ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - سيطره ولايت پدران ما
آنچه كه موجب اشرف و افضل بودن محمّد و آل محمّد (ص)، نسبت به همگان و عموم خلق روزگار مىشود، تنها ناظر به شئونى، همچون هادى، بشير، نذير و حتّى معلّم بودن اولياى خاصّ الهى نيست؛ بلكه، جز اينها شئون مهمترى هستند كه خداوند يكتا به ايشان عطا كرده و لاجرم مردم به دليل آن شئون، مديون و مرهون آن ذوات مقدّس هستند؛ از جمله شأن واسطه فيض بودن و شأن ولايت داشتن.
پدر و مادر جسمانى، واجد درجاتى پايينتر از ولايت (به معنى سرپرستى) اند و حسب مقدورات خود، متكفّل ارتزاق و مراقبت از فرزاندشان هستند.
شأن ولايت كلّى و تام محمّد و آل محمّد (ص)، به اذن الله و به دليل آنكه واجد عالىترين مرتبه از صفات كمالى و عالىترين مرتبه از قرب و نزديكى به حضرت خداوندى جلّ و علا هستند، بر كلّ موجودات آشكار و نهان و از جمله انسانها (از اوّلين تا اخرين) سيطره داشته و لاجرم حقوق و تكاليفى را متوجّه آنان مىسازد.
ولايت به معناى سرپرستى در ولايت والدين، ولايت مؤمنان، ولايت امامان (ع)، ولايت پيامبر (ص) و ولايت الهى به كار رفته است. در همه اين مراتب ولايى، نشانههايى از تقرّب و محبّت مندرج است. از نظر آموزههاى قرآنى، ولايت رسول خدا، محمّد مصطفى (ص)، فراتر از ولايت انسان بر نفس خودش است.
«النَّبِيُّأَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛[١]
پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و ...»
اين ولايت و اولويّت به منزله تقدّم و افضليّت اراده پيامبر (ص) درباره تصرّف در جان و مال آنها در مقايسه با اراده خودشان است. اين تقدّم و جارى بودن حكم ايشان درباره مؤمنان (بلكه همه انسانها و موجودات تكويناً و تشريعاً) در همه شئون مادّى و معنوى صادق است.
لازمه اين مراتب ولايى و شدّت و ضعف ولايت و اذن تصرّف اوليا درباره مردم، به مراتب و شدّت نور، علم، حيات، قدرت و ساير اسماى الهى برمىگردد. چنانكه لازمه ضعف اين ولايت، ضعف صفات كمالى الهى است و به طور كلّى؛ هر موجودى به درجه قربت و نزديكىاش به خداوند يكتا، واجد ولايتى قوىتر مىشود؛ زيرا اين ميزان دورى و نزديكى، ميزان و تعدّد حجابهاى ظلمانى و نورانى را يادآور مىشود. آنكه حجابش كمتر و در نتيجه، قربتش بيشتر و ولايتش افزونتر باشد، شعاع و گسترش نور و حيات و علم و سيطره و تصرّفش نيز بيشتر است.
سيطره ولايت محمّد و آل محمّد (ص) بر جميع ما سوى الله، سيطره و گستره تدبير و تصرّف آنان را بيان مىكند و در نتيجه، مقدار وسيعترى از موجودات خلق شده را شامل مىشود.
بى ترديد، هر يك از مخلوقات، از مادّه كثيف و ضعيف گرفته تا حضرت جبرئيل (ع) و حضرت روح كه مقامش افضل ملائكه است، هريك، واجد درجه و مرتبهاى خاص از امكانات، همچون علم و قدرت و وسعت وجودىاند و حدّى مخصوص خود در همه شئون دارند. هر يك مظهر اسمى از اسماء الهىاند و واجد صفت يا اوصافى از صفات حضرت خداوندى.
عالىترين و والاترين درجه از قربت و نزديكى به خداوند يكتا، لاجرم، باعث ظهور و بروز عالىترين و والاترين درجه استعدادها و قوا شده و بر صلاحيّت او نيز براى سيطره يافتن بر ساير موجودات و قدرت تصرّف و ولايت آنها مىافزايد.
به اقتضاى اين درجه عالى و والا از ولايت مطلقه است كه خداوند مىفرمايد: «النَّبِيُّأَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».
ولايت مطلقه، عبارت است از حصول مجموع اين كمالات در ازل بر حسب باطن و باقى گذاردن آنها تا ابد؛ چنانكه درباره محمّد و آل محمّد (ص) صادق است. اين قول مبارك حضرت اميرالمؤمنين (ع) كه فرمودند:
«كُنْتُ وَصِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّين؛[٢]
من وصى بودم درحالى كه آدم در بين آب و گل بود.»
و مانند گفتار رسول خدا (ص) كه فرمودند:
«أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِد؛[٣]
من و على از يك نور هستيم.»
چنانكه فرمودند:
«خَلَقَ اللهُ رُوحِى وَ رُوحَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اللهُ الْخَلْقَ بِأَلْفَىْ أَلْفِ عَامٍ؛
خداوند روح من و روح علىّ بن ابىطالب را دو هزار سال قبل از آنكه موجودات را بيافريند، آفريد.»
از اينجا مىتوان دريافت كه با تكيه بر كدام دريافت، پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«أَنَا وَ عَلِىٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة؛
من و على همانا پدران اين امّتيم.»
ناگزير و حسب شأن ولايت مطلقه و حق تصرّف تام و حاضر بودن