چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٣٣ - حديث ١٥
فقال له: يا رسول اللَّه إنّي عجلان على ظهر سفر.
فقال له الأنصاري: إنّي قد أذنت له يا رسول اللَّه.
فقال له رسول اللَّه ٦: إن شئت سألتني، و إن شئت نبّأتك.
فقال: نبّئني يا رسول اللَّه.
قال: جئت تسألني عن الصّلاة، و عن الوضوء، و عن الرّكوع، و عن السّجود.
فقال: أجل، و الّذي بعثك بالحقّ ما جئت أسألك إلّا عنه.
فقال له رسول اللَّه ٦: أسبغ الوضوء، و املأ يديك من ركبتيك، و عفّر جبينك في التّراب، و صلّ صلاة مودّع[١].
خرّجه ابن أبي عمير، عن معاوية و رفاعة، و لم يذكر الوضوء.
حديث ١٥-
از امام باقر ٧ روايت شده كه فرمود: مردى از بنى ثقيف و مردى از انصار نزد رسول خدا ٦ آمدند. مرد ثقفى گفت: اى پيامبر خدا! حاجتى دارم.
پيامبر به ثقفى گفت: برادر انصارى تو بر تو پيشى دارد. ثقفى گفت: اى رسول خدا! من با شتاب آماده سفرم.
انصارى گفت: اى پيامبر خدا! من به او اجازه دادم [كه بر من پيشى گيرد] پيامبر اكرم ٦ فرمود: اگر خواستى بپرس، و اگر خواستى آگاهت گردانم.
انصارى گفت: آگاهى كن اى رسول خدا.
فرمود: آمدهاى تا در باره نماز، وضو، ركوع، و سجود از من سؤال كنى.
انصارى گفت: آرى، سوگند به كسى كه تو را بحقّ برانگيخته است، جز براى اين
[١]- الكافى: ٤/ ٢٦١، ح ٣٧.