعبير مىتوانيم بگوييم فعلًا رسانهها بايد دست نگه دارند؟
نه نبايد دست نگه دارند. رسانهها بايد شروع كنند به تمرين رسانهاى و فرهنگى كردن چيزى كه فعلًا موجود هست. اين كار را رسانهها اجمالًا دارند، انجام مىدهند.
به هرحال ما يك سرى از موادّ خام اوّليه را داريم كه آن موادّ خام اوّليه مىتوانند شناسايى شوند و بعد به ادبيات تبديل شده و در قالب هنر قرار بگيرند و هنر به رسانه وارد شود ودر نهايت فرهنگسازى شود.
به نظر شما اگر ما بخواهيم مسائل مهدوى را به رسانه وارد كنيم، نشر اين مباحث به چه ضوابطى نياز دارد؟
متأسّفانه موضوع مهدويّت در دو مقطع مورد نامهربانى قرار گرفت؛ يكى در اوايل انقلاب اسلامى به دليل سلطه بيش از حدّ نگاه انجمن حجّتيه به مهدويّت، به گونهاى كه حتّى پس از تعطيلى انجمن، كسى توان گفتوگو از مهدويّت را نداشت. با نام بردن از امام زمان (ع) فرض مىشد، اين آقا انجمن حجّتيهاى است و با انقلاب اسلامى مشكل دارد. به همين بهانه، مدّتى طولانى ما درباره مهدويّت هيچ صحبتى نكرديم ... از اواخر دهه هفتاد و با زحماتى كه به خصوص «مؤسّسه فرهنگى موعود» و «مجله موعود» كشيد و در دهه هشتاد، بقيّه هم به مرور و آرام آرام همراهى كردند، موضوع مهدويّت كمى جاى خود را در جامعه باز كرد. اندكى بعد تا اين انديشه خواست رشد كند، ماجراى مطرح شدن اين انديشه در دولت و سياسى شدن مهدويّت پيش كشيده شد. ناگهان فيلم «ظهور بسيار نزديك است» ساخته شد و دعواهاى بعدش را ديديم كه كار به نيروهاى انتظامى، قضايى، امنيّتى و نظامى كشيد؛ اين در حاليست كه عرصه مهدويّت، اصلًا نبايد با اينگونه مسائل سروكار داشته باشد.
سياسى شدن موضوع مهدويّت، متأسّفانه اين مشكلات را دارد. بايد توجّه داشته باشيم كه موضوع مهدويّت يكى از مهمترين و سياسىترين مسئله ما در جهان معاصر است و اگر مهدويّت را نداشتيم، تغيير جهان معاصر براى ما به شدّت خطاپذير مىشد و در عين حال تا عرصه علمى رشد جدّى نكند، مطرح كردن بىپرده مسائل مهدويّت در رسانه، مىتواند مارا دچار آسيب و مشكل كند. وقتى باب گفتوگوى علمى باز شود، مثل هزاران مسئله فرهنگى تازه، قابل بحث مىشود. مىخواهم عرض كنم اگر محدوديّتى هم در رسانه وجود دارد، ريشه آن به نقص و ضعف ما در توليدات علمىمان برمىگردد.
چه محدوديّتهايى از لحاظ سياسى، فرهنگى، اقتصادى و حتّى رسانهاى، براى رسانه، جهت پرداختن به موضوع مهدويّت وجود دارد؟
رسانهها به طور عام، بسته به اينكه چه گروه و طايفه و عدّهاى برآن رسانه حاكميّت دارند، جهت گيرى پيدا مىكنند. وقتى سرمايهگذاران بر يك رسانه حاكم هستند و آنها خطّ مشىهاى اصلى رسانه را تبيين وديكته مىكنند و طبيعتاً فعّاليتهاى رسانه به سمت منافع آنها جهتدهى مىشود؛ در اين ميدان گاهى مديران مهم هستند، گاهى بودجه، گاهى هم هنرمندان و گاهى هم مدير گروهها تعيين كننده