چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٥ - پيشگفتار
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[١].
يعنى: «آنچه پيامبر به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، باز ايستيد».
بنا بر اين، وحيى كه به پيامبر اكرم ٦ شده دو قسم است: يك قسم آن كتبى يعنى نوشته شده و مدوّن، از جانب خداست كه نامش «قرآن» است؛ قسم ديگر وحى شفاهى است يعنى «مجموعه علوم و دانشى كه خداوند به پيامبر داده» و او آن را در قالب الفاظ و عبارات خود ريخته تا كتاب خدا را تبيين و تفسير نمايد و جزئيّات آن را براى مردم توضيح دهد. آيه شريفه ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[٢] «از سر هوس سخن نمىگويد، اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست». گوياى اين است كه وحى، شامل قرآن و علوم پيامبر هر دو مىشود. بنا بر اين، مجموعه گفتار و سخنان رسول خدا ٦ كه بر محور دين و در چهار چوبه مسائل شريعت باشد. همه داخل در وحى است[٣].
با توجّه به مطالب فوق، ديگر جايى براى اشكالتراشى بعضى، از قبيل اينكه «چرا فلان حكم و دستور جزئى در قرآن نيست؟» نمىماند. زيرا بيان جزئيّات احكام و بسيارى ديگر از مسائل را، خود قرآن كريم به «تبيين و امر و نهى رسول خدا ٦» ارجاع داده است، و تا آنجا كه شرايط و مقتضيات زمان پيامبر اقتضا مىنمود، آن حضرت چيزى را فروگذار نفرمودند، و بر اساس رهنمود قرآن كه پيامبر ٦ صادق و راستگوست و از سر هوس سخن نمىگويد، آن حضرت فرموده است:
إنّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللَّه و عترتى أهل بيتى ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبدا فإنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض[٤].
[١]- حشر/ ٧.
[٢]- نجم/ ٣ و ٤.
[٣]- براى توضيح بيشتر به« مباحث اصول دين»، اثر محمّد على كوشا، ص ١٥٧- ١٦٢ رجوع كنيد.
[٤] سنن دارمى، ج ٢، ص ٤٣٢- مسند احمد حنبل، ج ٣، ص ١٤ و ١٧ و ٥٩- الغدير علّامه امينى مجلّدات ١ و ٢ و ٣.