ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
اشاره:
دكتر محمّدهادى همايون عضو هيئت علمى «دانشگاه امام صادق (ع)» و از چهرههاى نام آشناى حوزه مهدويّت و رسانه است. كتاب «تاريخ تمدّن و ملك مهدوى» و نيز جلسات نقد فيلمهاى آخرالزّمانى، بهانهاى شد تا گفت و گويى با موضوع مهدويّت و آخرالزّمان در رسانه ملّى و صداوسيماى جمهورى اسلامى ايران با ايشان ترتيب دهيم.
آنچه در ادامه مىآيد، حاصل اين گفت و گوست اميد كه مقبول طبع خوانندگان عزيز موعود قرار گيرد.
با تشكّر از اينكه قبول زحمت فرموديد. لطفاً براى آغاز گفتوگو بفرماييد، به نظر شما گستره مباحث مهدوى چه موضوعاتى را دربر مىگيرد؟
گستره مباحث مهدويّت در طول تاريخ اين موضوع، سير تحوّلات گوناگونى داشته است؛ براى مثال وقتى غيبت صغرى رخ داد، شيعيان در وضعيت بسيار بغرنجى قرار گرفتند. براى حلّ اين مشكل، علما به سمت رواياتى كه از گذشته رسيده بود، رفتند. اين جريان منجر به شكلگيرى يك رويكرد روايى شد؛ به اين معنى كه عدّهاى روايات را بررسى كرده و آن چيزى را كه درباره موضوعات مهدوى وجود دارد، استخراج مىكنند. اين رويكرد همچنان ادامه دارد.
دوره غيبت كبرى بعد از گذشت حدود هفتاد سال پس از غيبت صغرى آغاز شد. به اين ترتيب اين شبهه پيش آمد كه عمر امام (ع) ٧٤ سال شده ونعوذ باللّه عمر امام سر آمده است. باز براى پاسخ به اين شبهه، علما مجبور شدند در همان روايات موجود، دنبال ماجراى غيبت صغرى و غيبت كبرى بگردند كه اين ماجرا رويكرد روايى را تقويت كرد.
موضوع طول عمر امام براى مردم بعد از يك دوره طولانى كه از آغاز غيبت گذشت، مسئله شد. در همين راستا، علم كلام رشد مىكند تا بتواند به اين سؤال پاسخ دهد. از اينجا غير از روايات، علم كلام هم وارد مىشود. علم كلام متولّى پاسخ عقلى به مسائل دينى، براساس آيات و روايات است. برخلاف فلسفه كه فارغ از آيات و روايات، به اتّكاى خودش مىخواهد پاسخ مسائل را بدهد.
در پاسخ به شبههاى ديگر كه امام غايب به چه درد مسلمانان و دين و امّت مىخورد و نيز اين شبهه كه روايات گفته شده استنادشان به چيست؟ بايد در «قرآن كريم» اشارهاى به اين موضوع باشد. عدّهاى رفتند و در آيات قرآن تتبّع كردند و آياتى را كه مربوط به حوزه مهدوى است، به دست آوردند.
رويكرد فلسفه تاريخ كه شهيد مطهرى (ره) مطرح مىكند يا رويكرد هنرى كه مىخواهيم درباره آن صحبت كنيم تا مشخّص شود چطور بايد از هنر و رسانه در اين حوزه استفاده كرد و چه كسانى تا الآن استفاده كردهاند، همه اين نگاهها و رويكردهاى علمى، بسته به شرايط متعدّدى است كه در دورههاى مختلف درآن قرار گرفتهايم. امروزه، همه اينها به شكل انباشته و تجميعى در اختيار ماست و در كنار آنها متوجّه مىشويم كه تحت تأثير انقلاب اسلامى اتّفاقاتى در جهان معاصر ما مىافتد كه بىشك يك نسبتى با ماجراى ظهور دارد و به راحتى نمىشود آنها را انكار كرد و به هرحال پديدهاى قابل بررسى است ... اوج اين ماجرا را در موضوع نشانههاى ظهور مىتوان ديد كه به نظر مىرسد خيلى از اين نشانهها قابل تطبيق با حوادث و شرايط و شايد شخصيّتهاى معاصر باشد؛ به طور مثال آيا اين تطبيق درست يا غلط است؟ شدنى است يا خير؟ آيا ما به دوره ظهور نزديك هستيم يا نه؟ صرف نظر از پاسخى كه ما مىدهيم، محصول پاسخ به اين پرسشها براى خود، رويكردى جدا و جديد است كه من به اين رويكرد، رويكرد راهبردى مىگويم و اين همان چيزى است كه امروزه در جمهورى اسلامى، اندك اندك شكل مىگيرد؛ رويكردى كه براى