ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
شده است كه بايد نزد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بيايند و از ايشان بخواهند كه برايشان طلب آمرزش و مغفرت نمايند و چون چنين نكردند، مورد توبيخ قرار گرفتند. اين توبيخ حاكى از مقبوليّت، مشروعيّت و مطلوبيّت توسّل در نزد خداوند است:
«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً؛[١]
و اگر آن هنگام كه گروه منافقان با نفاق و گناه بر خويش ستم كردند، از كردار خود توبه مىكردند و نزد مىآمدند كه براى آنها استغفار و از خدا طلب آمرزش كنى، البتّه خداوند را توبهپذير و مهربان مىيافتند».
چنانكه در مورد برادران حضرت يوسف عليه السلام در قرآن كريم آمده است كه پس از انجام خطاها و اشتباهكارىها در حقّ حضرت يوسف عليه السلام، نزد پدر خويش، حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او خواستند براى آنان از درگاه خداوند طلب مغفرت كند. آن حضرت نيز درخواست آنان را رد نكرد و اين خود دليل توسّل از سوى آن حضرت است:
«قالُوايا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛[٢]
گفتند: اى پدر، براى ما از خداوند آمرزش بخواه، زيرا ما خطا كردهايم. گفت: به زودى از پيشگاه پروردگارم برايتان طلب مغفرت خواهم كرد، خدايى كه آمرزنده و مهربان است».
ثالثاً: بايد دانست كه توسّل جستن و واسطه قرار دادن انسانهاى برگزيده و شايستهاى همچون انبياء و ائمه و ... وقتى با توحيد در دعا منافات پيدا مىكند كه بخواهيم آنان را در عرض خداوند قرار دهيم و مستقلّاً از آنان چيزى بخواهيم كه در اين صورت توسّل به معناى شرك ورزيدن به خدا و رقيب تراشيدن براى اوست؛ امّا توسّل جستن به ائمه عليه السلام هرگز به اين معنا نيست كه آنها نيز در كنار خداوند، ربوبيّت و تدبير امور و اجابت حوائج مردم را مستقلّاً به عهده داشته باشند؛ بلكه توسّل، تنها به معناى واسطه قرار دادن انسانهاى والاترى است كه در پيشگاه خداوند، مقام و م نزلت بالاترى دارند و از قرب بيشترى برخوردارند. در عين حال مىدانيم كه اينان خود از مصاديق بارز و كامل بنده و عبد الهى هستند و بالاترين افتخارشان نيز رسيدن به مقام عبوديّت خالص و محض براى ذلات پروردگار است. ما نيز از همين حيث عبوديت و بندگى است كه براى آنان مقام و مرتبتى والا قائليم.
از اين روست كه در مقام يارى جستن از پيشگاه حضرت بقيّة الله الاعظم، امام عصر (عج) خطاب به آن بزرگوار مىگوييم: «لقد توجّهت اليك بحاجتى لعمى إن لك عندالله شفاعه مقبوله و مقاماً محموداً؛
(اى پيشوا و سرور من!) تنها به تو چشم اميد دوختهام و تنها از تو طلب حاجت كردم؛ زيرا مىدانم شفاعت تو در نزد پروردگار مقبول است و در بارگاه كبريايى او از مقام و ارجى عظيم و شايسته برخوردارى.»
در پايان زيارت جامعه نيز بر اين نكته تأكيد مىشود كه اگر ائمه و پيشوايان دين، واسطه قرار داده مىشوند و به آنان توسّل مىجوييم. صرفاً به اين دليل است كه بندگانى شايسته و مقرّب درگاه الهى هستند و بنابراين مىتوانند در رفع گرفتارىها و برآوردن نيازها شفيع باشند.
در زيارت جامعه مىخوانيم:
«اللَّهُمَّ إِنِّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِى؛[٣]
خدا به راستى اگر شفيعانى نزديكتر به تو از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و خاندان نيك او كه پيشوايان راستين و وارستهاند، مىيافتم؛ هر آينه آنها را به عنوان شفيع در آستان تو انتخاب مىكردم».
اراده معصومان عليه السلام فانى در اراده و خواست خداوند است و به همين جهت به مقام والاى عبوديت نائل شدهاند و مىتوانند واسطه و وسيله قرب ديگران باشند.
بنابراين، توسّل نه از نظر عرف و فطرت مورد خدشه است و نه از جهت قرآن و عقل، زيرا در خود آيات قرآن بر ضرورت توسّل به بزرگان و شايستگانى چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تأكيد شده است و از نظر عقلى نيز واسطه قرار دادن آنان هيچگونه منافاتى با توحيد و ابعاد مختلف آن ندارد.
پىنوشتها:
[١]. نك: همّتى، همايون، وهّابيگرى، ص ٧٢.
[٢]. نك: موسوى قزوينى، سيّد حسن، نقدى بر انديشه وهّابيان، ترجمه حسن طارمى، ص ٦٧.
[٣]. الدكتور روحى البعليكى، المورد، قاموس عربى- انگليسى.
[٤]. الاستاذ السيد طالب الخراسان، الاسلام السعودى الممسوخ، ص ٣٥.
[٥]. نك: مقاله شفاعت، از اين قلم در نور علم، ش ٤٦.
[٦]. البتّه اين نكته معقول و مقبول است كه بگوييم خود توسّل و دعا مىتواند در سلسله علل تكوينى يك پديده قرار گيرد؛ ولى اين سبب غير از اسباب عادّى آن پديده خواهد بود.
[٧]. مؤلّف «نقدى بر انديشه وهّابيان» در ص ٧٧ به نقل از صحيح بخارى مىنويسد كه خليفه دوم در هنگام قحطى و خشكسالى به عبّاس، عموى پيامبر متوسّل شد و حاجتش روا شد.
[٨]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٦.
[٩]. همان، آيه ١٢٩.
[١٠]. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: «انا دعوة ابراهيم» (من همان دعوت حضرت ابراهيم هستم).
[١١]. سوره ابراهيم (١٤)، آيه ٤١.
[١٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٥١.
[١٣]. سوره مؤمن (٤٠)، آيات ٧- ٩.
[١٤]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٥٩.
[١٥]. سوره نور (٢٤)، آيه ٦٢.
[١٦]. سوره ممتحنه (٦٠)، آيه ١٢.
[١٧]. سوره مائده (٥)، آيه ٣٥.
[١٨]. تفسير الميزان، ج ٥، ص ٣٣٣.
[١٩]. سوره منافقون (٦٣)، آيه ٥.
[٢٠]. چنانكه در سوره بقره (٢)، آيه ١٨٦ آمده؛ «وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ».
[٢١]. سورة نساء (٤)، آية ٦٤.
[٢٢]. سوره يوسف (١٢)، آيات ٩٧- ٩٨.
[٢٣]. مفاتيح الجنان، حاج شيخ عبّاس قمى (ره)، زيارت جامعه.