چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٨٥ - حديث ٣٩
انداخت، انگشتها را به هم چسباند و دو گام را به هم نزديك كرد تا فاصله آنها سه انگشت گشاده شد؛ و انگشتان پايش را بدون انحراف برابر قبله نمود، در حال خشوع و استكانت گفت: اللَّه أكبر.
حمد و قل هو اللَّه را به ترتيل و تأنّى خواند، و به اندازه نفسى درنگ كرد، به همان حال ايستاده گفت:
اللَّه أكبر.
سپس به ركوع رفت و دو كفّ خود را كه انگشتانش باز بود از سر دو زانو پر كرد و زانو را عقب زد تا پشت او هموار شد كه اگر قطره آبى يا روغنى بر آن مىچكيد نمىلغزيد از بس كه پشتش هموار بود؛ و گردن كشيد و چشمها را خوابانيد، سه بار به آرامى فرمود:
سبحان ربّى العظيم و بحمده.
سپس برخاست و چون بر جا شد، گفت:
سمع اللَّه لمن حمده.
و در همان حال ايستاده تكبير گفت، و دو دستش را تا برابر رو بلند كرد و سپس به سجده رفت و دو كفش را كه انگشتانش به هم چسبيده بود ميانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت:
سبحان ربّى الأعلى و بحمده.
و چيزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت، و بر هشت عضو سجده كرد، دو كفّ، دو سر زانو، و دو سر انگشت بزرگ پاها؛ پيشانى و بينى.
و فرمود: در سجده از اين هشت عضو، نهادن هفت عضو بر زمين واجب است و آنها همانها است كه خداى عزّ و جلّ در كتابش فرموده وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً و آنها عبارتند از: پيشانى و دو كفّ و دو زانو و دو انگشت بزرگ پا، و نهادن بينى بر زمين سنّت است. سپس سر از سجده برداشت و چون برجا نشست، گفت: اللَّه اكبر، و بر طرف چپ نشست، و روى پاى راست را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت:
أستغفر اللَّه ربّى و أتوب إليه.
و به حال نشسته باز تكبير گفت و به سجده دوم رفت، و همان گفت كه در سجده اوّل گفته بود و در ركوع و سجود، هيچ عضو