چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٧٦ - حديث ٣٣
و معي أهلي و ولدي و غلمتي فأؤذّن و أقيم و أصلّي بهم، أفجماعة نحن؟ فقال نعم.
فقال: يا رسول اللَّه إنّ غلمتي يتبعون قطر السّحاب و أبقي أنا و أهلي و ولدي فأؤذّن و أقيم و أصلّي بهم أفجماعة نحن؟ فقال: نعم.
فقال: يا رسول اللَّه فإنّ ولدي يتفرّقون في الماشية، فأبقى أنا و أهلي، فأؤذّن و أقيم و أصلّي بهم، أفجماعة نحن؟ فقال نعم.
فقال: يا رسول اللَّه إنّ المرأة تذهب في مصلحتها و أبقى أنا وحدي، فأؤذّن و اقيم، أفجماعة أنا؟ قال: نعم، المؤمن وحده جماعة[١].
حديث ٣٣-
محمّد بن يوسف از پدرش روايت مىكند، گويد: از امام باقر ٧ شنيدم كه مىفرمود: جهنى [مردى از قبيله بنى جهينه] در مكّه نزد پيامبر اكرم ٦ آمد و گفت:
اى پيامبر خدا! من در بيابان با همسر و فرزند و كودكانم اذان مىگويم و بر مىخيزم و با آنان نماز مىخوانم. آيا اين جماعت صحيح است؟ فرمود، بلى.
گفت: اى پيامبر خدا! كودكانم دانه باران را دنبال مىكنند[٢]، و من و همسر و فرزندانم اذان گفته و با آنان به نماز بر مىخيزم. آيا چنين جماعتى صحيح است؟
فرمود: بلى.
باز گفت: اى رسول خدا! فرزندانم به دنبال چهار پايان پراكنده مىشوند، من مىمانم و همسرم، آنگاه اذان گفته و بر مىخيزم و با ايشان نماز مىخوانم. آيا اين
[١] الكافى: ٣/ ٣٧١، ح ٢- التهذيب ٣/ ٢٦٥، ح ٦٩.
[٢]- يا: به دنبال آب باران كه در گودالها گرد آمده مىروند.