چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل)
(١)
الإهداء
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
پيشگفتار
٤ ص
(٤)
سخنى در ترجمه اين كتاب
٦ ص
(٥)
چهل حديث شهيد اوّل
٨ ص
(٦)
ترجمه اين اثر مفيد
٨ ص
(٧)
شرح حال كوتاهى از شهيد اوّل
٩ ص
(٨)
تأليفات شهيد اوّل
٩ ص
(٩)
فرزندان شهيد اوّل
١٠ ص
(١٠)
مقدّمه مؤلّف
١٤ ص
(١١)
حديث 1
١٦ ص
(١٢)
حديث 2
١٨ ص
(١٣)
حديث 3
١٩ ص
(١٤)
حديث 4
٢٠ ص
(١٥)
حديث 5
٢١ ص
(١٦)
حديث 6
٢٢ ص
(١٧)
حديث 7
٢٣ ص
(١٨)
حديث 8
٢٤ ص
(١٩)
حديث 9
٢٥ ص
(٢٠)
حديث 10
٢٨ ص
(٢١)
حديث 11
٢٩ ص
(٢٢)
حديث 12
٣٠ ص
(٢٣)
حديث 13
٣١ ص
(٢٤)
حديث 14
٣٢ ص
(٢٥)
حديث 15
٣٣ ص
(٢٦)
حديث 16
٣٤ ص
(٢٧)
حديث 17
٣٥ ص
(٢٨)
حديث 18
٣٦ ص
(٢٩)
حديث 19
٣٧ ص
(٣٠)
حديث 20
٣٩ ص
(٣١)
حديث 21
٤٠ ص
(٣٢)
حديث 22
٤٠ ص
(٣٣)
حديث 23
٤٣ ص
(٣٤)
حديث 24
٤٧ ص
(٣٥)
حديث 25
٥٠ ص
(٣٦)
حديث 26
٥٣ ص
(٣٧)
حديث 27
٥٨ ص
(٣٨)
حديث 28
٦٣ ص
(٣٩)
حديث 29
٦٤ ص
(٤٠)
حديث 30
٦٦ ص
(٤١)
حديث 31
٧٠ ص
(٤٢)
حديث 32
٧٥ ص
(٤٣)
حديث 33
٧٦ ص
(٤٤)
حديث 34
٧٨ ص
(٤٥)
حديث 35
٧٩ ص
(٤٦)
حديث 36
٧٩ ص
(٤٧)
حديث 37
٨٠ ص
(٤٨)
حديث 38
٨١ ص
(٤٩)
حديث 39
٨٤ ص
(٥٠)
حديث 40
٩١ ص

چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٧٢ - حديث ٣١

آنكه خلق شوند هر دو نورى در پيشگاه خداوند متعال بودند؟ و چون فرشتگان آن نور را ديدند كه شعاعى تابان از آن درخشيدن گرفت، گفتند: معبودا و بزرگوارا! اين نور چيست؟ آنگاه بود كه خداوند تعالى به آنان وحى فرستاد كه اين نور، نور من است؛ اصلش نبوّت و فرعش امامت است. اما نبوّت براى بنده‌ام و فرستاده‌ام محمّد است، و امّا امامت براى حجّتم و دوستم، على است، و اگر اين دو نبودند مخلوقم را نمى‌آفريدم.

- آيا ندانستى كه پيامبر اكرم ٦، در غدير خمّ دو دست على ٧ گرفت- به نحوى كه مردم زير بغل آن دو را مى‌ديدند- و او را سرپرست و امام مردم قرار داد؟

- و روزى در «سراى بنى نجّار»، حسن و حسين را به دوش گرفته بود يكى از اصحابش به آن حضرت گفت: يكى از اين دو را به من بده [به دوش بگيرم‌]. فرمود:

خودم خوب باربرى هستم! و اين دو هم خوب سواره‌اى هستند، و پدرشان از آنها بهتر است.

- و روزى با اصحابش نماز مى‌خواند، سجده‌اى از سجده‌هايش را طول داد.

چون سلام داد، گفتند: يا رسول اللَّه سجده را طول دادى. فرمود: «پسرم بر من سوار شده بود، دوست نداشتم پياده‌اش كنم تا خود پايين آيد».

و همه اين امور براى نشان دادن رفعت و شرافت آنان بود و پيامبر اكرم ٦ خود رسول، نبىّ و امام بود و على ٧ فقط امام بود نه رسول بود و نه نبىّ، پس او تحمّل سنگينى مقام نبوّت را نداشت.

محمّد بن حرب هلالى گفت: باز هم بيشتر بفرماييد.

امام صادق ٧ فرمود: به راستى كه تو شايسته آنى كه بيشتر بگويم: رسول خدا ٦، على ٧ را بر دوشش گرفت تا به مردم بفهماند كه او پدر فرزندانش، و امام امامان از صلبش است، عبايش را در «نماز باران» وارونه پوشيد تا به اصحابش‌