چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل)
(١)
الإهداء
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
پيشگفتار
٤ ص
(٤)
سخنى در ترجمه اين كتاب
٦ ص
(٥)
چهل حديث شهيد اوّل
٨ ص
(٦)
ترجمه اين اثر مفيد
٨ ص
(٧)
شرح حال كوتاهى از شهيد اوّل
٩ ص
(٨)
تأليفات شهيد اوّل
٩ ص
(٩)
فرزندان شهيد اوّل
١٠ ص
(١٠)
مقدّمه مؤلّف
١٤ ص
(١١)
حديث 1
١٦ ص
(١٢)
حديث 2
١٨ ص
(١٣)
حديث 3
١٩ ص
(١٤)
حديث 4
٢٠ ص
(١٥)
حديث 5
٢١ ص
(١٦)
حديث 6
٢٢ ص
(١٧)
حديث 7
٢٣ ص
(١٨)
حديث 8
٢٤ ص
(١٩)
حديث 9
٢٥ ص
(٢٠)
حديث 10
٢٨ ص
(٢١)
حديث 11
٢٩ ص
(٢٢)
حديث 12
٣٠ ص
(٢٣)
حديث 13
٣١ ص
(٢٤)
حديث 14
٣٢ ص
(٢٥)
حديث 15
٣٣ ص
(٢٦)
حديث 16
٣٤ ص
(٢٧)
حديث 17
٣٥ ص
(٢٨)
حديث 18
٣٦ ص
(٢٩)
حديث 19
٣٧ ص
(٣٠)
حديث 20
٣٩ ص
(٣١)
حديث 21
٤٠ ص
(٣٢)
حديث 22
٤٠ ص
(٣٣)
حديث 23
٤٣ ص
(٣٤)
حديث 24
٤٧ ص
(٣٥)
حديث 25
٥٠ ص
(٣٦)
حديث 26
٥٣ ص
(٣٧)
حديث 27
٥٨ ص
(٣٨)
حديث 28
٦٣ ص
(٣٩)
حديث 29
٦٤ ص
(٤٠)
حديث 30
٦٦ ص
(٤١)
حديث 31
٧٠ ص
(٤٢)
حديث 32
٧٥ ص
(٤٣)
حديث 33
٧٦ ص
(٤٤)
حديث 34
٧٨ ص
(٤٥)
حديث 35
٧٩ ص
(٤٦)
حديث 36
٧٩ ص
(٤٧)
حديث 37
٨٠ ص
(٤٨)
حديث 38
٨١ ص
(٤٩)
حديث 39
٨٤ ص
(٥٠)
حديث 40
٩١ ص

چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٧١ - حديث ٣١

و سخن رسول اكرم ٦ كه فرمود: «پروا داشته باشيد از فراست و زيركى مؤمن.

زيرا كه او به نور خداوند تعالى مى‌نگرد».

گفتم: اى پسر رسول خدا! مرا از مسأله‌ام خبر ده.

فرمود: مى‌خواهى از من بپرسى كه چرا به هنگام درهم ريختن بتها بر بام كعبه، على ٧ رسول خدا را بر دوش نگرفت [بلكه پيامبر، على را به دوش گرفت‌]؟ با اينكه قوّت و قدرت على ٧ در باب كندن قلعه خيبر و دور انداختن آن به چهل ذرع پشت سر خود، در حالى كه چهل نفر نمى‌توانستند آن را بر دارند [بر كسى پوشيده نيست‌].- و از طرفى رسول خدا ٦ بر اسب و شتر و الاغ سوار مى‌شد و در شب معراج بر براق سوار گرديد.- و همه اينها در قوّت و قدرت بسى پايين‌تر از وى بودند؟

گفتم: به خدا سوگند همين را مى‌خواستم بپرسم: اى پسر رسول خدا! جوابم بده. فرمود: على ٧ در پيشگاه پيامبر اكرم ٦ شرف و فضيلتى [خاصّ‌] داشت. و به همين جهت پا بر دوش آن حضرت نهاد و بدان وسيله آتش شرك را خاموش و هر معبودى جز خدا را باطل نمود. و اگر على ٧ پيامبر را براى ريختن بتها بالا مى‌برد در آن صورت پيامبر به واسطه على ٧ مقام و مرتبت پيدا مى‌كرد و به وسيله او به ريختن بتها دست مى‌يافت و اگر چنين مى‌بود على ٧ افضل از او مى‌شد، [و حال آنكه چنين نيست‌]. مگر نديدى كه على ٧ فرمود: چون پا بر دوش رسول خدا ٦ نهادم، شرافت و مرتبت پيدا كردم تا جايى كه اگر مى‌خواستم به آسمان برسم، هر آينه مى‌رسيدم.

- آيا ندانستى كه اين چراغ است كه به وسيله آن در تاريكى راه يافته مى‌شود و شعاع نور از اصل نور است، على ٧ فرمود: «من از احمدم، همچون روشنايى كه از نور است»؟

- آيا ندانستى كه محمّد و على- كه درود خدا بر آن دو باد- دو هزار سال پيش از