ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - زيارت، گام نخست در تحقّق نقشه كلّى الهى
خواست مرا بر خواست خود مقدّم نكند؛ مگر اينكه، ملائكه من، از او محافظت كنند و آسمانها و زمين را متكفّل روزى او سازم و از پس تجارت و سودجويى هر تاجرى، من پشتيبان او هستم و دنيا بر خلاف انتظارش به آستان بوسى او آيد.»[١]
قدر مقام آدمى، به قدر پيشتازى او در اقامه خواست خداوند و مقدّم داشتن آن به خواست خود شناخته مىشود.
اين به معناى ظهور درجه عبوديّت، در بنده خدا و موجب قرب او، در محضر حضرت بارى تعالى است.
از منتهاى لطف و رحمت خداوند حكيم است كه طريق دستيابى به مدارج قرب به خود را بيان داشته است و در ازاى مجاهدت عبد، براى اقامه خواست خداوند و مقدّم دانستن آن بر خواست خود، آن همه اكرام مىفرمايد.
اين از سنّتهاى لايتغيّر هستى است كه مبتلاى به خودخواهى، در برابر خداوند متعال، مبتلاى پريشانى روزگار، آشفتگى دنيا، دلمشغولى رنج آور و روزى اندك، در عين ابتلا به سيهروزى مىشود و بر عكس، پيشگام در خدمتگزارى و عبوديّت، از همه غمها مىرهد و در حصن حصين ملائك آسمانى، روزگار مىگذراند و آسمان و زمين روزىرسان او مىشوند و دنيا به آستان بوسىاش مىشتابد.
چنانچه تحقّق دولت كريمه امام مبين و پيراستن صحن زمين از ظلم و جور فراگير، به منزله عالىترين نقشه كلّى الهى و (منظور نظر حضرت حق در خلق آسمان و زمين) ارسال انبيا و انزال كتب باشد، مقدّم داشتن مجاهدت و سعى در مسير اراده حضرت حق، رافع همه مضايق و تنگىها، گشاينده همه بندها و موانع و برطرف كننده همه غموم است.
شايد از همين روست كه فرمودهاند:
«وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَ ذَلِكَ فَرَجُكُم؛[٢]
براى تعجيل در فرج، بسيار دعا كنيد كه مايه گشايش در كار شماست.»
دعا كننده براى فرج، در مسير خواست و اراده خداوند قرار گرفته و به نوعى خود را همسو با آن خواست متعالى قرار مىدهد. همين امر، طبق سنّت الهى، گشايش در امورش را در پى خواهد داشت. خداوند در «قرآن كريم» مىفرمايد:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛[٣]
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم.»
اين آيه، پرده از نقشه كلّى الهى درباره آمد و شد موجودات بر پهنه زمين، خلق انسان و ارسال انبياى عظام الهى بر مىدارد.
اين آيه، در هنگامهاى نازل شده است كه مسلمانان در حصر «مكّه» و مضايق قريش به سر مىبردند. محاصره اقتصادى، رحلت حضرت ابوطالب (ع) و خديجه كبرا (س) شكست سفرهاى تبليغى رسول اكرم (ص) و سرانجام، ناامنى فراگير، در كنار هم كافى بود تا مسلمانان نوپا از روى يأس و نااميدى دچار انفعال شوند و از ميانه راه ديندارى، قصد بازگشت كنند. درست در همين هنگام، خداوند يكتا با انزال اين آيه، دوردست افق ديد را به مستضعفان نشان مىدهد و «نقشه كلّى» و اراده خود را به نمايش مىگذارد.
در آيات بسيارى، خداوند بيان مىكند كه به رغم كراهت كفّار و منافقان با تحقّق بخشيدن به اين اراده، يعنى پيشوا قرار دادن مستضعفان نور خود را به كمال ظهور و آشكارى خواهد رساند:
«يُرِيدُونَأَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ؛[٤]
مىخواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند؛ ولى خداوند نمىگذارد، خداوند نور خود را كامل مىكند، هر چند كافران را خوش نيايد.»
خداوند در آيه ديگرى به صراحت و قدرت مىفرمايد:
«وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ؛[٥]
و حال آنكه خدا، گرچه كافران را ناخوش افتد، نور خود را كامل خواهد گردانيد.»
خداوند متعال در آياتى، موضوع ارسال انبيا را هم به اين «نقشه و تقدير كلّى» پيوست و پيوند مىزند و مىفرمايد:
«هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛[٦]
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين [دروغين و شركآلود و مرام و مسلكهاى سلطهجويانه] است، پيروز گرداند؛ هر چند مشركان خوش نداشته باشند.»
امام محمّدباقر (ع) در تفسير اين آيه مىفرمايند: