چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل)
(١)
الإهداء
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
پيشگفتار
٤ ص
(٤)
سخنى در ترجمه اين كتاب
٦ ص
(٥)
چهل حديث شهيد اوّل
٨ ص
(٦)
ترجمه اين اثر مفيد
٨ ص
(٧)
شرح حال كوتاهى از شهيد اوّل
٩ ص
(٨)
تأليفات شهيد اوّل
٩ ص
(٩)
فرزندان شهيد اوّل
١٠ ص
(١٠)
مقدّمه مؤلّف
١٤ ص
(١١)
حديث 1
١٦ ص
(١٢)
حديث 2
١٨ ص
(١٣)
حديث 3
١٩ ص
(١٤)
حديث 4
٢٠ ص
(١٥)
حديث 5
٢١ ص
(١٦)
حديث 6
٢٢ ص
(١٧)
حديث 7
٢٣ ص
(١٨)
حديث 8
٢٤ ص
(١٩)
حديث 9
٢٥ ص
(٢٠)
حديث 10
٢٨ ص
(٢١)
حديث 11
٢٩ ص
(٢٢)
حديث 12
٣٠ ص
(٢٣)
حديث 13
٣١ ص
(٢٤)
حديث 14
٣٢ ص
(٢٥)
حديث 15
٣٣ ص
(٢٦)
حديث 16
٣٤ ص
(٢٧)
حديث 17
٣٥ ص
(٢٨)
حديث 18
٣٦ ص
(٢٩)
حديث 19
٣٧ ص
(٣٠)
حديث 20
٣٩ ص
(٣١)
حديث 21
٤٠ ص
(٣٢)
حديث 22
٤٠ ص
(٣٣)
حديث 23
٤٣ ص
(٣٤)
حديث 24
٤٧ ص
(٣٥)
حديث 25
٥٠ ص
(٣٦)
حديث 26
٥٣ ص
(٣٧)
حديث 27
٥٨ ص
(٣٨)
حديث 28
٦٣ ص
(٣٩)
حديث 29
٦٤ ص
(٤٠)
حديث 30
٦٦ ص
(٤١)
حديث 31
٧٠ ص
(٤٢)
حديث 32
٧٥ ص
(٤٣)
حديث 33
٧٦ ص
(٤٤)
حديث 34
٧٨ ص
(٤٥)
حديث 35
٧٩ ص
(٤٦)
حديث 36
٧٩ ص
(٤٧)
حديث 37
٨٠ ص
(٤٨)
حديث 38
٨١ ص
(٤٩)
حديث 39
٨٤ ص
(٥٠)
حديث 40
٩١ ص

چهل حدیث (ترجمه الأربعون للشهید الأوّل) - شهید اول - الصفحة ٢٦ - حديث ٩

يرحمك اللَّه‌]، ٥- يارى رساندن ستمديده، ٦- افشا و آشكار نمودن سلام، ٧- و پذيرفتن دعوت [مؤمن‌].

و آنان را نهى كرد از: ١- استفاده از انگشترى طلا، ٢- نوشيدن از ظرف طلا و نقره، ٣- و سوار شدن بر زين‌هاى حريرى قرمز رنگ‌[١]، ٤- پوشيدن لباس ديبا، ٥- حرير، ٦- ابريشمى، ٧- و ارغوانى.

توضيح: بعضى از اوامر و نواهى در اين حديث،- بر خلاف نظر قائلين به وجوب تمام اوامر و نواهى در آن- با ادلّه ديگرى كه استفاده مى‌شود، براى وجوب نيست.

تشميت (با شين و سين): به معنى دعا كردن براى كسى است كه عطسه مى‌كند مثل گفتن: يرحمك اللَّه.

ثعلب گفته است: تسميت (با سين)، مشتق از «سمت» به معنى «قصد» است.

ابو عبيده گفته است: تشميت (با شين)، در كلام عرب بيشتر و مشهورتر است.

افشاء سلام: به معنى نشر و اظهار [عملى‌] سلام كردن است.

استبرق: به معنى «ديباى پر رنگ» است. و ديباج نيز معرّب ديباى فارسى است.

أرجوان: به معنى «قرمز پررنگ» و [معرّب ارغوان فارسى است‌].

الحديث العاشر ما

أخبرني به السيد العلامة النسّابة تاج الملّة و الدين أبو عبد اللَّه محمد بن معيّة قراءة عليه بالحلة سادس عشر من شعبان سنه أربع و خمسين و سبعمائة، قال: أخبرني الشيخ السعيد نجم الدين أبو القاسم عبد اللَّه بن علوي بن حمدان الحلي، قال: أخبرني الشيخ الفقيه القارئ المتقن‌


[١]- مياثر الحمر. مياثر جمع« ميثرة- از مادّه وثر-» به معنى« ليّن و نرم»، از نوع زينهاى عجمى بوده كه از حرير يا ديبا مى‌ساخته‌اند و« حمر» جمع احمر، به معنى« قرمز رنگ» است. و مياثر الحمر: زينهاى مخصوص حريرى قرمز رنگى بوده كه به عنوان تبختر و اشرافيت و فخر فروشى بر پشت اسبان مى‌گذاشتند و بر آن سوار مى‌شدند و به همين جهت هم رسول خدا ٦ از آن نهى فرموده است( كه البته اين گونه نهى‌ها، نهى تنزيهى است). ضمنا در بعضى نسخه‌ها« مآثر» آمده كه غلط است و صحيح آن همان« مياثر» است كه توضيح داده شد.( نهايه ابن اثير و مجمع البحرين: مادّه وثر).