چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٣٨ - حديث ١٩
- باز وقتى كه سپيده صبح دميد نزد او آمد و دستور داد كه نماز صبح را بگزارد.
- سپس روز بعد در وقتى كه سايه به اندازه دو قامت رو به فزونى نهاد دستور داد كه نماز ظهر را بگزارد.
- باز در وقتى كه آفتاب غروب كرد نزد او آمد و دستور داد كه نماز مغرب را بگزارد.
- سپس در وقتى كه ثلثى از شب گذشته بود نزد او آمد و دستور داد كه نماز عشاء را بگزارد.
- باز در وقتى كه روشنى صبح نمايان شد نزد او آمد و دستور داد كه نماز صبح را بگزارد.
سپس گفت: [اى رسول خدا] ما بين اين دو وقتى است.
الحديث العشرون-
بالاسناد المقدم- عن الحسين بن سعيد، عن النضر بن سويد، عن عبد اللَّه ابن سنان، قال: سمعت الصّادق جعفر بن محمّد ٦ يقول: أخّر رسول اللَّه ٦ ليلة من اللّيالي العشاء الآخرة ما شاء اللَّه، فجاء عمر فدقّ الباب فقال: يا رسول اللَّه نام النّساء نام الصّبيان فخرج رسول اللَّه ٦ فقال:
ليس لكم أن تؤذونى، و لا تأمروني و إنّما عليكم أن تسمعوا و تطيعوا[١].
[١]- التهذيب ج ٢ ص، ٢٨.