ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
ما نقشه راه را تعيين مىكند كه ما چطور بايد جلو برويم. به نظر من، رويكرد روايات راهبردى است؛ به اين معنا كه دستورالعمل ما براى گذران دوره غيبت و رفتن به سمت دوره ظهور، هستند.
در دل اين رويكرد، رويكرد ديگرى را مىتوان يافت كه وقتى شما همه روايات را به شكل راهبردى كنار هم مىگذاريد، وارد يك فضاى تمدّنى مىشويد؛ يعنى موضوع مهدويّت صرفاً انقلابى در يك منطقه نيست؛ بلكه جريانى تمدّنى و عظيم است كه مرتّب درحال عوض شدن و چرخش است. اين نگاه براى تحليل وضع معاصر ما بسيار بسيار مهم است.
اساساً ضرورت طرح و پيگيرى مباحث مهدوى را از چه جهت مىبينيد؟
اين موضوع مهمترين موضوع تاريخ بشر است و مهمتر از اين موضوع در تاريخ زمين، نداريم. بعثت همه انبيا براى همين رخداد بوده است. امام خمينى (ره) مىفرمايد: انبيا از ابتدا دو شغل داشتند؛ يكى اينكه دست انسانها را بگيرند، رشد دهند و بالا بياورند؛ به عبارتى از اسفل السّافلين به اعلى علّيين برسانند و دوم اينكه زمينههاى حكومت جهانى دين خدا و اسلام را فراهم آورند.
اين مطلب از آيات قرآن هم به راحتى قابل استنباط است.
فراهم كردن مقدّمات حكومت جهانى، در زمان ظهور كامل مىشود و مقدّمه حركت ما به سمت رجعت و قيامت خواهد شد.
خلاصه اينكه، ظهور و مهدويّت فقط يك اتّفاق نيست؛ اصل فلسفه خلقت است. از همينرو شيطان در برابر آن مىايستد و نمىگذارد كه اين اتّفاق بيفتد؛ به خصوص كه در همين ماجراى ظهور، شيطان كشته مىشود.
به نظر شما مطالعه و پيگيرى رويكردهاى مطرح شده براى چه كسانى جذابيّت و ضرورت دارد؟
طبيعتاً حوزههاى علميّه در رأس اين جريان هستند. بحثهاى كلامى هنوز هم بحثهاى شيرين، جالب و مهمّى هستند.
با توجّه به اينكه ما اندك اندك درحال نزديك شدن به شرايط خاصّى هستيم كه بعضى آن را مصداق دوره آخرالزّمان مىدانند، اين موضوع بيش از هرچيزى، در مردم جاى خود را باز مىكند و از همينرو دسته دوم را بايد توده مردم دانست.
عرض كردم همين مباحث كلامى و علمى عميقى كه الآن در اختيار داريم و به آن اشاره شد، زمانى ابتدا مقدّمات و شبهاتش بين مردم شايع بوده و بعد علما در مقام پاسخگويى به نيازهاى مردم و شبهات موجود ظاهر شدند. در موضوع نشانههاى ظهور هم مطالب، در حال توليد شدن به ادبيات علمى است؛ ولى مهم اين است كه فعلًا بسيار بسيار مورد علاقه و مطالبه مردم، به طور كلّى و اجمالى است.
چرا مردم به اين موضوع اقبال دارند؟
به اين دليل كه موضوع روز است؛ موضوعى است كه شديد و جدّى با آن درگير هستند؛ براى مثال شما هرروز در تلويزيون داريد اخبار «سوريه» و «مصر» را مىشنويد. طبيعى است مرتّب براى شما سؤالى تكرار مىشود كه تحليل اين ماجرا چيست و چه اتّفاقى دارد، مىافتد؟ آيا اين موضوع با مثلًا روايات آخرالزّمان نسبتى پيدا مىكند يا خير؟
يعنى كسانى كه به دور از اين اخبار و تنشها زندگى مىكنند و تحت تأثير تفكّرات جمهورى اسلامى نيستند، اين موضوع برايشان جذّابيت ندارد؟
فرقى نمىكند. به عنوان فرد مسلمان و در برخى موارد غير مسلمانها اين اخبار ذهنشان را درگير مىكند.
ما در بحث ارتباطات، موضوعى داريم به نام «ارزشهاى خبرى» كه نشان مىدهد چه عنصرى در خبر، آن را مهم مىكند و به عنوان خبر تلقّى مىشود. اينكه مثلًا امروز سر چهارراه، سگى پاى مردى را گاز گرفته است شايد براى ما خيلى مهم نباشد؛ ولى اگر بدانيم همان سگ پشت در اين اتاق، پاى يك وزير را گاز گرفته براى ما مهم مىشود ... نزديكى و مجاورت، دربردارندگى نفع و منفعت و مسائلى از اين دست، ارزش خبر را تعيين مىكند. به همين دليل مسئله سوريه و عراق و ديگر موضوعات همجنس آنها براى ما مهم مىشود ...
به نظر شما رسانههاى ما در سه دهه گذشته تا چه اندازه درباره موضوع مهدويّت كار كردهاند؟
ببينيد رسانه به خودى خود نمىتواند توليد كننده يك اثر هنرى بديع باشد؛ مگر اينكه پيش از آن يك متن و اثر قوى و جدّى علمى، هنرى به عنوان پشتوانه آن ايجاد شده باشد؛ يعنى اگر آن پشتوانه در عرصه علمى وجود نداشته باشد، طبيعتاً در تبديل اين گزاره علمى به فرهنگ و آميختن آن به هنر و تبديل شدن به يك مسئله هنرى و رسانهاى اختلال پيش مىآيد. ما ابتدا بايد ببينيم كه در عرصه علمى، چقدر جلو رفته ايم و آن دستاورد و سرمايه علمى ما در حدّ توان و بضاعت ما تبديل به كار رسانهاى و هنرى شده است يا نه؟
اگر توقّع داشته باشيم كه نهادهاى علمى ما اگر كار علمى جديدى نكرده باشند و اين كار علمى را صداوسيما بكند يا نويسندگان ما انجام بدهند، اين توقّع نابهجا و زيادى است ...
با اين فرض، آنچه را امروز مىبينيم، اين است كه به رغم جايگاه جدّى مهدويّت در اصل موضوع انقلاب اسلامى، رسانه ما به طور جدّى و شايسته و بايسته به اين موضوع نپرداخته است.
شما ضعف را ناشى از چه مىدانيد؟
عرصه علمى، يعنى دانشگاهها و حوزههاى علميّه كه بايد به موضوع مهدويّت، متناسب با شرايط امروز ما بيش از اين مىپرداختهاند و نپرداختهاند. اين اصل مسئله است.
مگر ما هزار و اندى سال اين همه منابع روايى و كلامى توليد نكردهايم؟
چرا؛ اينها منابع ما هستند كه براساس نيازهاى دوره خودشان نوشته و توليد شدهاند. امروز بحثهاى ما بحثهاى راهبردى است و بايد بر